تاریخ، گاه در برابر عظمت برخی شخصیتها دچار لکنت میشود. جای تاسف است که دادههای تاریخی ما پیرامون جزئیات زندگی این آقازادۀ هاشمی، محدود است؛ گویی تاریخ در برابر تابش نور او دچار بهت شده و تنها توانسته لحظات اوج را ثبت کند. اما همین دادههای محدود تاریخی که اغلب مربوط به حدفاصل آغاز قیام اباعبدالله علیهالسلام تا ظهر عاشوراست، تصویری چنان شفاف، حماسی و اخلاقی از او ارائه میدهد که برای ترسیم «الگوی جوان مسلمان» در جهان امروز کافی است.
اعتراف معاویه به شایستگی رهبری (جمع اضداد)
در تحلیل شخصیتهای بزرگ، گاهی سخن دشمنان سندی محکمتر از توصیف دوستان است؛ چون تعصب دوستی در آن راه ندارد. ضربالمثل معروف «الفَضلُ ما شَهِدَت بهِ الاَعدا» (فضیلت آن است که دشمنان به آن گواهی دهند) دربارۀ حضرت علیاکبر علیهالسلام مصداقی تام دارد.
مورخان نوشتهاند: روزی معاویه در جمع اطرافیانش پرسشی مطرح کرد: «چه کسی برای خلافت و حکمرانی بر مردم شایستهتر است؟» متملقان دربار، نام یزید را بردند. اما او با رد این تملقها، حقیقتی را بر زبان راند که در تاریخ ثبت شد:
«اولی النّاس بِهذَا الاَمر عَلی بنُ الحُسَین بن عَلی جَدّهُ رَسولُ الله وَ فیهِ شُجاعَةُ بَنیهاشِم وَ سَخاهُ بَنی اُمَیّه وَ زَهوُ ثَقیف»
ترجمه: سزاوارترین فرد به امر حکومت، علیاکبر فرزند حسین بن علی است که جدش رسول خداست و او شجاعت بنیهاشم، سخاوت بنیامیه و زیبایی قبیلۀ ثقیف را در خود جمع کرده است. (وسیلة الدارین فی انصار الحسین علیهالسلام، ص ۲۸۵ و ۲۸۶)
این اعتراف نشان میدهد که شخصیت علیاکبر علیهالسلام تکبعدی نبوده است. او جمع کمالات بود؛ شجاعت حیدری را با زیبایی ظاهری و گشادهدستی (که حتی دشمنش را به تحسین واداشت) درهم آمیخته بود. برای جوان امروز، این پیام روشنی دارد: دینداری منافاتی با آراستگی و حضور اجتماعی مقتدرانه ندارد.
تجسم زندۀ اخلاق نبوی
در میان تمام فضایل، «شباهت به پیامبر صلیاللهعلیهوآله» مدالی است که تنها بر سینۀ علیاکبر علیهالسلام میدرخشد. تاریخ مینویسد وقتی سیدالهشدا علیهالسلام داشت فرزند بروندش را راهی میدان نبرد میکرد، عبارتی فرمود که دل تاریخ را لرزاند. ایشان نفرمود پسرم میرود، بلکه فرمود «پیامبر» به میدان میرود:
«اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلی هَوُلاءِ الْقَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ اِلَیْهِمْ غُلامٌ اَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ...»
ترجمه: خدایا! بر این گروه ستمگر گواه باش که اینک جوانی به مبارزه با آنان میرود که از نظر صورت و سیرت و گفتار، شبیهترین مردم به رسول تو، حضرت محمد (ص) است. ما هر زمان که مشتاق دیدار پیامبرت میشدیم، به چهرۀ او مینگریستیم. (بحارالانوار، ج۴۳، ص۴۵)
سه کلیدواژۀ «خَلقاً» (ظاهر)، «خُلقاً» (اخلاق و روحیات) و «مَنطِقاً» (نحوه سخن گفتن و استدلال)، نشان میدهد که علیاکبر علیهالسلام یک نمونۀ کامل از سبک زندگی نبوی بوده است. حتی روایت شده که پیرمردان لشکر دشمن با دیدن او دچار تردید شدند که مبادا پیامبر زنده شده باشد. این یعنی جوان مؤمن، باید در رفتار، گفتار و ظاهر، یادآور ارزشهای الهی باشد.
عزت نفس و ردّ اماننامهی ذلتبار
یکی از چالشهای بزرگ جوانان در هر عصری، حفظ «هویت» و «عزت نفس» در برابر پیشنهادهای وسوسهانگیز است. حضرت علیاکبر علیهالسلام در اوج بحران عاشورا، درس بزرگی از شرافت به ما داد.
ایشان از سمت مادر و مادربزرگ، نسبتی با قبیلۀ بنیامیه داشتند. در بحبوحۀ جنگ، دشمن تلاش کرد از این روزنه وارد شود و با پیشنهاد اماننامه و یادآوری این خویشاوندی، او را از سپاه امام جدا کند: «تو از مایی، به ما بپیوند». اما پاسخ علیاکبر علیهالسلام، کوبنده و برخاسته از یک روح تربیتیافته بود:
«لَقَرابَةُ رَسولِ الله اَحَقُّ اَن تُرعی مِن قَرابَةِ یَزیدِ بنِ مُعاویة.»
ترجمه: رعایتِ خویشاوندی با رسول خدا برای من، بسی سزاوارتر از خویشاوندی با یزید بن معاویه است. (سرّ السلسلة العلویة، ص ۳۰)
این یعنی «اصالت». یعنی وقتی بر سر دوراهی «منافع شخصی/رابطه» و «حق/عقیده» قرار میگیریم، جوان تراز انقلاب حسینی، اصالت و حق را قربانی منافع زودگذر نمیکند.
پیشگام در خطرپذیری و خدمت (مواسات)
فضیلت اخلاقی تنها در نماز و دعا خلاصه نمیشود. در شب عاشورا، وقتی خیمهها در محاصرۀ بیآبی بود، امام حسین علیهالسلام مأموریتی دشوار را به علیاکبر علیهالسلام سپرد. طبق نقل شیخ صدوق در «امالی»، حضرت علیاکبر علیهالسلام مأمور شد تا با سی سوار و بیست پیاده، حصار شریعه فرات را بشکند.
«وَ اَرْسَلَ عَلِیّاً ابْنَهُعلیهالسلام ... لِیَسْتَقُوا الْمَاءَ وَ هُمْ عَلَی وَجَلٍ شَدِیدٍ»
ترجمه: حسین علیهالسلام فرزندش علی را فرستاد... تا آب تهیه کنند، در حالی که در ترس و بیم شدیدی بودند (خطر بسیار بالا بود). (الامالی، ص ۱۵۶-۱۵۷)
ایشان با شجاعت و ایثار، نه تنها فرمان پدر را اجرا کرد، بلکه با آوردن آب، درس «مواسات» و خدمت به جمع را به نمایش گذاشت. این ویژگی نشان میدهد که جوان الگو، جوانی است که در سختیها، شانۀ خود را زیر بار مسئولیت میدهد و پیشگام حل مشکلات جامعه است.
مرور همین مستندات کوتاه تاریخی، سیمای جوانی را ترسیم میکند که منظومهای از فضایل است: در ظاهر و باطن شبیه پیامبر (ص)، در نگاه دشمن دارای شجاعت و سخاوت، در برابر وسوسهها دارای عزت نفس و هویت مستقل، و در مقام عمل، پیشتازِ ایثار و خدمت.
روز جوان، تنها روز تبریک گفتن نیست؛ روز بازخوانی این الگوست. جوان امروز اگر به دنبال قهرمانی است که زیبایی ظاهر را با عمق بصیرت و شجاعت اخلاقی درهم آمیخته باشد، آینهای شفافتر از علیاکبر علیهالسلام نخواهد یافت.