به گزارش ایرنا؛ در بناهای فاخر و به جامانده از عهد قاجار نوری دوباره میدرخشد، درها و پنجرههایی که نه فقط چوب که روحی از نور و رنگ هستند و اُرُسیهای تلفیقی از شیشههای رنگی و چوبهای خوشتراش که هر گرهشان قصهای است، هر قطعهشان شعری ناتمام از صبر و ظرافت اساتید به نام است.
هنر گرهچینی و اُرُسیسازی ملایر همچون طلایی ناب میدرخشد؛ هنری که میتواند همپای اصفهان و یزد قد علم کند، درهای چوبیِ مشبک با شیشههای رنگین که روزگاری بر پاشنههای چوبی صدها خانه میچرخید و اکنون شاید تنها در موزهها و سراهای قدیمی صفوی و قاجاری میتوان نشانشان یافت.
این هنر اصیل در دل سرزمین هگمتانه، نفسهای آخر را میکشد، این نگین فاخر صنایع دستی ایران که قرنها سینه به سینه و رج به رج با ظرافت بافته شده، اکنون رو به خاموشی میگراید و گویی صدای چکشها و برش شیشههای رنگین اُرسیها کمکم در هیاهوی زندگی ماشینی امروز گم میشود.
در این دیار، هنرمندان با دستان کیمیاگرشان به خاک و چوب جان میبخشند و بر پیکر فرهنگ این سرزمین نقشی جاودان حک میکنند، همدان گهواره تاریخ و تمدن با نزدیک به ۱۵۰ رشته صنایع دستی، گنجینهای است که نباید در پستوهای زمان خاک بخورد، هر رشته از نمد مالی و شالبافی تا موجبافی و پوستیندوزی، روایتی از زندگی و ذوق مردمان این خطه است؛ روایتی که امروز رنگ میبازد.

احیای هنرهای در خطر فراموشی
با وجود تغییر سبک زندگی و کاهش کاربری بسیاری از صنایع دستی سنتی در جوامع امروزی، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان حفظ، ثبت و مستندسازی این هنرهای فاخر همچون گرهچینی و اُرسیسازی را در دستور کار خود قرار داده است.
با توجه به تحولات اجتماعی و پیشرفت فناوری، رشتههایی همچون شالبافی، نمدمالی، پالاندوزی، کلاهمالی، عبابافی و قفلسازی، امروز دیگر کاربرد سابق را در زندگی روزمره مردم ندارند، اما برخی رشتهها همانند نازککاری چوب، حلبیسازی و تراش سنگهای زینتی، هنوز مورد اقبال هستند و میراث فرهنگی با مستندنگاری از استادکاران و چاپ کتاب، در حال انتقال این دانش به نسل آینده است.
در مقابل، رشتههایی مانند چلنگری و قفلسازی سنتی به دلیل جایگزینی تولیدات صنعتی و کاهش تقاضا، با کمرونقی مواجه شدهاند، اگرچه استادکارانی به شکل سنتی به کار خود ادامه میدهند، پالاندوزی و زینسازی در استان همدان از جمله رشتههایی است که منسوخ شدهاند، زیرا دیگر حملونقل با چهارپایان رواج ندارد.
در شهر ملایر اما استاد «ابوالقاسم ولیزاده» به تنهایی چون آخرین نگهبان هنر گرهچینی و اُرسیسازی ایستاده است، او به همراه همسرش، سه دهه است که با عشق، جان را در پیکر سخت چوب میدمد و نمیخواهد این هنر بمیرد، دستان استاد که از روزگار قاجار تاکنون این میراث را زنده نگه داشته، اکنون با بیم از فراموشی میلرزد؛ ترسی از اینکه مبادا این هنر ظریف "زیر پا برود و خرد شود."
استاد با غبطه از شکوه گذشته هنرش میگوید؛ از آثاری که تا موزههای همدان، اصفهان و حتی دورتر رفتهاند و امیدوار است با حمایت نهادها، این هنر جان دوباره بگیرد و رونقی اقتصادی بیابد، آرزویش این است که فرزندانش این تحفه ماندگار را از دستانش برچینند، اما خوب میداند که کمحوصلگی نسل جدید و زندگی شتابزده امروز، سد راه این انتقال است.

گرهچینی و اُرسیسازی رگههایی از هویت و تاریخ ملایر
به طور قطع هنرهای گرهچینی و اُرسیسازی تنها یک کالا نیستند، بلکه رگههایی از هویت، تاریخ و روح این سرزمیناند که گم شدن راهشان در وادی فراموشی، به معنای قطع پیوند با ریشههاست، صنایع دستی استان همدان حکایت طلایی است که نباید از عیار بیفتد.
استاد ولیزاده که خود رکورددار این هنر ریشهدار است، مُغار بر چوب میکوبد، اما انگار بر قلب زمان میکوبد تا آن را وادار به ایستادن کند و نگذارد قامت این هنر زیر بار فراموشی خم شود و گرههایش در تاریکی تاریخ کور بماند.
او حالا تنها بازمانده هنر اُرُسیسازی تلفیقی استان همدان است، با همه رنجها و فرازونشیبها، حتی حادثهای که دست چپش را از او گرفت، نتوانست ارادهاش را از پای درآورد، همچنان میسازد، میآفریند و وفادار به هنری است که از ملایر تا ونیز آوازه دارد، هنری که زمانی، ایرانیان شیشههای رنگینش را از ونیز میآوردند و در طول راه، بسیاری خرد میشدند و از همین رنجِ خردشدن بود که هنر اُرُسیسازی زاده شد، خلق نقشهایی از نور و رنگ که هر کدام جهانی است.
ساختمانهای سنتی در تهران یا هتلی در اصفهان که با دستان استاد آراسته شدهاند، اما گرانی مواد و کمیابی شیشههای مناسب، از رواج گسترده این هنر کاسته است، با این حال، او همچنان مشغول است.
امروز اگر به عمارت مصدقی یا موزه لطفعلیان ملایر قدم بگذارید، درهای اُرسی روایتگر این تاریخِ پرتکاپو هستند، گویی در هر قطعه شیشه، آفتابی به رنگ کهربا، لاجورد یا زمرد اسیر شده و در هر گره چوب دستانی پرحوصله، زمان را به بند کشیدهاند، استاد ولیزاده رج به رج این هنر را برمیشمارد، نه با عدد که با نگاههای معناگرایش به آثارش و گویی با هر تکهای که میچسباند، بخشی از تاریخ را مرمت میکند.
امروز هنر مبلمان منبت گنجینهای است با نشان جهانی، جایی که رد پای گرهچینی در آن پیداست و شیشههای رنگین ونیزی، در قاب زندگی نشستهاند تا قصه بگویند و استاد با همسر و همراهش، با برشهایی بر چوب و شیشه، معجزهای شگفت خلق میکنند، استاد اشتیاق مرا که میبیند، بیدرنگ رشتهرشته گره از اسرار هنرش میگشاید و از اصالت آن سخن میگوید.
استاد ولیزاده تعریف میکند که این هنر در آغاز تنها در خانههای اعیان و اربابها خودنمایی میکرد، تا فضاها را از هم جدا کند و با حرکت کشوییاش، هوایی تازه بیاورد و جلوهای رؤیایی به خانه ببخشد، در دل آن قابهای چوبی زیبا، صنعت گرهچینی به کار میرود، نمونهای شکوهمند از آن را میتوان در موزه لطفعلیان ملایر دید؛ پروژهای که بازسازی اُرسیها و لمهکوبی سقفهایش، سالها از عمر استاد را طلبید.
استاد همچنین از معجزه نور میگوید: از ترکیب چهار رنگ زرد، قرمز ارغوانی، سبز و آبی که وقتی آفتاب از لابلای آنها میگذرد، گویی تمام رنگهای بهشت را بر زمین میپاشد و فضایی میسازد که نه چشم را میتوان از آن برداشت و نه دل را، این است هنر اُرسی؛ گرهای از چوب و رنگ و نور، گشوده بر دل تاریخ.

گرانی مواد اولیه دست و پای گرهچینی و اُرسی را بسته
اما هنر استاد ولیزاده تنها به اُرُسی ختم نمیشود؛ «لمهکوبی» سقفهای قدیمی، هنری دیگر از دستان اوست که همچون سقف کاذبی روی تیرهای چوبی مینشیند و با طرحهایی همچون داودخانی، مثلث و مربع، فضا را گرم میکند، قیمت این آثار بسته به نوع چوب متغیر است؛ از چوب صنوبر تا راش، استاد اعتراف میکند که امروزه تنها افراد خاصی متقاضی چنین هنرهایی هستند.
ساختمانهای سنتی در تهران یا هتلی در اصفهان که با دستان استاد آراسته شدهاند، اما گرانی مواد و کمیابی شیشههای مناسب، از رواج گسترده این هنر کاسته است، با این حال، او همچنان مشغول است و آثارش در موزههای متعددی از جمله موزه لطفعلیان ملایر، عمارت مصدقی، ساختمان مقصودی تویسرکان، ساختمان دارالاسلام بروجرد، ویترینهای موزههای هگمتانه، بوعلی، موزه شهر نهاوند و مقبره سیفالدوله در مهمانسرای پارک سیفیه قابل مشاهده است.
وی از همراهی و حمایت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان و شهرستان ملایر ابراز خرسندی کرد و امیدوار است این حمایتها ادامه یابد تا مانع از کمرنگ شدن این هنر ارزشمند شود، او همچنین از همراهی همسرش پس از یک سانحه تلخ قدردانی میکند که انگیزهاش را برای کار صدچندان کرد.
استاد ولیزاده شرط اولیه برای یادگیری این هنر را تسلط بر نجاری دانست و از کمرغبتی جوانان و دانشآموختگان به این حرفه ابراز تأسف کرد، به باور وی، استفاده از استادکاران مجرب و ارائه آموزشهای لازم به علاقهمندان امری ضروری است، این استادکار ملایری با بیش از ۶۰ سال عمر، از سال ۱۳۶۰ کار نجاری را به صورت حرفهای آموخت و از دهه ۷۰ به طور رسمی به هنر گرهچینی و اُرُسیسازی روی آورد و امروز او همچنان با عشق و امید و بدون هیچ ادعایی برای رونق این هنر تلاش میکند.
«عباس دل زنده» دارنده مهر اصالت یونسکو، و استادانی همچون «امیر برقزدگان» و «ابوالقاسم ولیزاده» اساتیدی هستند که با داشتن درجه استادی هنری و آموزش هنرآموزان بسیار، ردپای طلاییای در رشتههایی مانند گرهچینی برجای گذاشتهاند.
به گفته استاد ولیزاده، گرهچینی و اُرُسیسازی مانند پازلی دقیق است که اگر تنها یک قطعه «گُل» از جای خود بیفتد یا شیشهای در وسط کار بشکند، باید تمام قطعات را جدا کرد تا آن قسمت تعمیر شود؛ گویی کار از نو آغاز میشود، همین امر، ظرافت و مهارت بسیار بالایی را میطلبد.
اساتید پیشکسوت؛ محور احیای هنرهای اصیل
در حالیکه برخی هنرهای تاریخی در حال فراموشی هستند، تلاشهای گستردهای از سوی میراث فرهنگی برای زنده نگاه داشتن و احیای رشتههای ارزشمند صنایع دستی در این استان در جریان است، احیای رشتههایی مانند گرهچینی، چرمسازی، تراش سنگهای قیمتی و نازککاری چوب، از جمله اقدامات میراث فرهنگی همدان است که به گفته یک کارشناس صنایع دستی این هنرها موفق شدهاند خود را با بازارهای مدرن امروزی تطبیق دهند و از رونق خوبی برخوردار شوند.
این کارشناس با اشاره به احیای موفقیتآمیز دو رشته گرهچینی و چرمسازی که در آستانه فراموشی بودند، از نقش بیبدیل استادان هنرمندی یاد کرد که در احیای این هنرها پیشگام بودهاند، از جمله این بزرگان میتوان به استاد «عباس دل زنده» دارنده مهر اصالت یونسکو، و استادانی همچون «امیر برقزدگان» و «ابوالقاسم ولیزاده» اشاره کرد که با داشتن درجه استادی هنری و آموزش هنرآموزان بسیار، ردپای طلاییای در رشتههایی مانند گرهچینی برجای گذاشتهاند.
با وجود اینکه همدان با بیش از ۳۳ هزار هنرمند فعال، ظرفیت بالایی در حوزه صنایع دستی دارد؛ همواره در تلاش برای احیای رشتههای دیگری همچون چلنگری، حلبیسازی، کفشدوزی و گیوهبافی، مشبککاری فلز، مسگری و شیشهگری است و خوشبختانه هنوز استادان این رشتهها در حال فعالیت هستند.
به اذعان میراث فرهنگی همدان، شهرستان ملایر یکی از شهرهای مستعد استان در حوزه صنایع دستی است و تاکنون رشتههایی مانند گرهچینی، اُرسیسازی، گیوهبافی، مسگری و شیشهگری با موفقیت در بازار این شهر احیا شده و هنرمندان و استادکارانی در این حرفهها مشغول به کار هستند، در مقابل اما هنرهای ارزشمندی مانند شالبافی، عبابافی و قفلسازی همدان در حال منسوخ شدن هستند و با مهاجرت یا فوت استادان این رشتهها، در خطر فراموشی کامل قرار گرفتهاند.

احیای صنایع دستی اصیل در ملایر
در گذر از وادی فراموشی، باید به تلاشگرانی خدا قوت گفت که با حفظ سوسوی صنایعدستی ریشهدار، مانع از منسوخ شدن هنرهایی مانند چلنگری، گرهچینی، گیوهبافی، چاقوسازی، قلمزنی روی مس، سنگتراشی، عروسکسازی و جاجیمبافی در ملایر شدهاند.
رییس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ملایر با اشاره به احیا و رونق رشتههایی همچون چرمسازی، سفالگری، ساخت سازهای سنتی، تراش سنگهای قیمتی و نازککاری چوب، اظهار کرد: برخی از این رشتهها هماکنون در چهارسوی بازار سنتی ملایر فعال هستند.
«ابراهیم جلیلی» به ظرفیت ویژه ملایر در صنعت منبت و احیای رشته «منبت ریز» اشاره کرد و گفت: ملایر در رشته مُرواربافی نیز از مرحله کاشت تا تولید، پیشتاز در استان و کشور است و با اصالت به فعالیت ادامه میدهد.
وی با اشاره به فعالیت راسته لحافدوزان در بازار ملایر، ساخت درهای اُرسی با گرهچینی توسط استاد ولیزاده و ساخت سازهای سنتی توسط استادکاران ملایری که دارای مهرهای اصالت و نشان ملی هستند، را از دیگر افتخارات هنر دستی این شهرستان برشمرد.
به گفته جلیلی؛ وجود بیش از ۲۰ رشته صنایعدستی فعال همچون گلیمبافی، قلمزنی، چرمسازی، منبتکاری، سفالگری، رودوزی سنتی، مجسمهسازی، اُرسیسازی و فرشبافی با مشارکت بیش از ۱۰ هزار هنرمند بهطور مستقیم و بیش از ۳۰ هزار نفر غیرمستقیم، گواهی است بر عزم مردمان این دیار که نمیگذارند گره فراموشی بر رجهای صنایع دستی شهرستان نقش بندد.
رهاورد:
هنر گرهچینی و اُرسیسازی از هنرهای اصیل استان همدان است که امروز زخم روزگار بر پیکر آنها نشسته، باید برای به یاد آوردن این حقیقت که گاه زیباترین نقشها از دل رنجها میرویند و ماندگارترین هنرها، آنهایی هستند که هرگز تسلیم گرههای روزگار نمیشوند، تلاش کرد تا از عیار نیفتند در گذر زمان به فراموشی نروند.