شناسهٔ خبر: 76958747 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

گرینلند؛‌ عرصه آزمون اروپا در برابر زورگویی ترامپ

دونالد ترامپ در مواجهه با موضوع گرینلند، زبانی را برگزیده که یادآور منطق امپراتوری‌های زورگوی کهن است.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، اظهارات و تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا درباره تمایل این کشور برای تصاحب گرینلند، بار دیگر این پرسش را به مرکز توجه جهانی بازگردانده است: آیا جهان در حال عقب‌گرد از نظم حقوقی و چندجانبه‌گرای پس از جنگ جهانی دوم به عصری شبیه دوران پادشاهان کشورگشا و «قانون جنگل» است؟ جایی که قدرت نظامی، فشار اقتصادی و تحقیر متحدان، جایگزین دیپلماسی و حقوق بین‌الملل می‌شود.

 

چرا گرینلند برای آمریکا مهم است؟

گرینلند، این جزیره‌ی یخی و کم‌جمعیت در شمالگان، تا چندی پیش در حاشیه ژئوپلیتیک جهانی قرار داشت؛ اما تغییرات اقلیمی، رقابت قدرت‌های بزرگ و نیاز فزاینده به منابع استراتژیک، آن را به یکی از حساس‌ترین نقاط نقشه جهان بدل کرده است.

گرینلند , دونالد ترامپ , اتحادیه اروپا , کشور دانمارک , کشور آمریکا ,

این سرزمین پهناور، گنجینه‌ای از عناصر خاکی نادر دارد که برای صنایع پیشرفته، فناوری‌های نوین و تجهیزات نظامی حیاتی‌اند؛ عناصری که بیش از 60 درصد فرآوری آن‌ها در اختیار چین است و آمریکا به‌شدت به دنبال کاهش این وابستگی است.

افزون بر آن، ذوب یخ‌های قطبی مسیرهای جدید حمل‌ونقل دریایی را گشوده و گرینلند را به «دروازه لجستیکی» قطب شمال تبدیل کرده است؛ منطقه‌ای که روسیه و چین نیز حضور پررنگ‌تری در آن یافته‌اند.

در چنین بستری، نگاه واشنگتن به گرینلند نه یک کنجکاوی گذرا، بلکه بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی قرن بیست‌ویکم است. با این حال، آنچه این پرونده را جنجالی کرده، نه صرفِ اهمیت گرینلند، بلکه شیوه‌ مواجهه‌ دونالد ترامپ با آن است.

 

بازگشت به عصر زورگویی امپراتوری‌ها

دونالد ترامپ در مواجهه با موضوع گرینلند، زبانی را برگزیده که بیش از آنکه به دیپلماسی مدرن شباهت داشته باشد، یادآور منطق امپراتوری‌های زورگوی کهن است. او آشکارا از «مالکیت»، «حق امتیاز کامل» و حتی «احمقانه بودن» بازگرداندن گرینلند به دانمارک پس از جنگ جهانی دوم سخن گفته و این جزیره را «قلمروی ما» توصیف کرده است؛ گویی تاریخ، حاکمیت ملی و اراده‌ مردم محلی و ساکن در این منطقه اساسا اصالتی ندارد.

گرینلند , دونالد ترامپ , اتحادیه اروپا , کشور دانمارک , کشور آمریکا ,

ترامپ در یکی از صریح‌ترین اظهارات اخیر خود گفته است: «برای دفاع از یک منطقه، باید مالک آن باشید؛ با اجاره‌نامه نمی‌شود دفاع کرد.» این نگاه، نه‌تنها اصل حاکمیت کشورها، بلکه بنیان نظم بین‌المللی پس از پایان جنگ جهانی دوم در 1945 را هم زیر سؤال می‌برد؛ نظمی که دقیقاً برای جلوگیری از تکرار جنگ‌ها و کشورگشایی‌های اجباری بنا شد.

واکنش رسانه‌ها و دولت‌های اروپایی به این رویکرد، قابل‌توجه بوده است. روزنامه‌ گاردین با اشاره به عقب‌نشینی ترامپ از تهدید نظامی پس از اعلام مانورهای احتمالی اروپا، به‌درستی نتیجه گرفت که او «فقط زبان زور و قدرت را می‌فهمد». از نگاه گاردین، قاطعیت—حتی در سطحی محدود—کارآمدتر از مماشات و چاپلوسی است.

در همین راستا، مجله‌ آلمانی اشپیگل با تیتر معنادار «دونالد، بس است»، پرونده‌ای را به آنچه «امپریالیسم ترامپ» می‌نامد اختصاص داد؛ امپریالیسمی که نه با لشکرکشی کلاسیک، بلکه با تهدید نظامی، فشار اقتصادی، تعرفه‌های تنبیهی و تحقیر متحدان پیش می‌رود. تهدید به اعمال تعرفه‌ی 100 درصدی بر کشورهای اروپایی در صورت عدم توافق بر سر گرینلند، نمونه‌ی روشنی از این سیاست باج‌گیرانه است؛ رویکردی که حتی وزیر خارجه هلند آن را صراحتاً «باج‌گیری» نامیده است.

گرینلند , دونالد ترامپ , اتحادیه اروپا , کشور دانمارک , کشور آمریکا ,

رفتار ترامپ تنها به تهدیدهای اقتصادی محدود نمانده است. در قبال پرونده گرینلند در ابتدا کاخ سفید احتمال استفاده از زور را رد نکرد، حتی ترامپ از خطر فروپاشی احتمالی ناتو به واسطه این تصمیم خود برای مالکیت گرینلند ابراز نگرانی نکرد، تا جایی که اظهار داشت که اگر گرفتن گرینلند به تضعیف ناتو منجر شود، «بهتر است این اتفاق بیفتد». چنین اظهاراتی، بنیان یکی از مهم‌ترین ائتلاف‌های امنیتی جهان را به ابزاری برای چانه‌زنی شخصی بدل می‌کند.

گرینلند , دونالد ترامپ , اتحادیه اروپا , کشور دانمارک , کشور آمریکا ,

در مقابل، واکنش اروپا ترکیبی از مقاومت و تلاش برای مهار بحران بوده است. وزیر امور خارجه دانمارک الحاق گرینلند به آمریکا را «خط قرمز» خواند و تأکید کرد نمی‌توان هر روز با تهدید جدیدی از خواب بیدار شد. تلاش امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه برای منصرف‌کردن ترامپ—از طریق پیام‌های خصوصی—نشان‌دهنده‌ نگرانی جدی اروپا از عادی‌سازی این نوع سیاست‌ورزی از سوی ساکنان کاخ سفید است.

نکته‌ قابل تأمل آنجاست که ترامپ برای توجیه خواسته‌هایش، گاه از ادبیات «حفاظت از جهان» استفاده می‌کند؛ اینکه آمریکا «یک تکه یخ» می‌خواهد تا امنیت جهانی را تضمین کند. اما در عمل، این ادعا با تحقیر متحدان، نادیده‌گرفتن حاکمیت کشورها و تهدید به زور، بیش از آنکه حافظ نظم باشد، آن را فرسایش می‌دهد.

گرینلند , دونالد ترامپ , اتحادیه اروپا , کشور دانمارک , کشور آمریکا ,

 جهان در آستانه کدام مسیر؟

پرونده‌ گرینلند، فراتر از یک اختلاف ارضی یا اقتصادی، نمادی از چالشی بزرگ‌تر است: تقابل میان نظم مبتنی بر قواعد و جهانی که در آن قدرت عریان، زبان اصلی سیاست می‌شود. رفتار دونالد ترامپ نشان می‌دهد که خطر بازگشت به منطق «حق با طرف قوی‌تر است» واقعی است؛ منطقی که اروپا، جهان و حتی خود آمریکا هزینه‌های سنگین آن را در قرن بیستم تجربه کرده‌اند.

 

اگر این رویکرد عادی‌سازی شود، فردا تنها گرینلند موضوع مناقشه نخواهد بود بلکه اصل حاکمیت، اتحادهای بین‌المللی و امنیت دسته‌جمعی، همگی به ابزار چانه‌زنی بدل خواهند شد. شاید به همین دلیل است که واکنش قاطع—هرچند محدود—اروپا، ترامپ را به عقب‌نشینی واداشت. تجربه نشان داد که در برابر سیاستی که جهان را به عصر پادشاهان کشورگشا نزدیک می‌کند، تنها زبان قانون، قدرت جمعی و ایستادگی و پافشاری بر حقوق می‌تواند مانع لغزش بیشتر نظم جهانی شود.

نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل اقتصاد بین الملل

انتهای پیام/