به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، برنامه هفتگی چهارشنبه نمایندگان جامعه قرآنی تهران بزرگ با خانواده شهدای قرآنی این هفته به خانواده شهید قرآنی «علیرضا شاهزاده» از شهدای اغتشاشات تروریستی دی ماه اختصاص پیدا کرد.

محلههای اطراف خیابان ۱۷ شهریور و آبشار (خیابان شیرازی) پذیرای تعداد زیادی از حسینهها و هیئتها است و به قول استاد یاری گل یکی از دو محله پر قاری تهران نیز محسوب میشود که بسیاری از قاریان بهنام تهران از این محلات هستند و هنوز هم جلسات قرآن در این محلات پر رنگ است.
با ورود به محله برای یافتن منزل شهید مشکل زیادی نداشتیم؛ چراکه بعد از طی چند متر با بنرهای تسلیت مواجه شدیم و منزل شهید مشخص شد.
رحیم قربانی مسئول جدید فرهنگسرای قرآن شهرداری تهران که پیش از این هم متولی برگزاری این جلسات هفتگی بوده و در کارنامه خود کار برای شهدای قرآنی را بهعنوان نقطه برجسته فعالیتهایش دارد در خانه شهید پیش از ما و همراه جمعی از اساتید و فعالان قرآنی وارد شده و ما نیز تقریبا با زمان شروع جلسه وارد شدیم.
جلسهای برای شهدا که دو شهید داد
بعد از قرائت قرآن دکتر قربانی توضیحاتی داد که بسیاری از گرههای ذهنی همه جمع را باز کرد. اینکه کمیته شهدای قرآنی از سال ۹۲ هر چهارشنبه دیدار با خانواده شهدای قرآنی را داشته لازم بود تا به این اشاره کند که «علیرضا شاهزاده» از فعالان رسانهای حاضر در بسیاری از این جلسات بوده که جلسات را برای تهیه فیلم سمتند تلویزونی ضبط میکرده. اغلب هم به تنهایی و یک نفره.
«علیرضا شاهزاده» نه قاری بود و نه حافظ و نه مفسر قرآن. او فعال رسانهای و در واقع تدوینگر تلویزیون بود که در شبکه قرآن فعالیتهای زیادی داشت و البته کارمند صدا وسیما هم نبود. نان حلال خوردهای که مسیرش با مسیر قرآن یا همان صراط مستقیم هم راستا شد، چون توفیق داشت و به قول همسرش اگرچه قاری نبود، اما قرآن و مفاهیم آن را خوب میفهمید.
دکتر قربانی در این باره به شهید ذاکری که در جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسید و شهید شاهزاده اشاره کرد و جالب اینکه هر دو شهید رسانهای قرآن بودند، آنهم از محفلی از فعالان قرآ ی که به یاد شهیدان هر هفته جمع میشوند.
همه بینندگان جزخوانی قرآن تلویزیون مدیون او هستند
در اواخر مجلس وقتی همسر شهید گفت همسرم تایتلهای قرائتهای شبکه قرآن و در واقع کل صدا و سیما را تدوین کرده، ما متوجه چند و چون این موضوع نشدیم تا اینکه دگتر قربانی در توضیح گفت این شهید همه قرائتهای جزخوانی قرآن که ماه رمضان و دیگر اوقات سال پخش میشود را تدوین کرده، یعنی تصویر را با متن قرآن، ترجمه و توضیحات آن تدوین کرده است و از این جهت خدمت بزرگی انجام داده است.
همسر شهید درباره وجدان کاری شهید میگوید: من گاهی با همسرم همکاری میکردم، خودم میدیدم وقتی کاری را قبول میکند خیلی بیشتر از آنکه مزد آن باشد برای کارهایش وقت میگذاشت، گاهی میشد در یک برنامه که دو نفری میرفتیم من و او آخرین نفراتی بودیم که از برنامه خارج میشدیم، میگفت نمیخواهم، چیزی از قلم بیفتد.

خانواده شهید شاهزاده با شهید و شهادت غریبه نیست. همسر شهید شاهزاده خود خواهر شهید است و باید نشانههای این لیاقت را در نطفهها و رحمهای پاک و مطهر جست.

دشمن ما از احمقترینهاست
استاد یاریگل که در این جمع حاضر است با اشاره به اینکه شهدای قرآنی از بالاترین درجات شهدا هستند به دو منطقه قرآنی تهران یعنی منطقه ۱۷ شهریور و مسجد ابوذر اشاره کرد که بسیاری از اساتید بهنام امروز در این دو محله قرآنی شدند و گفت: دشمن از احمقها است، اینکه قرآن و مسجد را آتش میزند به هوای انقلاب کردن مردم نشانه این حماقت است؛ دقیقا نشان میدهد که از کجا ضربه خورده و ما باید حواس خود را جمع کنیم و اهمیت این موضوع را بدانیم.
وی با اشاره به اعتراض به حق مردم که دشمن از آن سوء استفاده کرد، گفت: حضرت آقا روشنگری کردند، وگرنه تدارک دشمن برای به هم ریختن کشور تدارک بزرگی بود، مسئولان کشور باید متوجه باشند که نباید بهانه دست دشمن بدهند.

همکاران شبکه قرآن
در ادامه تعدادی از فعالان قرآنی که پیشکسوتان شبکه قرآن صدا و سیما هم بودند که خاطراتی را از این شهید بیان کردند. تمرکز شهید بر روی برنامههای قرآنی، اخلاق و برخورد بسیار حسنه و فعالیت جهادی در حوزه قرآن از شاخصهای مهم این شهید بود بارها در این سخنان به آن اشاره شد.

در ادامه یکی از اساتید حاضر نکته بسیار سنجیدهای درباره شهدا گفت و با بهرهگرفتن از کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی که «شهدا مثل آیههای قرآن مقدسند» گفت: اینکه میفرمایند امیرالمومنین علیهالسلام قرآن ناطق و خود قرآن و باطن آن است و او از قرآن جدا نیست، چون جلوه عملی قرآن است را چند مرتبه پایینتر در شهدا میتوان دید، هر شهیدی در یک دوره زندگی ممکن است یک ویژگی یا بیشتر منطبق با یک مفهوم قرآن داشته باشد، همه شهدا به نوعی نسبت دقیقی با جایی از قرآن دارند.

حیف بود که اینجا بماند
همسر شهید در روایتش از آقا علیرضا این جمله را گفت: حیف بود که اینجا بماند، یعنی گوشه نگاهی به آنچه که انقطاع الی الله است در مورد همسر داشت. او میگوید خدا را صدها مرتبه شکر میکنم که آقا علیرضا در راه قرآن قدم گذاشت، در کار و تخصص او که تدوین و رسانه بود، خیلی کارهای مختلف میتوانست بهعنوان پروژه بگیرد، اما ترجیح او قرآن بود. بهنظرم به خاطر همین هم با وجود اینکه یک فرد معمولی و بدون تحصیلات لازم برای درک مفاهیم قرآنی بود، اما این توفیق را داشت که مفاهیم قرآنی را متوجه شود، اما در عین حال اصلا اهل ریا و تزویر هم نبود.
وی به این نکته اشاره کرد که در فراق همسرم متوجه شدیم او چه نعمتی بوده و چه خدماتی دلسوزانه به دیگران داده که شاید اگر شهید نمیشد ما هم نمیفهمیدیم. کارهایش را دلسوزانه انجام داده، مهربان بود، مظلومانه زندگی کرد و مظلومانه هم رفت.

ماجرای عروج مظلومانه شهید
همسر شهید شاهزاده گفت: جمعه ۱۹ دیماه برای یکی از دانشگاهها یک پروژه انجام میداد که به او گفتند با وجود شرایط برنامه انجام میشود، آقا علیرضا رفت و برگشت. حدود ساعت ۹ شب بود که حال آقا علیرضا به واسطه یک مشکل مضمن بد شد و ما هم فرصت نشده بود که در این پنج شش روز که داروهایش تمام شده، داروها را تهیه کنیم. من که دیدم حالش خوب نیست گفتم علیرضا جان من برم داروخانه برایت داروهایت را بگیرم که او گفت نه بزار من هم بیایم شب در این وضعیت خطرناک است. ما راه افتادیم و از خانه خیلی دور نشدیم که سر چهار راه حس کردیم یک مقدار شلوغ است، تصمیم گرفتیم که برگردیم یا مسیر را عوض کنیم که در چند ثانیه بعد دیدم علیرضا افتاد، متوجه نشدم چه اتفاقی افتاده، فکر کردم از حال رفته که وقتی خون را دیدم کلا بهم ریختم، نتوانستم ماشین پیدا کنم، در نهایت سراسیمه برگشتم خانه سویچ ماشین را برداشتم از اهالی خواستم رانندگی کنند، چون اصلا شرایط رانندگی را نداشتم، او را رساندیم بیمارستان، اما آقا علیرضا همان جا کنار من که تیر به قلبش خورد شهید شده بود.
از شهید شاهزاده دو فرزند یک دختر و یک پسر به یادگار مانده است.
انتهای پیام/ 119
∎