صاحبخبر - روزهایی را پشت سر گذاشتیم که کشورمان درگیر حوادث ناشی از تلاطمات جراحی اقتصادی بود هرچند این مشکلات اقتصادی ریشه در تحریمهایی دارد که هر قدرتی را فلج میکند اما قدرت جمهوری اسلامی که وابسته به حمایت مردمی و گفتمان جهان شمولی دارد که چین و روسیه و کره شمالی و پاکستان و هر قدرت دیگری را که همراه خویش کرده نمیتواند از مسیر خویش بیرون کند اما به بهانه مشکلات اقتصادی تروریستها و اغتشاش گران و تجزیه طلبان و آشوبگران لحظات تلخی را برای مردم به وجود آوردند اما بد نیست شعار این روزهای این گروهها را مورد واکاوی و بررسی قرار دهیم شعاری که بیشتر به منظور آلترناتیو تراشیدن برای جمهوری اسلامی ایران تهیه شده بود، بدون آنکه عقبه علمی و پژوهشی و دلیل منطقی داشته باشد.
در این روزها بیشتر از اینکه شاهد ارائه راهکار علمی برای رفع مشکلات اقتصادی (تورم و رکود و رفع حجم نقدینگی) از سوی معترضین اقتصادی باشیم شاهد ابزاری شدن معترضین به دست گروههای تروریستی بودیم که برای عقدهتراشی و آشوب و هرج و مرج خیابان را به آتش کشیده بودند و شعار هنجارشکن سیاسی سر میدادند.
در حوادث روزهای گذشته شعارهایی به حمایت از پهلوی را در دهان آنها گذاشتند اما فراموش نکنیم این شعارها به حمایت از پهلوی در یکی دو شب در ذهن این جوانان گنجانده نشده بود بلکه سالهاست در شبکههای ماهوارهای دلایل ظهور انقلاب اسلامی را منوط به تئوریهای توطئه کردهاند و برای این نسل توضیح نمیدهند که مردم و نخبگان و اندیشمندان و تمام گروههای فکری و سیاسی که مخالف حکومت پهلوی و پادشاهی و شاهنشاهی بودند چرا هر کدام به طریقی به مخالفت با شاهنشاهی برخواسته بودند و هیچ انسانی در سال ۱۳۵۷ دیگر تن به حکومتی پادشاهی نمیداد از نهضت آزادی و جبهه ملی و گروههای لیبرالیستی و مارکسیستی گرفته تا اسلام گرایان که خواستگاه اصلی این مردم بودند و مردم زعامت امام خمینی (ره) را قبول داشتند دیگر پادشاهی پهلوی را نمیپذیرفتند زیرا ایرانیان که همیشه نسبت به کشورهای حاشیه خلیج فارس نگاهی فراتر از طاغوت داشتند بهدنبال برقراری خِرد اجتماعی بودند و حکومتی را میخواستند که یک محمدرضاشاه برای مردم تصمیم نگیرد بلکه استاندار و فرماندار و شهردار و رئیس شورای شهر و شورای روستایی داشته باشد که تصمیماتش برخواسته از شورا و مشورت و گروهی از مردم باشد نه یک شاه گواهش عباس میرزا چون سالها در جنگ با شوروی بود و پیشرفتهای تسلیحاتی شرق را دیده بود و متوجه شده بود غرب هم در این تسلیحات نظامی و جنگی پیشرفت کرده از موسیو ژوبر فرانسوی پرسید اجنبی به من بگو شما از چه طریقی دچار این پیشرفت علمی شدهاید که شواهدش در جنگ افزارهای نظامی شما مشهود است و ما اینگونه عقب افتادهایم که با تپانچه قدیمی به جنگ توپهای پیشرفته شما آمدهایم؟!
جواب موسیو ژوبر به عباس میرزا برقراری خِرد اجتماعی و دموکراسی مردمی بود که یک پادشاه برای تمام مردم تصمیم نگیرد بلکه پادشاه هم محدودیت قدرت در چارچوب قانون اساسی داشته باشد و پاسخگوی مردم باشد و مشروعیتش برخواسته از رای مردم باشد نه کشف حجاب رضاشاهی و ممنوعیت برگزاری آیین دینی (تعزیه) که فقط ظواهر فرنگی مآب شدن بود و رنگی از مترقی شدن نبود.اکنون به لطف انقلاب این خرد اجتماعی در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی و شورای شهر و حتی شورای روستا برقرار است و حتی رهبری بر اساس رای فقهای مجلس شورای خبرگان رهبری که با رای مردم انتخاب شدهاند به عنوان ولی فقیه از جمع فقها منتخب شدهاند برعکس دوران شاهنشاهی که به عنوان مثال رضاشاه با سرکوب اسماعیل خان سیمت قو و به قتل رساندن شیخ خزعل و حذف میرزا کوچک خان جنگلی و شیخ محمد خیابانی و از بین بردن تمام مخالفانش و حمایت انگلستان...
به حکومت رسیده بود و آن حکومت را بدون رای مردمی و بدون برقراری دموکراسی و براساس موروثی بودن به محمدرضا شاه پهلوی سپرده بود که در طول تاریخ از دکتر محمد مصدق تا دکتر فاطمی و امام خمینی (ره) و آیتالله مدرس و بسیاری دیگر از دموکراسی خواهان مخالف حکومت شاهنشاهی بودند و در ارزوی جمهوریت تنیده با اسلامی بودند زیرا خواستگاه همیشگی این مردم اسلام است. مردم ایران همیشه همچون عباس میرزا دنبال چرایی پیشرفت غرب بودند و از خودشان پرسیدهاند چرا غربیها به پیشرفت علمی رسیدهاند که به راحتی میتوانند کشورهای جهان را استعمار و استثمار کنند؟
چون استعمار کردن ریشه در برتری قدرت علمی دارد وقتی فتحعلی شاه قاجار از موسیو ژوبر میپرسید چقدر باید زمین را حفر کنم تا به یِنگه دنیا (آن سوی دنیا) یعنی اروپا برسم و نمیدانست باید با استفاده از علم ریاضی و فیزیک و معماری و شیمی کشتی بسازد و در اقیانوسها بیندازد تا به اروپا سفر کند چگونه میتوانست کشوری را استعماد کند؟! نه اینکه استعمار خوب باشد و نه اینکه استعمار جنبه تسلط به ملتها را داشته باشد اما استعمار به معنای برتری سلطه علمی داشتن از فتحعلی شاه و پادشاهانی که بیشتر فکر حرمسرا بودند و در عقب ماندگی علمی به سر میبردن بعید بود.
در همان سالهایی که عدم خرد اجتماعی باعث شده بود فتحعلی شاه قاجار به موسیو ژوبر فرانسوی بگوید شاه عثمانی به من گفته چقدر حفر کنم به آن سوی کره زمین میرسم در غرب منشور مگناکارتا را طراحی کرده بودند که برای پادشاه حدود اختیارات در نظر گرفته بود.
اما این سالها و به لطف انقلاب اسلامی و نگاه روبه جلویی که مقام معظم رهبری به علم دارند ایران ما در علم نانو و هستهای و موشکی و سایر علوم پیشرفتی چشم گیر داشته و در حال جبران عقبافتادگیهای شاهان و پادشاهان هرچند غربیها به کمک بازی رسانهای با تبلیغ سو بر علیه علم موشکی و هستهای سعی در بی فایده نگاشتن علومپایه در ایران شدهاند و به مردم اینگونه القا میکنند که ترانسفر کردن بازیکن فوتبالی مثل کریستین رونالدو که شما را غرق در عکس و سلفی کند نماد قدرت است و دسترسی به علم نانو را بی فایده بنمایند اما جوانان فهیم متوجه هستند که کدام نماد پیشرفت و کدام نماد سرگرمیست. اما باید به کسانی که شعار رضاشاه را سر میدهند پرسید پس چرا در سال ۱۳۲۰ که متفقین ایران را تسخیر کرده بودند هیچ ایرانی و هیچ مردمی مقابل آنها و در کنار رضا شاه نایستاد؟ جوابش روشن است مردم رضا شاه را نمیخواستند و هیچ بودن او و مقابل مردمایستادنش و دیکتاتوری پهلوی را درک کرده بودند.
زیرا رضاشاه به قبائل و عشایر تحکیم کرده بود که لباس متحدالشکل باید بپوشند وحق ندارند لباس محلی به تن کنند و تمام عشایر و قبایل را به بهانه سرکوب زعیمانشان(شیخ خزعل یا میرزا کوچک خان) سرکوب کرده بود.
رضا شاه چون به ترکیه سفرهای متعدد کرده بود و پیشرفت و ترقی در علم و فنون و را با ظواهر فرنگی شدن اشتباه فهمیده بود گمان میکرد با از بین برون سنتهای دینی مثل هیاتهای عزاداری و تعزیه و کشف حجاب ایران مترقی میشود زیرا دین را مانع میدید و نمیدانست دیکتاتوری خودش و شاهان ماقبلش عامل عقب افتادگی ایران هستند و این رویه رضا شاه باعث شده بود مردم مسلمان و متشرع هم در جنگ با متفقین کنار رضا شاه نایستند. آری رضاشاه دیکتاتوری بود که کسی نمیتوانست به او بگوید نیمی از ترکیه در اروپاست و نیمی دیگرش مسیحی هستند و نیمی دیگر هم از مسلمانان اهل سنت برعکس ایران که کشوری شیعی و در همسایگی مرجعیت نجف اشرف است و امالقرا شیعیان است که حتی زن شاه قاجاری به فتوای عالم دینیاش قلیان میشکند که نشان از جایگاه والای روحانیت در ایران دارد و این عدم برقراری گفتمان با دیکتاتوری پهلوی خودش باعث عقب ماندگی ایران شده بود که نه تنها کسی او را صدا نمیکرد که کنارش هم نمیایستاد و امروزه باید برای جوانان خام و ساده لوح بیشتر از جوانب چرایی باطل بودن رضا شاه گفته شود تا با هر تبلیغی الترناتیو باطلی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که دارای قدرت گفتمانی و قدرت نظامی و علمی است نتراشند و برای کشور عزیزمان هزینهتراشی نکنند.∎