اتحادیه اروپا تحتفشار آمریکا و رژیم صهیونیستی، «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» را در لیست گروهها و سازمانهای تروریستی خود قرار داد. این تصمیم پنجشنبه هفته گذشته (9 بهمن 1404، 29 ژانویه 2026) توسط وزرای خارجه اتحادیه و به بهانه اغتشاشات دیماه صورت گرفت. پیش از این، پارلمان اروپا 29 دی 1401 (19 ژانویه 2023) به بهانه اغتشاشات پاییز آن سال، سپاه را تروریستی اعلام کرد که غیرالزامآور تلقی میشد. تصمیم وزرای خارجه از نظر حقوقی برخلاف مصوبه پارلمان اروپا برای دولتهای عضو الزامآور است. اروپا در وضعیتی که مواضعش نسبت به ایران و انقلاب اسلامی، در مواردی ایدئولوژیکتر از آمریکاست، مدتها نسبت به گنجاندن نام سپاه در لیست سازمانهای تروریستی ملاحظاتی داشته که نشان میداد این اقدام زیانهای قابلتوجهی برای منافعش دارد. زیانهایی که قاره سبز از آنها احتراز داشت، بهصورت ناگهانی یا تدریجی گریبانگیرش خواهند شد. در ادامه به این موارد اشاره شده است.
1- ارتشهای تروریستی و فعالیت پرخطر در منطقه
ایران در اقدامی متقابل ارتش کشورهای اروپایی را بهعنوان سازمان تروریستی در نظر خواهد گرفت. علی لاریجانی، دبیر شورایعالی امنیت ملی دراینخصوص در توییتی نوشت: «اتحادیه اروپا قطعاً میداند مطابق مصوبه مجلس شورای اسلامی، ارتش کشورهایی که در مصوبه اخیر اتحادیه اروپا علیه سپاه پاسداران مشارکت داشتهاند، تروریستی محسوب میشوند. لذا عواقب آن متوجه کشورهای اروپایی است که به چنین اقدامی دست زدند.» این مسئله به آن معناست که ایران، عناصر ارتشهای اروپایی را به چشم اعضای گروههای تروریستی مانند داعش و القاعده خواهد دید. چنین نگاهی بهمنزله تحتنظارت و کنترل قرار گرفتن این نیروهاست.
2- افزایش همکاریهای نظامی با روسیه
ایران به دلیل تبحر در جنگهای نامتقارن و کمهزینه، میتواند با افزایش ارتباطات خود با روسیه، به طراحی بهتر عملیات ها و حملات این کشور به ناتو نقشآفرینی کند. ایران در جنگ ۸ ساله با عراق، حتی در مقطع ابتدایی آن که به شکل کلاسیک میجنگید، دکترین نامتقارن را در دستور کار خود قرار داد و بهموازات ارتش، نیروهای چریکی با نام «واحد نبردهای نامنظم» تحتنظر شهید چمران وزیر دفاع وقت و دستههای پراکنده از نیروهای داوطلب، در قالب جنگ نامتقارن میجنگیدند. پس از آن که سپاه در جنگ محوریت یافت، این روند تقویت شد. با پایان جنگ، نبرد مستقیم ایران با دشمن متوقف شد و از این مقطع، «سپاه قدس» که واحد تخصصی نبردهای نامتقارن بود و به همین جهت فاقد یگانهای نظامی بوده و از مشاوران و مستشاران نظامی تشکیل شده بود، محوریت پیدا کرد. مقابله با طالبان، مهار اشغال افغانستان و عراق از سوی آمریکا، حبس رژیم صهیونیستی در داخل مرزهای 1967 و ایجاد مشکل برای آن در داخل فلسطین اشغالی بخشی از این فعالیتها بودند. ناتو بخشی از الگوگیری روسیه از جنگهای نامتقارن ایران را دیده است. پیش از آنکه آمریکا، ناتو و بسیاری از کشورها دست به کپی معکوس پهپاد شاهد-136 ایران بزنند، روسیه این کار را انجام داده و توانست ضربات دردناک به ناتو در خاک اوکراین وارد کند.
اگر ایران با ساختار کلی خود که بر اساس نبردهای نامتقارن سامانیافته، بیشتر در کنار روسیه قرار گیرد، ناتو در زمینههای متعددی تحتفشارهای شدید و فرساینده قرار میگیرند. اگر اروپا تاریخ و فرایندی را که صدام موردحمایت تمام قدرتها تا نابودی طی کرد، گرفتاری کنونی رژیم صهیونیستی و شکست آمریکا در اوایل قرن بیستویکم را تورق کند، به آنچه در آن قرار گرفته واقف میشود. این اتفاق ازآنجهت اهمیت بیشتری دارد که ارسال تجهیزات جدید از روسیه برای ایران لحاظ شوند. منابعی اعلام کردهاند روسیه در چهارچوب قراردادهای خود با ایران برای ارسال کمک در شرایط خاص، تجهیزاتی برای مقابله با تروریستها و حملات هوایی به ایران ارسال کرده است. این خود زمینهای برای پاسخ و کمک متقابل ایران مهیا میکند. اروپا بزرگترین بازنده نقشآفرینی در طرحهای کنونی علیه ایران است.
3- نشانهای از ضعف اروپا
از نظر سیاسی، این حرکت اروپا - که برخلاف منافع این قاره بود - نشاندهنده پذیرش فشارهای آمریکا و صهیونیستهاست. این سلطه پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. این اتفاق به دولتها گوشزد میکند که اروپا قدرتی مستقل نیست و در جهان در حال گذار و روندهای آن نباید حساب زیادی روی آن باز کرد.
4- قطع همکاریهای اطلاعاتی
همکاریهای اطلاعاتی میان ایران و اروپا، بیشتر برای این قاره دارای منافع بوده است. درحالیکه هیچتهدیدی از سوی ایران در اروپا ایجاد نشده، دولتهای قاره سبز از گروههای تجزیهطلب و گروههای تروریستی حمایت و سرویسهای اطلاعاتی این کشورها، توطئههایی را در داخل ایران طراحی و اجرا کردهاند. قطع کمکهای اطلاعاتی درباره مسائل منطقه و تحرکات گروههای تروریستی پاسخ مهم ایران به اروپاست. لزومی ندارد تهران منابع خود را برای کشف و اطلاعرسانی از مقاصد تروریستها در اروپا صرف کند.
5- تعقیب گروههای تروریستی تا مقصد
بخش مهمی از گروههای معاند در اروپا لانه کردهاند. اگر تشکیلات پهلوی در آمریکا لانه کرده و مطلوب آنهاست، سازمان منافقین نیز بیشتر در اروپا استقرار دارد. تعقیب تروریستها در کشورهای اروپایی به سزای اقدامات اطلاعاتی - عملیاتی سرویسهای اطلاعاتی قاره سبز و ماهیت تروریستی ارتش این کشورها، امری است که باید پیگیری شود.
6- مهاجران و مواد مخدر
ایران به صورت داوطلبانه ضمن نگهداشت بسیاری از مهاجرانی که از مرزهای شرقی وارد میشوند، هزینههای سنگینی را متحمل میشود. همزمان با مهار موج مهاجران، تهدید قاچاق مواد مخدر نیز وجود دارد. گرچه اروپا اقداماتی برای ایمنشدن در این حوزهها کرده است، اما باید بداند اگر ایران فعالیتهای داوطلبانه و مؤثر خود را در ارتباط با قاره سبز رها کند، تبعات این بحرانها ناگزیر به اروپا میرسد.
نتیجهگیری
اروپا در منازعهای واردشده که از ابتدا زیانهای بالاتری از آمریکا متحمل خواهد شد. واشنگتن به میزانی که اروپا به اطلاعات گروههای تروریستی نیاز دارد، محتاج آن نیست. آمریکا فاصله زیادی از غرب آسیا دارد و کمتر از اروپا به تحولات منطقه وابسته است. قاره سبز یک جبهه گرم با قدرتی نزدیک در اوکراین دارد که طی آن دشمن اروپا پیروزیهای بزرگی به دست آورده است. ورود قاره سبز به قضایای غرب آسیا، درجه تنش را در اروپا به حد غیرقابلکنترلی برساند. همزمان اروپا نمیتواند بر موفقیت آمریکا در تحولات کنونی حساب باز کند، زیرا محور مقاومت در منازعات چند دهه اخیر به شکل روندی در نهایت موفق بوده و این واشنگتن است که طرف شکستخورده معرفی شده است.