صاحبخبر - گروه اجتماعی - سعید تهرانی: نهایی شدن صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان، بیش از آنکه یک تغییر اداری یا حقوقی باشد، نشانهای از بازنگری در نگاه به حق تردد، استقلال فردی و حضور اجتماعی زنان در شهر است؛ تصمیمی که اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند بخشی از شکافهای دیرپای دسترسی نابرابر به حملونقل را کاهش دهد.
به گزارش مردم سالاری آنلاین ،سالهاست که موتورسواری زنان در ایران، واقعیتی اجتماعی اما بدون پشتوانه رسمی بوده است؛ زنانی که در خیابانها موتور میرانند، اما از ابتداییترین حق قانونی یعنی گواهینامه محروماند. این وضعیت، نه حاصل منع صریح قانونی، بلکه نتیجه تعلل در سیاستگذاری اجرایی بوده است؛ تعللی که حالا دولت مدعی است به پایان رسیده است.
زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده، درباره زمانبندی اجرای این موضوع اظهار امیدواری کرده بود که صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان تا پایان سال جاری محقق شود و حتی تلاش میشود که این اقدام بهعنوان هدیهای در دهه فجر امسال به مردم و بهویژه زنان ایران تقدیم شود، حالا و پس از گذشت کمتر از یک ماه از وعده او، جدیدترین اظهاراتش نشان میدهد که این وعده عملی شده است: «صدور گواهینامه موتورسواری زنان نهایی شده و فرایند اجرایی آن در روزهای آینده آغاز میشود. امروز هیچ مانعی برای صدور گواهینامه موتور سیکلت برای خانمها با مقرره مصوب در دولت، وجود نخواهد داشت؛ مقررهای در دو بخش؛ در بخش اول آن تصریح شده که شیوه برگزاری به چه صورت باشد و از مربیان خانم و افسران خانم برای آموزش استفاده شود و در بخش دوم نیز این مسئله طرح شده که وزارت صنعت، معدن و تجارت و سازمان ملی استاندارد و باقی دستگاههای متولی به توسعه موتورهای برقی و استاندارد و پوشش ایمنی لازم برای شهروندانی که میخواهند گواهینامه موتور دریافت کنند، کمک کنند.»
در بسیاری از شهرها و بهویژه مناطق کمبرخوردار، موتورسیکلت یکی از در دسترسترین ابزارهای تردد است؛ ارزانتر از خودرو، سریعتر از حملونقل عمومی و گاه تنها گزینه ممکن برای رفتوآمد روزانه. برای زنان شاغل، زنان سرپرست خانوار و حتی دانشجویان، موتور میتواند فاصله میان فرصت و محرومیت را کوتاه کند.
با این حال، نبود گواهینامه رسمی، این ابزار را به منبع اضطراب بدل کرده بود؛ هر بار خروج از خانه با ترس جریمه، توقیف یا نداشتن حمایت قانونی در صورت حادثه. تصمیم اخیر دولت، اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند این ترس پنهان را به امنیت اجتماعی تبدیل کند.از این منظر، تصمیم اخیر دولت را میتوان گامی در جهت بهرسمیت شناختن واقعیتهای اجتماعی دانست.با وجود نهاییشدن تصمیم، اجرای آن آزمونی جدی برای نظام اداری و انتظامی کشور خواهد بود. یا به عبارتی موفقیت این تصمیم به اجرای آن در خیابانها گره خورده است؛ جایی که تفاوت میان «تصمیم روی کاغذ» و «تغییر در زندگی مردم» مشخص میشود. اجرای سراسری، اطلاعرسانی شفاف و برخورد یکسان پلیس، عواملی هستند که تعیین میکنند این سیاست تا چه اندازه به نفع زنان و شهر عمل خواهد کرد. اگر صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان در مسیر درست، بهصورت سراسری، شفاف و بدون تبعیض اجرا شود، میتواند به یکی از ملموسترین تغییرات اجتماعی سالهای اخیر تبدیل شود؛ تغییری که نهتنها حق قانونی، بلکه تغییری است که شهر را برای نیمی از ساکنانش، کمی امنتر و در دسترستر میکند.
دو نگاه متفاوت به یک حق شهری در ایران و جهان
در بسیاری از کشورهای جهان، از اروپا و آمریکای شمالی گرفته تا ترکیه، گواهینامه موتورسیکلت بدون هیچ تفکیک جنسیتی صادر میشود. زنان و مردان در این کشورها تنها بر اساس معیارهایی مانند سن قانونی، گذراندن دورههای آموزشی، موفقیت در آزمونهای تئوری و عملی و رعایت استانداردهای ایمنی ارزیابی میشوند و جنسیت نقشی در دسترسی به این حق ندارد.
در مقابل، در ایران اگرچه منع قانونی صریحی برای صدور گواهینامه موتور برای زنان وجود نداشته است، اما این حق سالها بهدلیل خلأ اجرایی و تفاسیر محدودکننده، عملاً در دسترس زنان قرار نداشت. نتیجه این وضعیت، شکلگیری یک واقعیت متناقض بود: زنانی که موتورسواری میکردند، اما از حمایت قانونی، بیمه و آموزش رسمی محروم بودند.
در کشورهایی که موتورسواری زنان امری عادی تلقی میشود، این موضوع نه یک مسئله هویتی یا فرهنگی، بلکه بخشی از سیاست حملونقل شهری، کاهش ترافیک و افزایش دسترسی برابر شهروندان به امکانات شهری است.
حالا با نهاییشدن صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان در ایران، این کشور در آستانه عبور از یک استثنا و نزدیکشدن به یک رویه جهانی قرار گرفته است.
نقل قولی
از چند زن موتورسوار
بسیاری از زنانی که موتور میرانند، تأکید میکنند که این کار برایشان نه کنش اعتراضی است و نه ژست خاص.
یک زن جوان که دانشجوست، میگوید: «من با موتور میروم دانشگاه چون اتوبوس دیر میآید و تاکسی گران است. همین. نه قهرمانم، نه تابوشکن.» او میگوید همیشه آرزو داشته آموزش رسمی ببیند: «خودم یاد گرفتم. اگر کلاس باشد، اگر مربی زن باشد، قطعاً ثبتنام میکنم.
ایمنی برای خودم مهم است.» یکی دیگر میگوید: «ما حرف زیاد شنیدیم. امیدوارم این یکی روی کاغذ نماند.» یکی از زنان موتور سوار در خصوص صدور گواهینامه میگوید: « همیشه صبح زود راه میافتم و در این خیابان ها بوده ام و مثل من زنان دیگری هم هستند، حالا شاید بالاخره قانون هم کنارمان بایستد.»∎