به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلاموالمسلمین دکتر رضا مهکام در نشست "تبیین و تحلیل علمی وقایع و ناآرامیهای دیماه" که به همت معاونت فرهنگی دانشگاه قم در سالن حکمت این دانشگاه برگزار شد، ضمن تبیین برخی از مهمترین عوامل روانشناختی ناظر به حضور نسل جوان در اغتشاشات و اعتراضات امسال ابراز داشت: طبیعتاً وقوع چنین رویدادهایی بسیار دردناک است، چه آنکه حضور و آسیبدیدن و همچنین آسیبرساندن قشر نوجوان در این وقایع، برای هر فرد دلسوز نظام و کشور، بسی دشوار بوده و نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت، با این وجود آنچه حائز توجه بوده، شدت و پرخاشگری بسیار بالای نوجوانان شرکتکننده در اغتشاشات و ناآرامیهاست که در برخی شهرها اصلاً قابل قیاس با قضایای مربوط به سال 1401 نیست.
عدم تحلیل دقیق برخی نخبگان از ناآرامیهای دیماه
وی افزود: نکته مهم در این میان که شاید بیان آن به عدهای از نخبگان هم بربخورد این است که متأسفانه اغلب تحلیلها در رابطه با نقشآفرینی نوجوانان و جوانان در حوادث اخیر مبتنی بر دادههای محدودی بوده که لزوماً منعکسکنندهی همه واقعیت هم نیست، ضمن آن که در حالحاضر نیز دهها آمار متناقض و گاه متفاوت وجود دارد که تحلیل دقیق و جامع در اینباره را دشوار میکند. وی همچنین گفت: بنده به عنوان روانشناساجتماعی عرض میکنم که افراد در اعتراضات اولیه و حتی بعد که وارد فاز ناامنی و اغتشاش شد با انگیزههای مختلفی شرکت کرده بودند که هر کدام در جای خود باید بهدرستی مورد بررسی و تحلیل کارشناسانه قرار گیرد و نباید طوری باشد که ما نسبت به طیفی از این افراد بیتوجه و یا کمتوجه باشیم.
لزوم توجه به همه عوامل دخیل در پدیدههای اجتماعی
مهکام ادامه داد: ما در روزهای اخیر با برخی از نوجوانانی که دستگیر شده بودند مصاحبه کرده و تستهای روانشناختی را درباره آن ها اعمال نمودیم. البته این کار هم در سال 1401 انجام شده بود. با این حال معتقدم که صحبت با بزهکاران و خاطیان و عوامل اغتشاشات میتواند به ما در تحلیل درست و شفاف مسایل کمک شایان توجهی کند که نباید از اهمیت و ضرورت آن غافل شد. وی یادآور شد: طبیعتاً در تحلیل هر پدیده اجتماعی باید به زمینهها و عوامل مختلف توجه کرد چرا که تمرکز صرف بر یک عامل اشتباه است. قطعاً در کنار عوامل روانشناختی، عوامل جامعهشناختی، مباحث سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دینی نیز دخیل هستند.
ضعف جدی در باورهای دینی نوجوانان اغتشاشاگر
وی همچنین گفت: از سوی دیگر از منظر دینی و مذهبی نیز که به قضیه نگاه کنیم متوجه میشویم که بسیاری از نوجوانان شرکتکننده در اغتشاشات، شناخت درستی از دین نداشته اند؛ هرچند که ممکن است به قول معروف واجد دینشناسنامهای هم باشند، اما در عمل، نه تعهد چندانی به مناسک دینی دارند و نه باورهای قویای در آنها وجود دارد، با این توضیح که این ضعف در حوزه حجاب و مناسک دینی حتی پررنگتر است. آنها در دنیای خود زندگی میکنند و خانوادهها نیز تلاشی برای دیندار کردن و باورمند ساختن آنها نداشتهاند. مصاحبههای ما نشان میدهد که این افراد اطلاعات پایهای کافی در مورد مسائل دینی ندارند و به این باورها نفوذ نکردهاند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) افزود: نکته بعدی ناظر به عوامل خانوادگی است. اینکه بدانیم این افراد در چه نوع خانوادهای رشدکردهاند؟ ارتباطشان با والدین چگونه بوده است؟ متأسفانه در این بخش نیز وضعیت مناسبی مشاهده نمیشود. تأکید میکنم که صحبت ما پیرامون نوجوانان عادی شرکتکننده در اغتشاشات دیماه است، نه سرشبکهها یا افراد سازماندهی شده توسط خارج از کشور.
روابط ضعیف درونخانوادگی
وی خاطرنشان کرد: از دیگر مسائل حائز اهمیت، بحث وجود مشکلات آشکار بین والدین و فرزندان است، به این معنا که بخش قابلتوجهی از این والدین عملاً با فرزندان خود زندگی مشترک ندارند و این یعنی عدهای فرزند طلاق هستند. برخی والدین گزارش میدهند که نوجوان پس از بازگشت از مدرسه، در اتاق خود را قفل میکند و تا صبح روز بعد خارج نمیشود. والدین اظهار میدارند که نوجوان حاضر به خوردن غذا با آنها نیست و غذایش را روی گاز میگذارد و شبانه آن را میل میکند؛ یعنی ارتباط فرزند و والدین شبیه به فضای یک پانسیون است و حال آنکه در پانسیون نیز افراد تعاملات بیشتری با هم دارند.
لزوم توجه به ویژگیهای شخصیتی و آسیبشناسی آنها
مهکام همچنین گفت: در کنار نکات گفتهشده باید توجه داشت که بخش قابل توجهی از عوامل ریشهای در ویژگیهای شخصیتی و آسیبشناسی روانی این گروه از نوجوانان نهفته است، کما اینکه برخی اختلالات شخصیتی و آسیبهای روانی اینجا خودش را نشان میدهد. وی اضافه کرد: برخی از این نوجوانهایی که ما با آنها صحبت کردیم، دچار اختلالات شخصیت ضد اجتماعی بودند، گروهی گرفتار اختلال شخصیت مرزی بودند که البته با نوسانات شدید خلقی همراه بود.اختلال دوقطبی نوع یک و دو و نیز اختلال ادواری خلقی نیز در گروهی دیگر مشهود بود که بعضاً با رفتارهای خودبزرگبینانه و پرخاشگرانه ملاحظه میشد، ضمن آنکه علاوه بر این، سابقه اقدام به خودکشی در برخی از افراد نیز وجود داشت.
اعتیاد به بازیهای رایانهای خشن
این روانشناس و مشاور امور خانواده همچنین بیان داشت: از سوی دیگر اعتیاد به بازیهای رایانهای خشونتآمیز و تهاجمی نیز مشهود بود به نحوی که می توانم بگویم اکثر این افراد جزو گیمرهای حرفهای محسوب میشدند و این مسأله در سالجاری نسبت به قضایای سال 1401 حتی تشدید هم شده است.سوالی که در این میان مطرح میشود این است که فردی با هوش انتزاعیِ پایین آن هم در دوران نوجوانی، همراه با دارا بودن اختلالات شخصیتی مرزی و ضد اجتماعی و در عین حال، وابستگی شدید به بازیهای خشن، هنگامی که همه تمرکز او بر فضای مجازی و بازی است، چه تفاوتی میان فضای مجازی و واقعیت قائل خواهد شد؟!
وی افزود: شاید برای شما جالب باشد که بدانید در مصاحبهها، نوجوانی که یک مأمور پلیس راهنمایی و رانندگی را با لگد به زمین زده بود و بلافاصله او را با موتورش به آتش کشیده بود، در توضیح عملش میگفت، احساس میکردم دارم یک دشمن را در بازی(گیم) از بین میبرم. وی گفت: هرچند که در این زمینه نظرات و تحلیلهای بنده بیشتر بر عوامل روانشناختی متمرکز است، اما معتقدم که نباید از تأثیرات محیطی غافل شد، کما این که بهنظر میرسد که برای کاهش این میزان از پرخاشگری، باید فضایی مشابه ایجاد کرد، اما راهکار صحیح، اصلاح بازیهای رایانهای و توسعه بازیهای ایرانی است که بتوانند این انرژی و پرخاشگری را به نحو مطلوبی مدیریت کنند.
ضرورت پالایش و اصلاح برساختهای ذهنی
عضو هیئت علمی مؤسسه امامخمینی(ره) همچنین ابراز داشت: مساله کلیدی بعدی ناظر به لزوم اصلاح برساختهای ذهنی افراد به ویژه نسل جدید است. ببینید در حوزه رسانه و فضای مجازی از سوی رسانههای دشمن، تلاشهای هدفمندی برای القای سه پیام اصلی صورت گرفته و میگیرد؛ نخست این که مدعی میشوند "ایران بدترین کشور است"، از سوی دیگر این مسأله را بیان میکنندکه"در ایران، آزادی بیان وجود ندارد و حاکمیت دروغگوست" و سوم هم این که "برای گرفتن حق مردم و از بینرفتن جمهوری اسلامی باید مطالبهگریهای مسالمتآمیز به سمت مطالبهگری پرخاشگرانه سوق پیدا کند."
وی افزود: و حال آنکه بر خلاف ادعاها، بسیاری از افرادی که از کشور خارج شدهاند، اذعان کردهاند که ایران کشوری آزادتر از تصور اولیه آنها بوده است. همچنین، احساس عمومی وضعیت بد اقتصادی نیز عاملی بود که با این روایتهای رسانهای در هم تنیده و تمایل به زندگی در خارج از کشور را در میان افرادی که امید به مهاجرت داشتند، تقویت کرد؛ به نحوی که برخی شرکت در اغتشاشات را امتیازی برای دریافت پناهندگی تلقی میکردند و با همین انگیزه نیز فریب سرویسهای جاسوسی و مزدواران دشمن را خورده بودند.
انتهای پیام/