شناسهٔ خبر: 76941172 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: مفدا | لینک خبر

یک استاد روانشناس مطرح کرد؛

۱۲ نکته برای این که از هدف زندگی جا نمانیم

بسیاری از ما ممکن است در طول زندگی دچار مشکلاتی شویم که شرایط سخت و متفاوتی را در زندگی برایمان ایجاد کنید. یک استاد روانشناس ۱۲ نکته مهم را برای عبور به سلامت از این شرایط بیان می‌کند تا از هدف زندگی خود جا نمانیم.

صاحب‌خبر -

دکتر آذرخش مُکری روان‌پزشک، دانشیار گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و معاون آموزشی مرکز ملی مطالعات اعتیاد، ۱۲ نکته مهم را برای عبور از شرایط سخت و بحرانی زندگی بیان می‌کند که برای هر انسانی در طول زندگی می‌تواند اثر گذار باشد.

این ارایه که در جمع معاونان فرهنگی و دانشجویی و مدیران دانشجویی دانشگاه‌ها و دانشکده‌های علوم پزشکی کشور صورت گرفت، تلاش دارد تا حداقل‌های مورد نیاز برای همراهی بیشتر مسؤولان با دانشجویان را به دنبال داشته باشد.

نکته اول این‌که هنگانی که به کسی که دچار التهاب، ماتم، غم و ناراحتی است می‌گویید آرام باش او را بیشتر کلافه می‌کنید.

کسی که هیجان دارد و ماتم زده است در برابر این جمله شما حال بهتری پیدا نخواهند کرد، شاید بهتر است بدانیم حال این فرد ممکن است نوعی تلاطم، هیجان و اشتیاق باشد و نه اضطراب استرس و...

نکته دوم این‌که گاه ما خود را در برابر مشکلات نرم افزاری بدن رها می‌کنیم و از این که مشکلمان نرم افزاری است نه سخت افزاری حس خوب داریم.

به عنوان مثال فرد از این که مشکل بدنی او از اعصاب است و چیز جدی نیست خرسند است در حالی که اینگونه مشکلات که ریشه عصبی دارد می‌تواند تبدیل به یک درد مزمن شود که قابل حل شدن نیست و سال‌ها فرد با ان درگیر است.

پس بهتر است نسبت به مشکلات نرم افزاری بدن خود نیز حساس باشیم.

نکته سوم مقوله اعتبار دهی و ارزش دهی است، افراد در شرایط بد تلاش دارند تا از این حال بد خارج شوند و این نیازمند زمان است تا ما بفهمیم فرد حالش بد است.

بهتر است در این شرایط تلاش نکنیم تا فرد را به سرعت از این حال خارج کنیم.

نکته چهارم خطای نفی هیجان و پردازش گرم است، این‌که برخی افراد به محض دیدن حال بد فرد دیگر تلاش دارند تا سریع وی را از این حال خارج کنند.

در این مواقع لزوما نباید هدف ما آرام کردن فرد باشد بلکه باید تلاش کرد تا تاب آوری فرد بیشتر شود تا از هدف زندگی جا نماند.

به واقع فرد ابتدا بی‌انگیزه می‌شود و در ادامه به دنبال خطاهای دیگر می‌رود.

نکته پنجم امتناع از پزشکی سازی و احتیاط در ارایه خدمات پزشکی است، که همان مراقبت از این تفکر است که مدام فکر کنیم همه بیمار ما هستند.

نکته ششم که بسیار مهم است این‌که در شرایطی که حالتان بد است و عصبی هستید به هیچ عنوان از خود نپرسید چرا این گونه شد؟ زیرا این سوال شما را به مرحله واکاوی از خود برده و دچار نشخار فکری می‌شوید

باید به چه باید کرد فکر کرد این‌که چه باید کرد تا موفق شویم. این سوال که نمی‌دانم چرا این گونه می‌شود؟ آغاز یک مکانیزم خطرناک است.

نکته هفتم این است که در شرایط بد برای هر فرد، داشتن یک تعلق گروهی بسیار مهم است.

درست کردن گروه برای داشتن این حس تعلق یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای کنترل شرایط خطرناک است. تعلق گروهی، مثبت‌ترین روش برون رفت از شرایط سخت و بد است.

نکته هشتم مواجهه شدن شناختی در برابر مشکلات است. مواجهه شدن شناختی همان ارایه نظر و تحلیل است.

یکی از دلایل در خصوص مضرات اینترنت و فضای مجازی همین مضرات شناختی است.

پس باید تلاش کرد هیجان ما مقدم بر باورهای ما باشد و با تغییر شرایط محیطی باید پاسخ‌های ما نیز تغییر کند.

نکته نهم مسئله سرزنش‌گر درون است، این‌که فرد مدام خود را سرزنش کند که به عنوان مثال به اندازه کافی به درد بخور نیست.

اگر فرد بتواند این حس سرزنش‌گر درون را کنترل کند به یکی از بزرگترین راه کارهای خروج از حال افسردگی دست پیدا خواهد کرد.

نکته دهم این‌گونه به نظر می‌رسد که برخی افراد انسان‌های بسیار خوبی هستند که اصلا سوگیری ندارند، بسیار مهربان، کمک کننده به دیگران و... هستند.

این در حالی است که این فرد تکنیکی از خود بروز می‌دهد که هدفش مطرح کردن خود است نه کمک به دیگران و این موجب ایجاد حس خشم و شرمندگی در تعداد دیگری از افراد می‌شود.

نکته یازدهم خیلی فکر نکنید تاب‌آوری انسان‌ها پایین است. خیلی از انسان‌ها اگر کاری به کار آن‌ها نداشته باشید خودشان بهتر می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند.

نکته دوازدهم این‌که ادراک افراد برای خودشان بسیار مهمتر از آن چیزی است که ما از بیرون نسبت به آن شرایط می‌بینیم پس بهتر است بر اساس ادراک فرد از موضوع به دنبال راه حل باشیم.