شناسهٔ خبر: 76957694 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: رسا | لینک خبر

حجت الاسلام ملک زاده در گفت‌وگو با رسا مطرح کرد؛

وقتی مبارزه با تروریسم، تروریسم خوانده می‌شود/ ضرورت اقدام متقابل از سوی ایران

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به بررسی ابعاد مختلف اقدام اخیر اتحادیه اروپا مبنی بر تروریستی‌خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین راهبردهای پیش‌روی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با این تصمیم پرداخت.

صاحب‌خبر -

در پی اقدام اخیر اتحادیه اروپا مبنی بر تروریستی‌خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این تصمیم با واکنش‌ها و تحلیل‌های متعددی در سطوح سیاسی و رسانه‌ای همراه شده است. بسیاری از ناظران، این اقدام را نه یک تصمیم صرفاً حقوقی، بلکه بخشی از رویکرد سیاسی و فشار هدفمند غرب علیه جمهوری اسلامی ایران ارزیابی می‌کنند؛ رویکردی که پیامدهای امنیتی، راهبردی و روانی گسترده‌ای به همراه دارد.

در همین راستا، خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، با حجت الاسلام محمد ملک زاده عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به گفت‌وگو پرداخته است تا ابعاد مختلف این اقدام، ریشه‌های سیاسی و امنیتی آن و همچنین راهبردهای پیش‌روی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با این تصمیم اتحادیه اروپا مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

متن کامل این گفت‌وگو بدین شرح است:

رسا_ ارزیابی شما از اقدام اتحادیه اروپا در تروریستی‌خواندن سپاه پاسداران چیست و این تصمیم را در چه چارچوبی باید تحلیل کرد؟

اقدام اخیر اتحادیه اروپا در طرح تروریستی‌خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نمی‌توان صرفاً یک تصمیم حقوقی یا امنیتی تلقی کرد؛ این اقدام، بیش از هر چیز، بازتابی از رویکرد دوگانه و ابزاری غرب در تعریف مفهوم «تروریسم» و استفاده سیاسی از آن در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است. تجربه تاریخی نشان داده است که «تروریسم» در قاموس غرب، نه یک مفهوم عینی و ثابت، بلکه ابزاری سیال برای فشار، مهار و بی‌ثبات‌سازی بازیگران مستقل در نظام بین‌الملل است.

نخستین مؤلفه در تحلیل این اقدام، تبعیت ساختاری اتحادیه اروپا از دستورکار سیاسی ایالات متحده است. در سال‌های اخیر، به‌ویژه در پرونده ایران، اروپا عملاً از جایگاه یک بازیگر مستقل خارج شده و در بسیاری از موارد، در هماهنگی کامل با راهبردهای واشنگتن عمل کرده است. قرار دادن سپاه در فهرست‌های ادعایی تروریستی، نه محصول یک ارزیابی امنیتی بی‌طرفانه، بلکه بخشی از بسته فشار حداکثری علیه ایران در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و روانی است؛ فشاری که هدف نهایی آن، تغییر محاسبات راهبردی ایران از طریق افزایش هزینه‌های مقاومت است.

رسا_ برخی معتقدند غرب در تعریف تروریسم دچار رویکردی گزینشی و سیاسی است، این نگاه چه پیامدهایی برای جایگاه سپاه و امنیت ملی ایران دارد؟

دومین نکته، معیارهای گزینشی و سیاسی غرب در تعریف تروریسم است. کارنامه کشورهای غربی به‌روشنی نشان می‌دهد که خشونت، اشغال و حتی کشتار غیرنظامیان، اگر از سوی دولتهای غربی یا متحدان آن‌ها صورت گیرد، نه‌تنها محکوم نمی‌شود، بلکه با توجیهات حقوق بشری و امنیتی، مشروع جلوه داده می‌شود. در مقابل، هر کنش دفاعی یا بازدارنده از سوی بازیگران مستقل، به‌سرعت ذیل برچسب «تروریسم» قرار می‌گیرد. این دوگانگی، مشروعیت اخلاقی و حقوقی ادعاهای اروپا را به‌شدت مخدوش می‌سازد.

سوم، هدف‌گیری مستقیم ستون دفاعی و بازدارنده ایران در این اقدام قابل‌توجه است. سپاه پاسداران، صرفاً یک نهاد نظامی نیست، بلکه یکی از ارکان اصلی امنیت ملی، تمامیت ارضی و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران به‌شمار می‌رود. برچسب‌زنی به این نهاد انقلابی و امنیت‌ساز، در واقع تلاشی برای مشروعیت‌زدایی از کل ساختار دفاعی کشور، منزوی‌سازی ایران در سطح بین‌المللی و القای تردید و شکاف در افکار عمومی داخلی است. این رویکرد، بخشی از جنگ روانی و شناختی گسترده‌ای است که هدف آن تضعیف اراده ملی و کاهش انسجام اجتماعی در برابر فشارهای خارجی است.

چهارمین بعد، نادیده‌گرفتن عامدانه نقش سپاه در مبارزه واقعی با تروریسم است. نقش تعیین‌کننده سپاه پاسداران و فرماندهان شهید آن، به‌ویژه شهید حاج قاسم سلیمانی، در شکست داعش - به‌عنوان یکی از خشن‌ترین و خطرناک‌ترین گروه‌های تروریستی معاصر که با حمایت آمریکا و غرب تاسیس شد - واقعیتی انکارناپذیر است. اما پذیرش این واقعیت، به معنای فروپاشی روایت ساختگی غرب از ایران به‌عنوان «حامی تروریسم» و اعتراف به پیروزی راهبردی ایران در تأمین امنیت منطقه‌ای و حتی جهانی است؛ ازاین‌رو، این نقش به‌طور هدفمند سانسور یا تحریف می‌شود.

رسا_ در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران چه راهبردی باید در برابر این اقدام اتحادیه اروپا اتخاذ کند؟

در مجموع، اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه پاسداران را باید در چارچوب جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد؛ جنگی که ابزارهای حقوقی، رسانه‌ای، اقتصادی و روانی را به‌صورت هم‌زمان به‌کار می‌گیرد. پاسخ مؤثر به این رویکرد، علاوه بر اقدام متقابل از سوی ایران، نیازمند دیپلماسی فعال، افشاگری هوشمندانه، تقویت روایت حقیقت در عرصه بین‌الملل و مهم‌تر از همه، تحکیم بازدارندگی جمهوری اسلامی در عرصه‌های مختلف است. تجربه نشان داده است که هرگاه جامعه ایرانی بر محور هویت، استقلال و مقاومت عقلانی متحد بوده، این‌گونه برچسب‌ها نه‌تنها کارکردی نداشته، بلکه به عاملی برای تقویت اقتدار ملی تبدیل شده‌اند.

در پی اقدام اخیر اتحادیه اروپا مبنی بر تروریستی‌خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این تصمیم با واکنش‌ها و تحلیل‌های متعددی در سطوح سیاسی و رسانه‌ای همراه شده است. بسیاری از ناظران، این اقدام را نه یک تصمیم صرفاً حقوقی، بلکه بخشی از رویکرد سیاسی و فشار هدفمند غرب علیه جمهوری اسلامی ایران ارزیابی می‌کنند؛ رویکردی که پیامدهای امنیتی، راهبردی و روانی گسترده‌ای به همراه دارد.

در همین راستا، خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، با حجت الاسلام محمد ملک زاده عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به گفت‌وگو پرداخته است تا ابعاد مختلف این اقدام، ریشه‌های سیاسی و امنیتی آن و همچنین راهبردهای پیش‌روی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با این تصمیم اتحادیه اروپا مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

سرویس سیاسی خبرگزاری رسا

متن کامل این گفت‌وگو بدین شرح است:

متن کامل این گفت‌وگو بدین شرح است:

رسا_ ارزیابی شما از اقدام اتحادیه اروپا در تروریستی‌خواندن سپاه پاسداران چیست و این تصمیم را در چه چارچوبی باید تحلیل کرد؟

رسا_ رسا_ رسا_ ارزیابی شما از اقدام اتحادیه اروپا در تروریستی‌خواندن سپاه پاسداران چیست و این تصمیم را در چه چارچوبی باید تحلیل کرد؟

اقدام اخیر اتحادیه اروپا در طرح تروریستی‌خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نمی‌توان صرفاً یک تصمیم حقوقی یا امنیتی تلقی کرد؛ این اقدام، بیش از هر چیز، بازتابی از رویکرد دوگانه و ابزاری غرب در تعریف مفهوم «تروریسم» و استفاده سیاسی از آن در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است. تجربه تاریخی نشان داده است که «تروریسم» در قاموس غرب، نه یک مفهوم عینی و ثابت، بلکه ابزاری سیال برای فشار، مهار و بی‌ثبات‌سازی بازیگران مستقل در نظام بین‌الملل است.

نخستین مؤلفه در تحلیل این اقدام، تبعیت ساختاری اتحادیه اروپا از دستورکار سیاسی ایالات متحده است. در سال‌های اخیر، به‌ویژه در پرونده ایران، اروپا عملاً از جایگاه یک بازیگر مستقل خارج شده و در بسیاری از موارد، در هماهنگی کامل با راهبردهای واشنگتن عمل کرده است. قرار دادن سپاه در فهرست‌های ادعایی تروریستی، نه محصول یک ارزیابی امنیتی بی‌طرفانه، بلکه بخشی از بسته فشار حداکثری علیه ایران در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و روانی است؛ فشاری که هدف نهایی آن، تغییر محاسبات راهبردی ایران از طریق افزایش هزینه‌های مقاومت است.

رسا_ برخی معتقدند غرب در تعریف تروریسم دچار رویکردی گزینشی و سیاسی است، این نگاه چه پیامدهایی برای جایگاه سپاه و امنیت ملی ایران دارد؟

رسا_ برخی معتقدند غرب در تعریف تروریسم دچار رویکردی گزینشی و سیاسی است، این نگاه چه پیامدهایی برای جایگاه سپاه و امنیت ملی ایران دارد؟ رسا_

دومین نکته، معیارهای گزینشی و سیاسی غرب در تعریف تروریسم است. کارنامه کشورهای غربی به‌روشنی نشان می‌دهد که خشونت، اشغال و حتی کشتار غیرنظامیان، اگر از سوی دولتهای غربی یا متحدان آن‌ها صورت گیرد، نه‌تنها محکوم نمی‌شود، بلکه با توجیهات حقوق بشری و امنیتی، مشروع جلوه داده می‌شود. در مقابل، هر کنش دفاعی یا بازدارنده از سوی بازیگران مستقل، به‌سرعت ذیل برچسب «تروریسم» قرار می‌گیرد. این دوگانگی، مشروعیت اخلاقی و حقوقی ادعاهای اروپا را به‌شدت مخدوش می‌سازد.

سوم، هدف‌گیری مستقیم ستون دفاعی و بازدارنده ایران در این اقدام قابل‌توجه است. سپاه پاسداران، صرفاً یک نهاد نظامی نیست، بلکه یکی از ارکان اصلی امنیت ملی، تمامیت ارضی و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران به‌شمار می‌رود. برچسب‌زنی به این نهاد انقلابی و امنیت‌ساز، در واقع تلاشی برای مشروعیت‌زدایی از کل ساختار دفاعی کشور، منزوی‌سازی ایران در سطح بین‌المللی و القای تردید و شکاف در افکار عمومی داخلی است. این رویکرد، بخشی از جنگ روانی و شناختی گسترده‌ای است که هدف آن تضعیف اراده ملی و کاهش انسجام اجتماعی در برابر فشارهای خارجی است.

چهارمین بعد، نادیده‌گرفتن عامدانه نقش سپاه در مبارزه واقعی با تروریسم است. نقش تعیین‌کننده سپاه پاسداران و فرماندهان شهید آن، به‌ویژه شهید حاج قاسم سلیمانی، در شکست داعش - به‌عنوان یکی از خشن‌ترین و خطرناک‌ترین گروه‌های تروریستی معاصر که با حمایت آمریکا و غرب تاسیس شد - واقعیتی انکارناپذیر است. اما پذیرش این واقعیت، به معنای فروپاشی روایت ساختگی غرب از ایران به‌عنوان «حامی تروریسم» و اعتراف به پیروزی راهبردی ایران در تأمین امنیت منطقه‌ای و حتی جهانی است؛ ازاین‌رو، این نقش به‌طور هدفمند سانسور یا تحریف می‌شود.

رسا_ در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران چه راهبردی باید در برابر این اقدام اتحادیه اروپا اتخاذ کند؟

رسا_ در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران چه راهبردی باید در برابر این اقدام اتحادیه اروپا اتخاذ کند؟ رسا_

در مجموع، اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه پاسداران را باید در چارچوب جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد؛ جنگی که ابزارهای حقوقی، رسانه‌ای، اقتصادی و روانی را به‌صورت هم‌زمان به‌کار می‌گیرد. پاسخ مؤثر به این رویکرد، علاوه بر اقدام متقابل از سوی ایران، نیازمند دیپلماسی فعال، افشاگری هوشمندانه، تقویت روایت حقیقت در عرصه بین‌الملل و مهم‌تر از همه، تحکیم بازدارندگی جمهوری اسلامی در عرصه‌های مختلف است. تجربه نشان داده است که هرگاه جامعه ایرانی بر محور هویت، استقلال و مقاومت عقلانی متحد بوده، این‌گونه برچسب‌ها نه‌تنها کارکردی نداشته، بلکه به عاملی برای تقویت اقتدار ملی تبدیل شده‌اند.