طرفداری | صرف ذکر نام جزیره سایپن، احساساتی را در دل هواداران فوتبال ایرلند زنده میکند که با گذشت نزدیک به ۲۳ سال، هنوز ذرهای فروکش نکرده است. این جزیره، نقطه صفر یکی از جنجالیترین وقایع تاریخ ورزش این کشور محسوب میشود.
شاید برای بسیاری از خوانندگان این متن عجیب باشد که بگوییم دعوای میان میک مک کارتی (سرمربی وقت) و کاپیتانش روی کین، در اذهان مردم ایرلند حتی از دستاوردهای اسطوره بوکس کیتی تیلور، معجزات گلف روری مکایلروی یا حماسهآفرینیهای تیم ملی راگبی این کشور هم برجستهتر است. اما واقعیت ایرلند این است: سایپن یک انفجار آتشفشانی بود که بحث پیرامون آن هرگز تمام نمیشود؛ واقعهای که همچنان به عنوان یکی از بزرگترین فروپاشیهای درونی در تاریخ جام جهانی شناخته میشود.
بازخوانی یک پرونده قدیمی
روی کین در پیراهن تیم ملی ایرلند
نسل زیر ۳۰ سال شاید کاملاً در جریان داستانی نباشند که ریشههایش به مدتها پیش از تقابل نهایی مک کارتی و روی کین در هتل تیم ملی، پیش از جام جهانی ۲۰۰۲ بازمیگردد. اختلاف این دو غول ورزش ایرلند از یک تور تابستانی در آمریکا آغاز شد؛ زمانی که هر دو همتیمی بودند. لجاجت کین در فراموش نکردن آن دلخوری قدیمی باعث شد رابطه آنها هرگز ترمیم نشود. پس از انتصاب مککارتی به عنوان سرمربی، شاید اجتنابناپذیر بود که جرقههای آن کینه قدیمی سرانجام به یک آتشبازی تمامعیار تبدیل شود.
متأسفانه برای هواداران، این انفجار درست در بدترین زمان ممکن رخ داد: در سایپن، درست پیش از آغاز مرحله نهایی جام جهانی. روی کینِ تندخو و کمالگرا، از کیفیت زمینها، کمبود تجهیزات و سازماندهی آماتوری تیم شاکی بود. او معتقد بود ساختار تیم ایرلند بیشتر برای خوشگذرانی بازیکنان طراحی شده تا رقابت در بالاترین سطح فوتبال جهان. در نهایت، پس از یک مشاجره لفظی شدید در حضور همتیمیها، داستان کین در جام جهانی به پایان رسید.
در آن زمان، کار به جایی رسید که بالاترین ارکان دولت ایرلند برای وساطت وارد عمل شدند، اما شکاف عمیقتر از این حرفها بود. ملت به دو دسته تقسیم شد: یا طرفدار کینِ متعصب بودید، یا معتقد بودید او باید به خاطر مصلحت ملی، غرورش را زیر پا میگذاشت و کنار مککارتی میماند.
نقد فیلم: از دریچه چشم غایبان
فیلم سیپان که اخیراً در ژانویه ۲۰۲۶ اکران شده، دوباره هیزم به آتش این بحثهای قدیمی ریخته است. اما باید شفافسازی کرد: این فیلم یک مستند نیست، بلکه برداشتی دراماتیک از وقایع است که از نگاه افرادی روایت میشود که خودشان در صحنه نبرد میک و روی حضور نداشتند.
به همین دلیل، جای تعجب نیست که نسخه روایتشده در فیلم، با اعتراض شدید بازیکنان حاضر در تیم ۲۰۰۲ روبرو شده است. به تصویر کشیدن بازیکنانی که نیمهشب با ماشینهای گلف در محوطه هتل جولان میدهند یا غرق در نوشیدن هستند، واکنشهای تندی را برانگیخته است. کوین کیلبین، هافبک سابق ایرلند، در ستون خود نوشت:
باید جلوی این اکاذیب ایستاد تا مردمی که از طریق این فیلم با ماجرای سایپن آشنا میشوند، فکر نکنند ما یک تیم محلیِ پاتوقنشین در تور تفریحی بودیم. ما بدون بهترین هافبک جهان (کین) به جمع ۱۶ تیم برتر رسیدیم. ما دائمالخمر نبودیم و این تصویرسازی، توهین به بازیکنان حرفهای و سختکوش آن تیم است.
نمایی از فیلم سایپن
عملکرد بازیگران و تصویرسازی شخصیتها
ایانا هاردویک (در نقش روی کین): او به زیبایی نقش کین را ایفا کرده است؛ مردی کمالگرا که هیچگونه سستی را برنمیتابد. او در فیلم به عنوان فردی منزوی تصویر شده که بقیه بازیکنان و حتی سرمربی از خشم ناگهانیاش (که به آتشپاره معروف بود) واهمه داشتند.
استیو کوگان (در نقش میک مککارتی): بعید است مککارتی واقعی از این تصویرسازی راضی باشد. فیلم او را شبیه به ناظمی نشان میدهد که اعتمادبهنفس کافی ندارد و مدام در حال باج دادن به شاگرد نابغه اما سرکش خود است.
تحریف یا درام؟
برخی از لحظات کلیدی فیلم توسط شاهدان عینی تکذیب شده است؛ از جمله صحنهای که در آن شخصیت کین، ایرلندی بودن مککارتی (که متولد انگلیس است) را زیر سوال میبرد. همچنین پایانبندی فیلم با یک تماس تلفنی بین این دو همراه است که در واقعیت هرگز رخ نداد، هرچند تمام مردم ایرلند در آن زمان آرزوی چنین تماسی را داشتند.
اگر این فیلم بر اساس واقعیت نبود، میشد به سادگی از لغزشهای داستانی آن گذشت. اما مشکل اینجاست که این واقعه برای ایرلندیها یک تراژدی ملی است. سایپن یادآور جامی است که میتوانست پایان بسیار متفاوتی داشته باشد، اگر فقط این دو نفر برای چند هفته لجاجت را کنار میگذاشتند.
به قلم Kevin Palmer برای Planet football