به گزارش گروه رسانهای شرق،
آیدین سیارسریع: در این روزها که سرعت تحولات جهان روی دو ایکس است و دفتر حوادث بینالمللی دقیقه به دقیقه ورق میخورد، برای خودمان هم یک مقدار عجیب است که ما جمعه این ستون را مینویسیم و شنبه به دست شما میرسد. در لحظه نگارش این ستون، آقای عراقچی در ترکیه است و وضعیت منطقه -تأکید میکنیم در رسانهها- از روزهای گذشته آرامتر شده ولی فردا که شما در حال خواندن این سطور هستید، احتمالا دیپلماتها به تهران برگشتهاند و کلا جهان تبدیل به جهانی دیگر شده. به قول هراکلیتوس: «نمیتوان در یک رودخانه دو بار پا گذاشت، چراکه هنگامی که برای بار دوم از آن عبور میکنی، دیگر نه آن رودخانه، رودخانه قبلی است و نه تو آن آدم قبلی». جهان امروز هم دیگر شباهتی به جهان پیشین ندارد. مثلا تا قبل از مسائل گرینلند اگر کسی میگفت کانادا و انگلیس از لج آمریکا زنبیل میگذارند توی صف دیدار با مقامات چینی، احتمالا فکر میکردیم جنس قاطیدار مصرف کرده، ولی امروز میبینیم استارمر مینشیند جلوی شی جینپینگ و درباره بازی اخیر منچستر و آرسنال تبادل نظر میکنند. جولانی میرود روسیه و اظهار میدارد که داداش گذشتهها گذشته، بیایید همکاری کنیم. حالا نمیدانم من این وسط چرا اینقدر اخبار جهان را دنبال میکنم. سر پیازم یا ته پیاز، مشخص نیست. صبح تا شب مینشینم تحلیلهای مختلف را میخوانم و بیشتر سردرگم میشوم. یک عده میگویند اگر حملهای شود، نفت 500 دلار میشود و خود آمریکا کنفیکون میشود. عدهای هم میگویند هیچ هزینهای برایشان ندارد. یکسری میگویند هنوز دیپلماسی کار میکند، عده زیادی هم میگویند دیپلماسی به بنبست رسیده. شما میتوانید تحلیلگر نباشید اما بعد از یک مدت خبرخوانی و مرور تحلیلها بالاخره تا حدی میتوانید سره را از ناسره تشخیص دهید. اکثر این تحلیلهایی که ما میبینیم، بیشتر به آرزو شباهت دارند. بعضی آرزوها جدیدند و خیلیها قدیمی. مثلا تحلیلگر داریم چندین سال است که میگوید فلان اتفاق خواهد افتاد (یا نخواهد افتاد) و هیچکدام از تحلیلهایش هم درست درنیامده اما باز اصرار دارد همه رویدادها را بریزد توی همان دستگاه فکری قدیم، به این امید که بالاخره یک روزی آن تحلیل درست دربیاید. آدم این چیزها را که میبیند، خدا را شکر میکند که تحلیلگر نشده. به طور مثال بنده 15 سال است ستون مینویسم و در همه این 15 سال هم خودآگاه و ناخودآگاهم متوجه این قضیه بوده که دارم چرت و پرت میگویم. مخاطب هم براساس این با مطلب مواجه میشود. اما زندگی برای تحلیلگر اینگونه نیست. بهترینشان مدام استرس دارند که مبادا چرت و پرت گفته باشند، بدترینشان هم دستوپا میزنند که بالاخره چرخ روزگار طوری بچرخد که آن چرت و پرت اولیهشان یک روزی درست دربیاید و رخ عقاب بگیرند و بگویند بنده چند سال پیش عرض کرده بودم خدمتتان که فلان... . عرضم این است که در این روزها که سیاستمداران رده اول هم از فردای جهان خبر ندارند، تحلیلهایی که با پیشبینیهای قاطع همراهاند، فقط باعث خستگی ذهن تحلیلگر میشوند و مخاطب هم در کشاکش خوف و رجا از وسط جر میخورد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.