شناسهٔ خبر: 76958460 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

شرحی از مصباح یزدی بر مناجات شعبانیه(۱۱)

پیامبر(ص) چگونه شفاعت می‌کند؟

تهران- ایرنا- آیت الله مصباح یزدی با استناد به آیه پنجم سوره ضحی گفت: بیش‌ترین امید ما شفاعت رسول خدا در قیامت است و خشنودی پیامبر(ص) طبق روایات، مقام شفاعت در آخرت است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار معارف ایرنا آیت الله محمدتقی مصباح یزدی در شرح مناجات شعبانیه گفت: «اِلهی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوباً فِی الدُّنْیا وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلی سَتْرِها عَلَیَّ مِنْکَ فِی الاُْخْری اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَِحَد مِنْ عِبادِکَ الصّالِحینَ؛ خداوندا، تو در دنیا گناهانی را که مرتکب شده بودم پوشانیدی، در حالی که من در آخرت نیاز بیش‌تری به پوشانیدن آن‌ها دارم. چراکه تو در دنیا برای هیچ یک از بندگان صالحت گناهان مرا آشکار نساختی.»

خداوندا، من اقرار به گناه کردم و تو آن کریمی هستی که در تمام عمر آن‌ها را پوشانیدی و مرا رسوا نساختی، ولی نیاز من به این ستاریّت در آخرت بیش‌تر است. چرا که در دنیا اگر رسوا می‌شدم، عذاب آخرت از من برداشته می‌شد. حال که حاضر نشدی آبروی من را پیش خلق بریزی و مرا در حضور کسانی امثال خودم رسوا کنی، این ستاریّت خود را در آخرت نیز تداوم ببخش. چرا که نیاز من به این پرده‌پوشی در آخرت خیلی بیش‌تر از پرده‌پوشی در دنیاست.

این فراز از دعا نیز در طلب رحمت است و در آن از استدلال و برهان و جدل خبری نیست که بگوید به این دلیل در دنیا گناهانت را پوشاندم تا حیا کنی ولی سوء استفاده کردی. اکنون باید تو را کیفر بدهم ولی منطق استرحام چنین حکم نمی‌کند. در این‌جا علاوه بر نکات یادشده در فرازهای قبلی، نکته جدیدی هم اضافه می‌شود و آن عبارت است از این‌که، خدایا! در دنیا برای هیچ یک از بندگان شایسته‌ات راز مرا فاش نکردی و اگر در آخرت رسوایم کنی، آبروی من پیش بندگان صالح تو می‌ریزد.

کدام سخت‌تر است؛ رسوایی در دنیا یا آخرت؟

اگر انسان در دنیا گناهی می‌کند و رفقای او می‌فهمند و او هم پروایی ندارد، چون آن‌ها هم‌پالگی‌های او هستند ولی از این که افراد خوب که اهل این کارها نیستند اگر بفهمند، هراس دارد و خداوند لطف می‌کند و در دنیا آبروی او را نزد خوبان نمی‌ریزد تا او را توبیخ نکنند ولی در آخرت خوب و بدِ همه معلوم می‌شود. آن‌جا بهشتیان، جهنمیان را می‌بینند و هیچ‌کس مخفیانه به بهشت یا جهنم نمی‌رود. «وَ بَرَزُوا للهِِ جَمِیعا؛ همه در پیشگاه الهی آشکار می‌شوند.» (سوره ابراهیم، آیه ۲۱)

اگر خداوند در آخرت عیوب او را نپوشاند، همه می‌فهمند که انسان بدی بوده است. انسان گاهی نمی‌خواهد حتی یک بچّه هم از اعمال زشت او آگاه شود، ولی در قیامت که همه خلائق از اوّل تا پایان خلقت در صحرای محشر حاضرند، رسوایی آن روز هزاران بار بدتر از رسوایی دنیاست. پس نیاز او به ستاریّت خداوند بیش‌تر از دنیاست. بنابراین در این فراز علاوه بر نکات قبلی به نکته‌ای دیگر تکیه شده و آن شدّت رسوایی آخرت نسبت به رسوایی دنیاست؛ زیرا همه مردم می‌فهمند انسان چه‌کاره بوده است.

خداوند نیز تا جایی که خلاف حکمت نباشد، از افاضه رحمت خودداری نمی‌کند و به همین خاطر کسانی که به واسطه شدت گناهان در برزخ و در قیامت معذّب می‌شوند، در پایان کار، آن‌ها را مشمول شفاعت می‌نماید. حضرت رسول(ص) می‌فرمایند «اِدَّخَرْتُ شَفاعَتی لاَِهْلِ الْکَبائِرِ مِنْ اُمَّتی؛ شفاعتم را برای کسانی از امّت خود ذخیره کرده‌ام که گناه کبیره انجام می‌دهند.» (بحارالانوار، ج ۸، ص ۵۸)

شفاعت پیامبر(ص) شامل چه کسانی می‌شود؟

شفاعت پیامبر(ص) برای کسانی است که در مراحل گوناگون پاک نشده‌اند. گاهی مَثل گرفتاری‌ها مثل آتشی است که فلزی را در آن می‌اندازند تا خالص شود. در دنیا افرادی که گناهکارند، مبتلا به بلاهایی می‌شوند تا روح آن‌ها پاک شود و راحت از دنیا بروند و اگر پاک نشدند با سکرات موت آن‌ها را پاک می‌کنند تا در عالم برزخ مشکل نداشته باشند و اگر پاک نشدند با فشار قبر وگرنه با گرفتاری‌های برزخ و در پایان با سختی‌های محشر و دست آخر با شفاعت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) پاک شده و وارد حوض کوثر می‌گردند. زیرا بهشت جای ناپاکان نیست و در هر صورت انسان باید پاک شود تا به بهشت برود.

بیش‌ترین امید ما همان شفاعت است. «وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی؛ و خداوند به زودی به تو آن‌قدر بدهد که تو راضی شوی.» (سوره ضحی، آیه ۵) خشنودی پیامبر(ص) طبق روایات، مقام شفاعت در آخرت است ولی در روایات آمده که شفاعت پیامبر(ص) و ائمه(ع) متعلق به آخرت است و قولی برای شفاعت در برزخ نداده‌اند. کسانی هستند که با اعمالی چون زیارت حضرت رضا(ع) و سیدالشهدا(ع) و سایر ائمه اطهار، موجب شده‌اند آن بزرگواران به دیدن آن‌ها بیایند و از دردهای آن‌ها بکاهند و چه بسا عذاب به کلی مرتفع شود. در عین حال اگر چیزی باقی بماند و در عالم برزخ با آن همه گستردگی زمان پاک نشدند و روز قیامت نیز با حوادث هولناک خود نتوانست آن‌ها را بشوید، سرانجام محمّد و آل محمّد(ع) به شفاعت بر خواهند خاست و مؤمنان را نجات خواهند داد.

خدایا! با ما هم مهربان باش

«اِلهی جُودُکَ بَسَطَ اَمَلی وَ عَفْوُکَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلی؛ خدایا! بخشش تو، امید من را زیاد و گسترده می‌کند و عفو و گذشت تو بالاتر از عمل من است.» برای تبیین این فراز از مناجات و درک بهترِ آن، یک نکته را باید متذکر گردیم و آن این‌که توجّه ما به خدای متعال، معمولا در شرایط عادی به کمک مفاهیم ذهنی انجام می‌گیرد، حتّی وقتی که اسم خدا را به زبان می‌آوریم، هر کسی معنای خاصّی از آن را در ذهن خود تداعی می‌کند و معمولا معنای آفریدگار عالم تصور می‌شود.

همین کلمه آفریدگار که یک مفهوم ذهنی است در هنگام دعا به تناسب حال یا حاجت و خواسته‌ای که داریم، دارای مفهوم خاصی می‌گردد. کسی که از خداوند روزی طلب می‌کند از کلمه خدا، روزی‌دهنده و کسی که گرفتاری دارد، رفع‌کننده گرفتاری و آن کسی که مریض دارد، شفادهنده بیماران را در ذهن خود می‌آورد. البته گاهی ممکن است برای برخی افراد در حال دعا، مناجات و نماز با حضور قلب و خلوت در شب‌های تار و در حال سجده با اشک جاری، حالاتی پیش بیاید که توجه به هیچ مفهوم خاصّی نداشته باشد و نتواند بگوید که در آن حالت از خدا چه معنایی را در نظر می‌آورد و فقط حالت اُنسی که برای او پیش آمده را درک کند. این همان مرتبه ضعیف از درک شهودی است و برای افراد معمولی پیش می‌آید و مراتب کامل آن مخصوص اولیای الهی است.

غالب مردم از راه مفاهیم با خدا ارتباط برقرار می‌کنند و مفاهیم همیشه یک بُعد و زاویه خاص را نشان می‌دهند. با گفتن رحمن و رحیم، باید کسی را در نظر بگیریم که خداوند به او ترحم می‌کند و با گفتن خالق و رازق، باید کسی را در نظر بگیریم که خداوند او را خلق کرده و رزق می‌دهد. تمامی اسماء حسنای الهی در مقام فعل، نشانه کاری از کارهای خدا یا بیان‌کننده کیفیت آن کار است. اسما و صفات الهی که عقل و ذهن ما را از یک زاویه ویژه به خدا توجه می‌دهد به دو دسته تقسیم می‌شوند. یکی اسمای جمال، یعنی اسم‌هایی که دلالت بر رحمت و لطف الهی می‌کند مثل رحمن و رحیم و غفار و کریم و مانند آن و دیگر، اسمای جلال، یعنی اسم‌هایی که دلالت بر قهر و سلطه خدا می‌کند؛ مثل عزیز و قهار و جبار و متکبّر و مانند آن.

وقتی که اسمای جمال مطرح می‌شود انسان احساس می‌کند که می‌خواهد با او انس بگیرد و به او نزدیک شود و وقتی که اسمای جلال مطرح می‌شود انسان احساس می‌کند که قدرت عرض اندام در مقابل او و حتی قدرت راحت سخن گفتن با او را ندارد. بنابراین، وقتی انسان به مهربانیِ خدا توجه می‌کند، زبانش باز می‌شود و می‌گوید «خدایا! با ما هم مهربان باش.» انسان وقتی خودش را در مقابل چنین دریای بی‌کران می‌بیند، آرزوهای بسیار وسیع و گسترده پیدا می‌کند، نه‌تنها امیدوار می‌شود که گناهانش آمرزیده شوند بلکه برای رسیدن به مقامات بسیار عالیِ دوردست نیز امیدوار می‌شود.

فراموش نکنید که در آغاز در مقام توبه کردن هستیم. پس اوّل باید توجّه به زشتی‌های اعمال خود پیدا کنیم ولی اکنون که در مقام طلب احسان خداییم، با اسم جواد آغاز می‌کنیم و می‌گوییم «جود تو امید مرا گستراند.» در حقیقت از یک طرف آرزوهایم زیاد و از سوی دیگر گناهانم نیز فراوان است و امر دائر است بین این‌که بیامرزی یا مؤاخذه بنمایی. در مقام مقایسه، عمل خودم را با آمرزش تو می‌بینم.

گرچه گناه من بزرگ است ولی آیا گناه من بزرگ‌تر است یا آمرزش تو؟ گناه من شأنی از شؤون من است. گناه من با همه بزرگی‌اش در مقابل آمرزش الهی چیزی به حساب نمی‌آید. عدد بزرگی را فرض کنید که همه کهکشان‌ها را پر کرده است، ولی هر گاه با بی‌نهایت مقایسه می‌گردد، باز هم محدود است. گناه ما هر چند مثل آن عدد بزرگ است ولی در مقابل آمرزش الهی ناچیز است.