به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در بهمن ۱۳۵۰، مجله «زن روز» طبق روال رایج خود گفتوگویی تلفنی با داود رشیدی انجام داد؛ بازیگر ۳۸ سالهای که آن زمان چهرهای جدی در تئاتر ایران بود و بهتدریج حضور در سینما را هم تجربه میکرد. این گفتوگو، که ۱۶ بهمن همان سال منتشر شد، تصویری روشن از زندگی شخصی، مسیر تحصیلی و نگاه انتقادی رشیدی به وضعیت هنر تئاتر در ایران به دست میدهد.
رشیدی با صراحت درباره زندگی خصوصیاش سخن میگوید: دو بار ازدواج کرده، از ازدواج نخست پسری ۹ ساله دارد که «همه زندگیاش» است و ازدواج دومش سه سال پیش انجام شده و بدون فرزند بوده است. او با لحنی طنزآمیز و صمیمی، به شوخی از خبرنگار میخواهد که بیش از این وارد جزئیات زندگی زناشوییاش نشود و حتی در برابر «زن روز» سوگند میخورد که دیگر نه طلاقی در کار باشد و نه ازدواجی تازه.
در بخش مهمتری از گفتوگو، رشیدی به مسیر تحصیلی خود اشاره میکند: تحصیل همزمان تئاتر و علوم سیاسی در سوئیس. او توضیح میدهد که به توصیه پدرش که دیپلمات وزارت خارجه بود، ناچار شده در کنار علاقه اصلیاش به تئاتر، مدرکی «معتبرتر» نیز بگیرد؛ انتخابی که در نهایت به فارغالتحصیلی او در هر دو رشته انجامیده است.
رشیدی سپس از نسبت پرتنش تئاتر و سینما میگوید. او اعتراف میکند که در برابر موج ورود بازیگران تئاتر به سینما ابتدا مقاومت کرده، اما بیکاری گسترده در تئاتر او را ناچار کرده دعوت جلال مقدم برای بازی در فیلم «تله» را بپذیرد. با این حال، دفاع او از تئاتر قاطع است: هنری زنده، لحظهای و مبتنی بر رابطهای جادویی با تماشاگر.
به باور رشیدی، افول تئاتر در ایران نه تقصیر مردم، بلکه نتیجهٔ بیخبری هنرمندان و بیتوجهی مسئولان به نیازهای واقعی جامعه است. او تأکید میکند تئاتر زمانی احیا میشود که از نو و بر اساس همین نیازها ساخته شود، حتی اگر این به معنای ویران کردن شکل موجود آن باشد.
متن کامل این گفتوگو را از اینجا بخوانید.
۲۵۹