شناسهٔ خبر: 76941443 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تقریب | لینک خبر

قحطی دی‌ماه؛ پروژه‌ای که به دیوار مردم خورد

در این نوشته به ابعاد یک فتنه بزرگ در کشور می پردازیم که چگونه به دیوار بسته خورد و در نطفه خفه شد.

صاحب‌خبر - به گزارش خبرنگار حوزه استان های خبرگزاری تقریب، متن نوشته بدین شرح است:
این روزها تحلیل اوضاع اقتصادی کشور، اگر با ساده‌سازی و فرافکنی همراه شود، نه‌تنها کمکی به حل مسئله نمی‌کند بلکه ما را از درک ریشه‌های واقعی مشکلات دور می‌سازد. اینکه همه تقصیرها را متوجه دولت بدانیم و فتنه‌های اخیر را صرفاً محصول ناکارآمدی داخلی معرفی کنیم، بی‌تردید انتخاب مسیری نادرست است. برای قضاوت منصفانه باید یک گام عقب‌تر رفت و ریشه‌ها را دقیق‌تر دید.

یکی از مهم‌ترین عوامل فشار اقتصادی امروز، تحریم‌های گسترده و فزاینده‌ای است که سال‌هاست علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال می‌شود. تحریم‌هایی که مستقیماً فروش نفت، مبادلات بانکی و تأمین ارز کشور را هدف گرفته و طبیعی است که چنین فشارهایی آثار جدی بر اقتصاد داخلی بگذارد. نادیده گرفتن این واقعیت، یعنی چشم بستن بر بخش بزرگی از حقیقت.

در همین چارچوب، دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی پروژه‌ای را با عنوان «قحطی دی‌ماه» طراحی کرده بود؛ پروژه‌ای که از یک‌سو با ایجاد اختلال در واردات کالاهای اساسی و از سوی دیگر با فشار بر بانک‌های کشورهای همسایه برای محدود کردن مبادلات ارزی ایران دنبال می‌شد. هدف روشن بود: ایجاد نارضایتی عمومی، سپس تبدیل آن نارضایتی به اعتراض، و در نهایت کشاندن کشور به آشوب و اغتشاش.

در چنین شرایطی، تصمیم دولت برای حذف ارز ترجیحی را باید در بستر همین فشارهای ارزی تحلیل کرد. سیاستی که هرچند تبعاتی مانند گرانی را به همراه داشت، اما یکی از اهداف اصلی آن مقابله با رانت، فساد و دو‌نرخی بودن ارز بود. ارزی که قرار بود صرف تأمین کالاهای اساسی شود، در بسیاری موارد یا به کشور بازنمی‌گشت یا سر از بازار آزاد و واردات کالاهای غیرضروری درمی‌آورد. دولت ترجیح داد یارانه را به‌جای دلالان، مستقیم به مردم برساند و همزمان با اجرای طرح‌هایی مانند کالابرگ، مانع تحقق سناریوی قحطی شود.

با این حال، حذف ارز ترجیحی زمینه‌ساز اعتراضاتی شد که بخشی از آن قابل درک و بحق بود؛ اعتراض به گرانی و فشار معیشتی. اما واقعیت این است که خیلی زود جریان دیگری میدان‌دار شد؛ جریانی که نه‌تنها مطالبه‌گر نبود بلکه تخریب‌گر بود. آتش زدن مساجد، بانک‌ها، آمبولانس‌ها، خودروهای آتش‌نشانی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای، چه نسبتی با اعتراض اقتصادی دارد؟

وقتی بیش از ۳۵۰ مسجد، هزاران خودپرداز، صدها شعبه بانک، آمبولانس و مراکز خدماتی به آتش کشیده می‌شود و خسارت‌ها به ده‌ها هزار میلیارد تومان می‌رسد، باید پرسید این هزینه‌ها از جیب چه کسی تأمین خواهد شد؟ پاسخ روشن است: از بیت‌المال و از جیب همین مردم. معترض واقعی هرگز به زیرساخت‌های کشور خود ضربه نمی‌زند.

از همه تلخ‌تر، آمار بالای شهدا و کشته‌هاست. مقایسه این ارقام با تجربه‌های تلخ گذشته نشان می‌دهد که الگوی خشونت، شباهت آشکاری با اقدامات گروهک‌های تروریستی و پروژه‌های سازمان‌یافته دارد؛ نه یک اعتراض خودجوش مردمی. این حجم از سازماندهی، شناسایی اماکن و اجرای عملیات تخریبی در مدت کوتاه، نشانه برنامه‌ریزی قبلی و هدایت بیرونی است.

با وجود همه این توطئه‌ها، آنچه معادلات دشمن را بر هم زد، حضور آگاهانه و میلیونی مردم ایران بود. مردم در ۲۲ دی‌ماه، همان‌گونه که در بزنگاه‌های تاریخی دیگر نشان داده‌اند، به میدان آمدند و اجازه ندادند چهره‌ای جعلی و کاریکاتوری از ایران به جهان مخابره شود. پیام مردم روشن بود: اعتراض به گرانی و مشکلات اقتصادی سر جای خود، اما ایستادگی پای نظام و کشور خط قرمز ملت ایران است.

بی‌تردید دولت‌مردان باید برای بهبود وضعیت اقتصادی، تلاش مضاعف داشته باشند و برنامه‌های خود را شفاف‌تر و دقیق‌تر برای مردم تبیین کنند؛ چرا که توضیح درست، بخش مهمی از مدیریت افکار عمومی است. اما در کنار مطالبه‌گری اقتصادی، نباید اجازه داد اعتراض به ابزاری برای پیشبرد پروژه‌های دشمن تبدیل شود. مردم ایران بار دیگر نشان دادند که هم مطالبه‌گرند و هم بصیر؛ و این سرمایه بزرگ، بزرگ‌ترین مانع در برابر هر فتنه‌ای است.