شناسهٔ خبر: 76959739 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: رکنا | لینک خبر

سرنوشت واقعی یک خانواده در استان تهران

روز اول : مادرم رو از خانه بیرون انداخت / روز دوم : گرسنه بودیم با اعتراضم منو یعنی دخترش رو هم بیرون انداخت

حوادث رکنا: دخترنوجوان با چهره ای رنگ پریده وارد اتاق مشاوره فتانه ورمزیار روانشناس بالینی شد و گفت: پگاه هستم ۱۶ سالمه آمده ام کلانتری تا از پدرم شکایت کنم.

صاحب‌خبر -

به گزارش رکنا، این دختر ادامه داد: صدای جیغ برادرانم هنوز در گوش هایم شنیده می‌شود تصویر سیاه کابوس کتک های پدرم که هر بار به بهانه های مختلف مادرم و مارا کتک می‌زد در مقابلم رژه می‌روند... من از پدرمعتادم شکایت دارم!!

دو روزه منو از خانه بیرون کرده است. هفته قبل هم مادرم را بیرون انداخت .وقتی دعواشون شد مادرم را با شلنگ کتک زد و با لگد به سرش کوبید و بعدش به  کوچه انداخت  و بهش گفت  برو گم شو.... اگر تو برگردی سرت را می برم. ...

ما از ترس جرات نکردیم تو کوچه رو نگاه کنیم ببینیم مامانم رفته است  یا نه. همه ی ما رو هم بعدش کتک زد. اجازه نداد شام بخوریم از ترس خوابیدیم.پدرم صبح رفته بود سر کار .هیچی برای خوردن نداشتیم .در را قفل کرده بود نمی توانستیم بریم بیرون از همسایه ها چیزی بگیریم و بخوریم.

دو برادر ۱۱ ساله و ۲ساله  دارم .... تا غروب که پدرم  برگشت از گرسنگی گریه می کردند.

عصبانی شدم و به پدرم  گفتم نزدیک بود بمیریم از گرسنگی چرا این کار راکردی؟ گفت اصلا چرا زنده ماندید؟ خیلی عصبانی شدم و گریه کردم. با خودش چند تا نون لواش و یه سطل کوچک ماست آورده بود به برادرهام دادم و سیر شدن .گفت بقیه اش را نگه دار برای فردا.رفت تو اتاق و تریاک کشید.

من رفتم گوشی اش رو برداشتم و به دایی ام زنگ زدم که بابا مامان را از دیشب انداخته بیرون ازش خبر نداریم.... که پدرم فهمید و کلی کتکم زد.برادرهام وحشت کردند و من میگفتم نزن اینا می ترسن ولی بدتر کرد.شب هم از بدن درد خوابم نبرد هم از دست گریه برادرهام که هم گرسنه بودند و هم ترسیده بودند.

برادر کوچیکم هنوز شیر مادر می خورد و مدام بهانه مادرم را می گرفت.دیگر طاقت نیاوردم و سر پدرم  داد زدم که چه بلایی سر مامان آمده؟ ما تا کی کتک بخوریم؟این بچه کوچک مامان رو میخواهد میخواهی چه کار کنی با ما؟شروع کرد به کتک زدن .پاشو گذاشت رو گردنم و گفت بمیر تو هم مثل مادرت روداری.....داداشم از ترس جیغ می کشید و کبود شده بود.

دست بابا رو گاز گرفتم ولی در را باز کرد و من را انداخت بیرون.ساعت ۳ بود خیلی ترسیده بودم  لباس خونگی تنم بود .همسایه امان از پشت پنجره نگاهم می کرد .با شوهرش امدندتو کوچه و گفتند چه خبر شده ما صدای جیغ و دادتو شنیدیم.گریه کردم و منو بردند خانه اشان.تا صبح خوابم نبرد.صبح منو بردند دکتر.

دو تا از انگشت هایم شکسته بود ولی من نفهمیده بودم.گردنم کلا کبود شده بود. به همسایه گفتم مامان هم انداخته بیرون و ازش خبر نداریم.بعدش رفتم کلانتری شکایت کنم و عکس مادرم را بردم که پیدا کنند. بعدش باید برم پزشک قانونی برای بدنم که کبود شده است.

همچنان خانه همسایه هستم .از برادرهایم خبر ندارم. انها حتما از ترس یا گرسنگی مردند.پدرم حدود ۳ ماهه که فقط نون خالی میده می خوریم چند بار هم ماست گرفته. البته سالهاست که اینطور رفتار می کنه اما این ۳ ماه بیشتر شده است

نگاه کارشناس: فتانه ورمزیار روانشناس بالینی 

خشونت خانگی واقعیتی آزار دهنده و غیر قابل انکار است.محیط خانه باید پناهگاهی باشد که ساکنین در آن خستگی ها و رنج های ناشی از دشواریهای محیط بیرون خانه را به فراموشی بسپارند. متاسفانه برای تعدادی از مردم، خانه به جهنمی می ماند که آتش دشمنی، خشم، خشونت، بی مهری هر لحظه شعله ور تر می شود.اعتیاد در فرد عامل خشونت، تاثیر آن را دو برابر میکند.خشونت به شکل های جسمی، آزارعاطفی_ روانی، جنسی، غفلت نسبت به اعضای خانواده صورت می گیرد. از پیامدهای خشونت خانگی میتوان به  سوء تغذیه ، اختلالات روانی، اختلالات شخصیت_استرس_اضطراب_اختلالات روان تنی(معده درد، سردرد میگرنی و ...)_آسیب های جسمی ، فرار از منزل، اعتیاد به مواد مخدر و الکل و چه بسا خودکشی اشاره کرد. 

سبب شناسی: 

فردی:   احساس حقارت_ ضعف در اعتماد به نفس_ عدم استقلال مالی_ خشم _عدم تاب آوری_ ناکامی_ عدم مهارت خودآگاهی_ وابستگی_

خانوادگی: خانواده آسیب دیده_ اعتیاد پدر _ مشکلات مالی_عدم حمایت اجتماعی و عاطفی_تعارض والدین_ مادر وابسته_پدر مبتلا به اختلالات روانی 

اجتماعی: مشکلات اقتصادی_ ضعف در ساماندهی دانشجویان جهت شغل پاره وقت و استقلال مالی_

عدم دسترسی به کمپ  رایگان جهت ترک اعتیاد .