کامران داوری با اشاره به وضعیت بارشهای اخیر در مشهد، اظهار کرد: میزان بارش سالانه در دشت مشهد طی سالهای گذشته بهطور میانگین بین ۲۲۰ تا ۲۵۰ میلیمتر بوده است، اما نکته کلیدی اینجاست که حتی در زمان تحقق این مقدار بارش نیز ما با افت مستمر سطح سفرههای آب زیرزمینی روبرو بودیم. علت اصلی این پدیده آن است که میزان برداشت ما از منابع آب تجدیدپذیر بسیار فراتر از توان تغذیه سفرهها است و در نتیجه، تراز آب زیرزمینی مدام پایینتر میرود. هرچند وضعیت بارشها در سال جاری تا به این لحظه امیدوارکننده بوده، اما باید تا پایان سال صبر کرد و دید که آیا مجموع بارشها به عدد ۲۵۰ میلیمتر میرسد یا خیر.
سرپرست پژوهشکده آب و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد، بیان کرد: در بازه زمانی انتهای دهه گذشته، یعنی از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹، شاهد ۳ سال پربارش استثنایی بودیم؛ بهویژه در سالهای آبی ۹۶-۹۷، ۹۷-۹۸ و ۹۸-۹۹ که میزان بارندگیها به حدی رسیده بود که منجر به وقوع سیلاب در مشهد شد. این دوره پربارش باعث شد که علیرغم تمام برداشتهای صورتگرفته، سطح آبهای زیرزمینی در منطقه تا حد زیادی افزایش پیدا کند. این تجربه به خوبی نشان میدهد که تنها در صورتی میتوان جلوی افت سفرهها را گرفت که بارشهایی بیش از ۳۰۰ میلیمتر، آن هم در سالهای متوالی اتفاق بیفتد تا میزان تغذیه سفره از مقدار برداشت پیشی بگیرد. با این حال، دادههای تاریخی یادآوری میکنند که متوسط بارشهای منطقه همان عدد ۲۵۰ میلیمتر و حتی کمتر از آن است، بنابراین نباید انتظار داشت که بارشهای سنگین بهصورت متوالی و همیشگی تکرار شوند، چراکه چنین پدیدههایی صرفا بر اساس احتمالات جوی و بهصورت مقطعی رخ میدهند.
تغذیه مصنوعی؛ بسیار مفیدتر از سدسازی در اقلیمهای خشک
داوری با اشاره به اینکه در اقلیمهای خشک مانند مشهد، پروژههای «تغذیه مصنوعی» از کارآمدترین راهکارها برای مدیریت منابع آب محسوب میشوند، تصریح کرد: اگرچه طبق قانون، وزارت نیرو مکلف به مهار آبهای سطحی از طریق سدسازی یا تغذیه مصنوعی شده است، اما متاسفانه در ایران به این حوزه توجه کافی نشده است؛ بهطوری که نسبت هزینههای صرف شده برای تغذیه مصنوعی در مقایسه با بودجههای کلان سدسازی (که عمدتا در غرب کشور متمرکز بوده است)، تقریبا نزدیک به صفر است. در مناطقی با اقلیم خشک این پروژهها بسیار مفیدتر از سدسازی عمل میکنند، زیرا در سالهای پربارش میتوانند سیلابها را به داخل سفرههای زیرزمینی هدایت کنند.
وی افزود: اهمیت این موضوع زمانی روشن میشود که بدانیم سرعت جریان سیلاب در سطح زمین بسیار بالاست و میتواند در کمتر از ۴۸ ساعت از محدوده دشت خارج شود، اما اگر همین آب به داخل سفرههای زیرزمینی نفوذ کند، سرعت حرکت آن در شبانهروز کاهش مییابد. این یعنی آبی که در بالادست دشت (مثل مناطق چناران و مشهد) وارد زمین میشود، تا ۲ یا ۳ سال بعد همچنان در دسترس ما باقی میماند. با وجود اینکه وزارت نیرو در سال ۱۳۸۴ استانداردهای مربوط به این حوزه را نیز تدوین و منتشر کرده، اما متاسفانه این رویکرد حیاتی هنوز بهطور جدی عملیاتی نشده است.
سرپرست پژوهشکده آب و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه در فرآیند تغذیه مصنوعی، تلاش میشود تا سیلابها به حوضچههای متوالی هدایت شوند تا در طی این مسیر، لای و رسوبات آنها بهطور کامل جدا شود، اظهار کرد: زمانی که آب به شفافیت مطلوب رسید، آماده تزریق و نفوذ به درون سفرههای زیرزمینی میشود. بهترین مکان برای اجرای این پروژهها، در مرز خروجی کوهستان به سمت دشت (پاییندست کوهستان و بالادست دشتها) است؛ یعنی دقیقا جایی که آب از ارتفاعات وارد دشت میشود و هنوز با آلودگیهای مناطق پاییندست و سکونتگاهها برخورد نکرده و کیفیت خود را حفظ کرده است. اهمیت این نوع ذخیرهسازی در این است که آب به مدت طولانی در لایههای زمین باقی میماند؛ بهطوری که برای مثال، اثرات مثبت سیلابهای سالهای ۹۸ و ۹۹ هنوز در لایههای زیرین زمین تا سال ۱۴۰۴ قابل دسترسی و بهرهبرداری است.
محدودیتهای علمی در پیشبینیهای بلندمدت هواشناسی
داوری بیان کرد: پیشبینیهای هواشناسی که بر اساس مدلسازیهای رایانهای انجام میشوند (همان مدلهایی که در گوشیهای هوشمند خود مشاهده میکنید)، محدودیتهای خاص خود را دارند. دقت این برآوردها تا سه روز بسیار بالا و تا هفت روز نسبتا خوب است، اما فراتر از آن، بهویژه در فصلهایی که تغییرات جوی شدت میگیرد، معمولا دقت لازم را ندارند و بارها دیدهایم که پیشبینیها تغییر کرده یا محقق نشدهاند.
وی با اشاره به نوع دیگری از پیشبینیها، گفت: نوع دیگر پیشبینیها که به جای مدلسازی فیزیکی، بر پایه روابط آماری و دادههای گذشته انجام میشود. برای مثال، بر اساس تغییرات دمایی و فشار در جنوب اقیانوس هند (پدیده انسو)، سعی میکنند وضعیت آبوهوای نقاط مختلف دنیا را تا چهار ماه آینده پیشبینی کنند. اگرچه این مدلها برای مناطق ساحلی بسیار دقیق عمل میکنند، اما برای مناطقی مانند مشهد که فاصله زیادی از سواحل دارند، روابط آماری قوی و قابلاتکایی یافت نشده است. به همین دلیل است که گاهی پیشبینیِ ورود به دوره ترسالی برای مشهد انجام میشود، اما در عمل نتیجه دیگری رقم میخورد. بهطور کلی، هرگونه پیشبینی برای بازههای زمانی بیش از چهار ماه، بهویژه در اقلیم ما، فاقد دقت کافی است و نمیتوان به آنها استناد کرد.
داوری ادامه داد: بهرهوری اگرچه بهتنهایی کلید نهایی حل بحران بیآبی نیست، اما ابزاری حیاتی و ضروری است که در شرایط کمآبی حتما باید مورد استفاده قرار گیرد. در کنار بهکارگیری این ابزار، باید مستمرا بر این نکته تاکید کرد که تنها راه جلوگیری از افت دائم سطح سفرههای زیرزمینی، کاهش واقعی و نظاممند میزان برداشتها است.