شامگاه هجدهم دیماه، خیابانهای کرمانشاه، آرام و تاریک بودند؛ از آن شبهایی که خانوادهها برای کوچکترین نیازهای روزمره بیهیاهو از خانه خارج میشوند. ملینا اسدی، دختر سهسالهای که تازه به دنیای واژهها سلام کرده بود، همراه پدرش قدم به خیابان گذاشت تا شیر خشک و داروی سرماخوردگی برای برادر کوچکترش تهیه کند. مسیر کوتاه خانه تا فروشگاه، آن شب به صحنه جنایتی بدل شد که هیچ واژهای توان بازگو کردن آن را ندارد.

گلولهای جنگی از پشت، دختری را که هنوز دنیا را با چشمان کنجکاو و قلبی معصوم میدید، از ما گرفت. ملینا پیش از آن که فرصت داشته باشد رؤیاهایش را بسازد، بر زمین افتاد؛ و با او، بخشی از امنیت، آرامش و حس بیگناهی جامعه نیز فرو ریخت.
شهادت ملینا تنها یک فقدان خانوادگی نبود. پس از او، آنیلا ابوطالبیان دختر اصفهانی در خودروی خانوادگی و بهار سیفی دختر ۲ ساله نیشابوری نیز در جریان ناآرامیهای اخیر هدف تیراندازی تروریستهای مسلح قرار گرفتند. این سه کودک، نماد خشونت کور و بیرحمانه علیه بیگناهان شدند و صدای خاموششده آنها، امروز در حافظه جمعی یک ملت طنینانداز است.
در آیین وداع با ملینا، خانواده و اهالی کرمانشاه با خواندن روضه سهساله، یاد و خاطره او را گرامی داشتند. هر بار که نام رقیه برده میشد، اشکها تازه میشد و گویی تاریخ، بار دیگر بیرحمی خود را به رخ انسان میکشید. این آیین، بیش از آن که مراسم سوگواری باشد، ثبت یک نماد تاریخی بود؛ نمادی که یادآوری میکند مظلومیت کودکان و بیگناهان هرگز نباید فراموش شود.
مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کرمانشاه اعلام کرد که کاپشن خونین ملینا و دیگر یادگارهای او به موزه دفاع مقدس اهدا شده و برنامهریزی برای تدوین کتاب زندگی او به زبانهای فارسی و انگلیسی در حال انجام است. این اقدامات، نه تنها ثبت یک رویداد تاریخی، بلکه پاسداری از حافظه جمعی ملت است و یادآور مسئولیت ما برای حمایت از بیگناهان و مستندسازی جنایات علیه کودکان میباشد.

مسئولان کشوری و استانی، از جمله معاون اول رئیسجمهور و استاندار کرمانشاه با خانواده شهیده دیدار یا گفتوگوی تلفنی داشتند و بر اهمیت ثبت مظلومیت این کودکان تأکید کردند.
نماینده ولیفقیه در استان و امام جمعه کرمانشاه نیز با حضور در منزل خانواده، شهادت ملینا را ضایعهای ملی خواند و بر ضرورت حمایت از خانوادهها و بازتاب واقعیتها در سطح رسانهای تأکید کرد.

حادثه شهادت ملینا و دیگر کودکان، علاوه بر بازتاب گسترده در سطح ملی، یکبار دیگر جنایتهای آمریکایی صهیونی را به جهانیان ثابت کرد. خانوادهها و جامعه مدنی، بر ضرورت پیگیری قانونی و مستندسازی این حوادث تأکید کردهاند تا هیچ کودکی بیگناه دوباره قربانی تروریستهای مسلح نشود.
در میان تمام تصاویر و روایتها، یک تصویر بیش از همه ماندگار است: دستی کوچک در دست پدر و گلولهای که تصمیم گرفت جهان را زخمی کند.
