شناسهٔ خبر: 76951626 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تابناک | لینک خبر

خاطره‌ای از علی‌اکبرهای جبهه ایران/

فرمانده‌ای که تنبیهش را جلوی رزمنده‌ها با جان و دل پذیرفت

در ابتدا از تنبیه مربی سخت‌گیر خوشحال بودیم، اما وقتی وانت حرکت کرد و تجلایی از شدت درد از سینه به پشت چرخید، شادی ما به ناراحتی تبدیل شد. تجلایی حدود ۸۰ متر کشیده شد.

صاحب‌خبر -

فرمانده‌ای که تنبیهش را جلوی رزمنده‌ها با جان و دل پذیرفت

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، امروز ۱۱ شعبان سالروز میلاد حضرت علی‌اکبر‌ (ع) فرزند ارشد امام حسین (ع) است که به‌دلیل شهادت در اوج جوانی، شهدای دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی را به ایشان تشبیه می‌کنند و طبق یک‌رسم که طی دهه‌های گذشته در هیات‌های مذهبی کشور باب شده، در حضور پدران شهدا، روضه حضرت علی‌اکبر (ع) خوانده نمی‌شود. اگر هم این‌کار انجام شود، با اجازه از پدران شهداست.

سالروز میلاد حضرت علی‌اکبر (ع) فرصت خوبی برای مرور یک‌خاطره از شهید علی تجلایی؛ یکی از علی‌اکبرهای سال‌های جنگ است. این‌خاطره توسط حاج غفار رستمی از فرماندهان لشکر عاشورا در دفاع مقدس روایت شده که مشروح آن در ادامه می‌آید:

زمستان ۱۳۵۸، دوره آموزشی سپاه در پادگان خاصابان برگزار می‌شد. علی تجلایی، مربی سخت‌گیر تاکتیک و سلاح، فرماندهی امور پادگان را  هم بر عهده داشت.

اواخر دوره، شبی آسایشگاه را گاز اشک‌آور پر کرد و صدای تیراندازی بلند شد. مربیان فریاد می زدند: «دموکرات حمله کرده است!» ما بیش از صد نفر را تحت آتش گلوله‌های رسام و انفجار نارنجک، به بیرون هدایت کردند. در هوای سرد و برفی دی‌ماه، ما را مجبور به دویدن، غلتیدن روی گل‌ولای و سینه‌خیز رفتن در اطراف دریاچه ارومیه کردند تا مانور شبانه در شرایط سخت به اتمام برسد. پس از چند ساعت، خسته و عصبانی به آسایشگاه بازگشتیم.

صبح روز بعد، خبر رسید که ابوالحسن آل اسحاق، مسئول عملیات سپاه تبریز، برای بررسی مانور آمده است. خوشحال بودیم که مربیان به خاطر سخت‌گیری مؤاخذه می‌شوند. به هم می گفتیم دیدید ما هم خدایی داریم! آل اسحاق، مربیان را فراخواند و به تجلایی گفت: «شما دیشب بیش از حد متعارف از مهمات جنگی استفاده کردید. اسراف کردید و بیت‌المال مسلمین را هدر دادید!»

علی تجلایی بدون هیچ اعتراضی پذیرفت که تنبیه شوند تا حسابشان برای قیامت باقی نماند. او درخواست کرد تا آن‌ها را با طناب به پشت وانت بسته و روی زمین بکشند. او لباسی کهنه روی لباس نو پوشید و خود را به طناب بست. 

در ابتدا از تنبیه مربی سخت‌گیر خوشحال بودیم، اما وقتی وانت حرکت کرد و تجلایی از شدت درد از سینه به پشت چرخید، شادی ما به ناراحتی تبدیل شد. تجلایی حدود ۸۰ متر کشیده شد. وقتی بلند شد، لباس‌هایش پاره شده بود، اما دست راستش را با مشتی گره کرده بالا برد و فریاد زد: « الله اکبر – خمینی رهبر!» او این تنبیه را با جان و دل پذیرفته بود.

پس از اعزام به جبهه، تازه فهمیدیم که مدیون سخت‌گیری‌های علی تجلایی هستیم؛ هر که در آموزش زحمت بیشتری بکشد، در میدان نبرد خسارت کمتری خواهد دید.

فرمانده‌ای که تنبیهش را جلوی رزمنده‌ها با جان و دل پذیرفت

لحظات تنبیه شهید تجلایی

سردار شهید علی تجلایی، متولد سال ۱۳۳۸ در تبریز، سال ۱۳۵۸، به عضويت سپاه پاسداران درآمد و به عنوان مربی آموزش پادگان خاصابان مشغول بکار شد. پس از مدتی برای مبارزه با نیروهای ضد انقلاب به کردستان رفت، سپس به افغانستان مهاجرت کرد و اولین مرکز آموزش فرماندهی مجاهدین افغانی در داخل کشور افغانستان را تأسیس نمود. با شروع جنگ تحمیلی به ایران بازگشت و در نبرد هلاویه و حماسه سوسنگرد با عنوان فرمانده عملیات و معاون عملیاتی سپاه شرکت کرد. علی در طول سالهای دفاع مقدس، مسئولیت های مختلفی را بر عهده گرفت.

قائم مقامی فرمانده قرارگاه ظفر و فرماندهی طرح و عملیات قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) ستاد کل نیروهای مسلح از دیگر موارد کارنامه شهید تجلایی هستند. او معروف به «علی رگبار» بود و اسفند ۱۳۶۳ در عملیات بدر، همچون یک بسیجی گمنام همراه سایر بسیجیان راهی خط مقدم شد و به شهادت رسید. 

بخشی از وصیت‌نامه این‌شهید، از این‌قرار است:

- در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال خود بدانيد.
- ياور ستمديدگان و مستمندان جامعه و تمامي مستضعفين باشيد. 
- در راه تحقق اهداف اين‌انقلاب آزادی‌بخش، از جان و مال خود دريغ نكنيد.

تکبیر شهید تجلایی پس از تنبیه

* شهید تجلایی در نگاه سردار سلیمانی

شهید علی تجلایی، آموزش تاکتیک در پادگان امام علی (ع) تهران، برای فرماندهان گردان‌های سراسر کشور از جمله شهید «حاج قاسم سلیمانی» را برعهده داشت. حاج‌قاسم که شناخت کاملی از شهید تجلایی داشت، وقتی کتاب «شهادت شکار» در حال آماده‌سازی بود، تقریظی برای این کتاب نوشت که در بخشی از آن، یاد شهید تجلائی را به عنوان مربی خود و فرماندهی منحصر بفرد گرامی داشته است. 

متن حاج‌قاسم سلیمانی به این‌ترتیب است:

«این دست نوشته‌های زیبا و عبرت آمیز [کتاب شهادت شکار] را خواندم. تمام تجلی عمق قلبی شهید تجلایی بود. دینداری عمیق، بی‌تاب شهادت، شجاعت در عمل، فهم در تدبیر، ذکاوت در اداره، بیزاری از دنیا و همه توجه به خدا و قیامت، همه آن‌ها را در حیات حضوری و شهودی او ما شاهد بودیم و نورانیت فوق العاده تجلی خورشید درونی او بود.

خود همین نوشته‌ها بدون دستکاری، پیام زیبا و ارزشمندی برای هر طالب راهی به سوی خدا است. اگر کسی بتواند همان چند صفحه کوتاه او را در بحث سوسنگرد، آن حماسه ارزشمند به هنر و نوشته تبدیل کند، زیباترین جلوه بشری و غیرت و همت یک انسان را می‌تواند به نمایش بگذارد. درود و رحمت و رضوان خداوند سبحان برآن عاشق ده‌ها بار به شهادت رسیده‌اش علی عزیز که استادم نه در آموزش بلکه در همه چیز بود و به خوبی حق این نام مبارک و زیبای علی را به جا آورد و تجلی، تجلی چنین نام نام آوری شد.  

قاسم سلیمانی ۱۷ مرداد ۱۳۹۷»

فرمانده‌ای که تنبیهش را جلوی رزمنده‌ها با جان و دل پذیرفت فرمانده‌ای که تنبیهش را جلوی رزمنده‌ها با جان و دل پذیرفت