به گزارش خبرنگار سینمایی ایرنا، علیرضا رضاداد از مدیران پیشین بنیاد سینمایی فارابی و یکی از دبیران اسبق جشنواره فیلم فجر است که در ۶ دوره برگزاری، فراز و نشیبهای بسیاری را در دوران دبیری خود بر جشنواره از سرگذرانده است. از حواشی اکران «عصبانی نیستم» تا سالهایی که جشنواره برای نخستین بار در برج میلاد برگزار میشد.
به همین بهانه و در آستانه برگزاری جشنواره فیلم، با این دبیر اسبق جشنواره فیلم فجر به گفتوگو نشستیم که بخش دوم آن را در زیر میخوانید.
رویه حذف هیات انتخاب، از زمان جشنواره جهانی جدی شد
هیات انتخاب یکی از محل های بحث هر دوره جشنواره است. در چند دوره که شما دبیری جشنواره را برعهده داشتید، آقای شاهسواری عضو هیات انتخاب بودند. آیا زمزمه حذف هیات انتخاب در آن روزها از سمت ایشان یا شما مطرح بود؟
رضاداد: هیاتهای انتخاب در جشنوارهها متشکل از افراد متعددی هستند که در طول سال آثار سینماگران مختلف را در کشورهای مختلف و از کشورهای مختلف تماشا میکنند و نظرات و گزارشهای خود را در رابطه با فیلمها بیان میکنند.
دبیر باید بگوید مسئولیت این انتخابها به دوش من است، چه کار را درست انجام داده باشد یا نه؛ گردن نگرفتن شایسته دبیری نیست
این هیاتها یک هیات مرکزی دارند که معمولا مشاوران اصلی دبیر هستند و سایر نفرات وظیفه پالایش فیلمها را بر عهده دارند که در نهایت منجر به انتخاب تعدادی از آنها میشود. غالبا هم هیاتهای انتخاب تعداد نفرات ثابتی ندارند و معمولا این روال در جشنوارههای بین المللی اتفاق می افتد.
کاری که از دوره آقای میرکریمی در جشنواره جهانی شروع شد و تعداد متعددی از مشاورین در جشنوارههای مختلف فیلمها را تماشا میکردند و به ایشان مشورت میدادند.

در جشنواره فجر از ابتدا رسم بر وجود یک هیات انتخاب شناخته شده از میان سینماگران بوده است و این رویه تا کنون نیز ادامه پیدا کرده است. در دوره های پیشین تا دهه اخیرچالشی از این بابت وجود نداشت که ما بخواهیم به تغییر شکل انتخاب فکر کنیم اما در سالهای اخیر و خصوصا پس از تجربه حذف هیات انتخاب ثابت در جشنواره های فیلم کوتاه و حقیقت و جهانی، در رابطه با وجود یا عدم وجود این هیات در جشنواره ملی فجر هم بحثهایی ایجاد شد.سابقا انتخاب فیلمها رویه مشخصی داشت چراکه فیلمهای جشنواره باید از بین بیش از ۱۰۰ فیلم انتخاب شوند و این به معنای کنار رفتن بیش از ۷۰ فیلم است؛ لذا وجود ساختاری برای انتخاب این فیلمها ضروری است
سابقا انتخاب فیلمها رویه مشخصی داشت چراکه فیلمهای جشنواره باید از بین بیش از ۱۰۰ فیلم انتخاب شوند و این به معنای کنار رفتن بیش از ۷۰ فیلم است؛ لذا وجود ساختاری برای انتخاب این فیلمها ضروری است.
این رویه حذف هیات انتخاب و تعیین مشاورین برای دبیر، از زمان جشنواره جهانی جدی شد و در فیلم کوتاه و مستند تجربه شد و حالا به عنوان یک رویه قابل قبول در جامعه سینمایی پذیرفته شده است. طبق گزارش آقای حمیدی مقدم در دورههایی که فیلمها توسط هیات مشاوران و با مسئولیت دبیر جشنواره انتخاب شدهاند رضایت مستندسازان بیشتر بوده است.
گردننگرفتن انتخاب فیلمها، شایسته دبیر جشنواره فیلم فجر نیست
امسال هم خرده هایی به آقای حمیدی مقدم بابت انتخاب ها گرفته شد. انگار به این شکل سر نیزه انتقادات به سمت یک نفر برمیگردد چون دیگر هیات انتخابی وجود ندارد.
رضاداد: اتفاقا خوب است. دبیر باید با واسطه یا بدون واسطه مسئولیت انتخاب ها رابه عهده بگیرد؛ اینکه دبیر بگوید ما در جریان نبودیم یا نمیدانیم، یعنی دبیر وظیفه خود را به درستی انجام نداده است. دبیر باید بگوید من هیات انتخاب را انتخاب کردهام و مسئولیت این به دوش من است، چه کار را درست انجام داده باشد یا نه. گردن نگرفتن شایسته دبیری نیست.
پس با این اوصاف حذف هیات انتخاب را برای سینمای بلند داستانی هم مفید میدانید؟
رضاداد: بسته به تشخیص دبیر و میزان استقبال جامعه سینمایی است. ممکن است آقای شاهسواری سال گذشته هیات انتخاب را مناسب دیده باشد و امسال تصمیم دیگری بگیرد.
در جامعه سینمایی، دبیران با ارزشیابی و سنجش از فضای سینمایی کشور بررسی میکنند که کدام رویه متقاعدکنندگی بیشتری دارد. وجود یا عدم وجود هیات انتخاب بیشتر در سطح ملی دارای چالش است زیرا در بخش ملی است که افراد از یکدیگر شناخت دارند و این شناخت معنا و مفهوم دارد و حضور هر فردی در هیات انتخاب میتواند به معنای انتخاب شدن و یا نشدن برخی از فیلمها باشد.
جشنواره جهانی دیگر نمیتواند زیر سایه بخش ملی برگزار شود
شما چندین سال قبل، پیشنهاد جدایی جشنواره ملی و بین المللی را داده بودید. امسال با توجه به اینکه بعد از چند سال یک دوره جشنواره جهانی جدا و در شیراز برگزار شد، همچنان این جدایی را به نفع سینمای ایران میدانید؟
رضاداد: من دعوای بر سر جدایی یا ادغام در برگزاری را یک آدرس غلط میدانم که موجب می شود اصل هدف از برگزاری در این دعوا فراموش شود. باید توجه داشته باشیم که ما از یک جشنواره چه انتظاری داریم؛ به طور مثال علت استقلال جشنواره کودک از جشنواره فجر، صرفا ازدیاد فیلمهای این حوزه نبود بلکه نظریه اصلی این بود که ما کشور جوانی هستیم و گروه سنی کودک و نوجوان نیاز به فکر و توجه دارد؛ بنابراین فیلمهای این حوزه به عنوان یک جریان جدید مورد توجه قرار گرفت و فیلمسازانی خود را وقف سینمای کودک و نوجوان کردند. این جداسازیها باید اهداف کلانی را برای خود داشته باشد.
اگر هدفمان از بخش بینالملل فجر، زینتالمجالس بخش ملی و حضور تعدادی غیرایرانی باشد، چه فرقی میکند که مجزا برگزار شود یا در کنار بخش ملی؟
بخش بین الملل به عنوان جشنواره جهانی فجر و با پشتوانه سالهای متمادی برگزاری همزمان، با این ایده جدا شد که سینمای ایران در سطح ملی به یک غنایی رسیده و وقت آن است که به عرصههای جهانی ورود جدی داشته باشد. این حضور فقط به معنی حضور جشنواره ای نبود، باید وارد جریانات تولید جهانی و تعاملات بشود.
تولید مستقل در شرایط فعلی تولید در دنیا دیگر معنا و مفهومی ندارد و سینمای ایران نیاز دارد وارد تعامل با سینمای جهان شود.

تحقق این ایده نیاز به بستری مناسب دارد که تحت الشعاع هیجانات سینمای ملی قرار نگیرد و فرصت عرض اندام پیدا کند و مخاطبان خاص خود را مستقل از مخاطبان بخش ملی هم در میان فعالان سینما و هم در میان جامعه مخاطب پیدا کند.
در برگزاری دورههایی به دبیری آقای میرکریمی، تغییرات خوبی ایجاد شد؛ یک دوره هم در دولت قبل، دوباره همزمان با بخش ملی برگزارشده و نتایج نامناسب آن را همه شاهد بودند
این جشنواره حالا مثل جشنواره کودک دهه شصت و هفتاد نمی تواند زیر سایه بخش مسابقه سینمای ایران برگزار شود و نیازمند فرصت مشخص و برنامه ریزی در طول سال، هم در تولید و هم در عرضه و هم در حمایت و نهایتا برگزاری جشنواره است. برای همین عرض می کنم که تقلیل دادن موضوع سینمای بین الملل به برگزاری همزمان یا مجزا آدرس غلط دادن است.
در برگزاری تا دوره هایی که به دبیری آقای میرکریمی و قبل از کرونا برگزارشد تغییرات خوبی ایجاد شد و منجر به دیده شدن بیشتر جشنواره شد. خوشبختانه یک دوره هم در دولت قبل، دوباره همزمان با بخش ملی برگزارشده و نتایج نامناسب آن را همه شاهد بودند.
تا پایان زمان دبیری آقای عسگرپور، رشد جشنواره جهانی را شاهد بودیم
رضاداد: از سال ۹۲ به این سو میبینیم که چندین کشور برای مشارکت در تولید یک فیلم حضور دارند و مسائل مختلف مانند سرمایه نمایش و پخش درگیر این چالش هستند. این یعنی کنارهم قرار گرفتن خرده سرمایهها و سرمایههای مشترک میتواند منجر به ساخت اثرات مختلف شود. حتی فیلمسازان برجسته؛ پس جریانی در سینمای جهان پیش رو بود که ما نمیتوانستیم در آن مشارکت نکنیم. رقبای ما دیگر آمریکا و اروپا نیستند، چین و دیگر کشورهای کوچک هم رقیب ما بودند.اشکال همزمانی این است که سپهر سینمای ایران و نقاط ضعف و قوت ما دیده نمیشود؛ اگر قرار باشد یک سال جشنواره برگزار شود و سال دیگر برگزار نشود و در طول سال مسائل اصلی سینمای بینالملل پیگیری نشود، چه فرقی میکند که برگزار شود یا نه؟
همان اولین سالی که جشنواره جهانی برگزار شد از ۳۰ کشور منطقه آمدند و در اولین کارگاه هم بحث تولید مشترک مطرح بود. مجموعه این استدلال ها میگفت باید به سپهر سینمای جهانی ایران توجه ویژه کرد.
ایده جداسازی متاثر از این سیاست ها بود. اگر قرار باشد یک سال جشنواره برگزار شود و سال دیگر برگزار نشود و در طول سال مسائل اصلی سینمای بینالملل پیگیری نشود، چه فرقی میکند که برگزار شود یا نه؟
از اولین سال برگزاری مستقل تا سالی که آقای عسگرپور دبیر جشنواره بودند، منحنی رو به رشد استقبال از جشنواره جهانی را میدیدیم اما اگر دو سال با هم برگزار کنیم بعد به اعتبار ادغام، دو سال برگزار نکنیم و یک سال خاموش برگزار کنیم، این سیاست به درستی پیگیری نخواهد شد.

سه رویکرد سیاست گذاری جشنواره جهانی فجر چه بود؟
وقتی به کارنامه جشنواره جهانی و تاثیر آن در سینمای ایران نگاه میکنیم، تولیدات مشترک شاخصی حتی از سوی فیلمسازان برجسته مشاهده نمیکنیم که متاثر از جشنواره بوده باشد. شما این تولیدات مشترک را چه فیلم هایی میدانید که برای سپهر سینمای ما در سطح جهان هم کارکرد داشته باشد؟
رضاداد: در برنامه ریزی جشنواره جهانی سه رویکرد همجواری، هم سطحی و هم سویی مورد توجه قرار گرفت. همجواری یعنی به سینمای منطقه توجه کنیم. هم سطحی یعنی در دنیا رقبای خود را پیدا کنیم، فیلم های بیگ پروداکشن آمریکایی رقیب ما نیستند و هم سویی یعنی اگر در ترکیه یا فرانسه فیلمسازی دغدغه سینمای انسانی، سینمای اجتماعی عدالت خواه، سینمای اخلاقی، سینمای مقاومت را دارد، با ما همسو است.
در برنامه ریزی جشنواره جهانی سه رویکرد همجواری، هم سطحی و هم سویی مورد توجه قرار گرفت
امسال مستندساز فلسطینی مشهرآوری از مشتریان سینمای ایران بود و طبق ارتباط با مرکز گسترش فیلم مشترک ساختند. باید کاری کنیم این دیده شود. برگزاری همزمان این دو جشنواره، امکان دیده شدن به این جریان را نمیدهد. فرض کنید فیلم آقای حاتمی کیا در یک سالن جشنواره در حال اکران است و همزمان فیلم یک فیلمساز ترک در سالن دیگری، شما کدام فیلم را میبینید؟ قطعا بخش بین الملل به این شکل دیده نمیشود و همین یک دلیل کافی است.
از اعتبار فرهادی و کیارستمی در جهان استفاده نمیکنیم
رضاداد: دعوای جداسازی یا ادغام سینمای ملی و بین المللی دعوای ساختگی میدانم، مساله بین الملل سینمای ایران این نیست که جشنواره که آخر ماجراست، همزمان برگزار میشود یا جدا. این دعوا، ساختگی است. مساله این است که سپهر سینمای ایران باید پایش را از مرزها بیرون بگذارد.
اشکال همزمانی این است که سپهر سینمای ایران و نقاط ضعف و قوت ما دیده نمیشود. استقلال جشنواره جهانی، تلنگری است که ما مستمر دیده شویم و خود را ارتقا دهیم. سینمای ما چقدر از اعتبار سینماگرانی چون فرهادی یا کیارستمی بهره میبرد؟ سینمای ما را در دنیا به اعتبار این سینماگران میشناسند. ما از این استفاده نمیکنیم بلکه یک دعوای ساختگی درست کرده ایم و به دنبال ادغام و جداسازی جشنواره هستیم.
ادامه دارد...