آن صدایی که امروز باید شنیده میشد، صدای نهان مانده و در گلو خشکیدۀ احزاب و دلسوزان صاحب تجربه و نهادهای مدنی است. نهادها و نخبگانی که میباید مرجع رجوع اکثریت مردم، بهویژه جوانان و دانشجویان باشند و با بسیج افکار و تحلیل شرایط، بخش مهمی از نسل جدید، طبقات، اصناف و گروههای اجتماعی و اقتصادی یا فرهنگی را مدیریت کنند.
روزنامه اطلاعات نوشت: سالهاست جای خالی احزاب واقعی را احساس میکنیم و مسلماً اصطلاحات جنگی نظیر «جبهه» یا ائتلاف برخی تشکلهای ناشناخته یا جریانهایی مبهم که برای موقعیت و مقام یا منافع و مدارج به «میدان» میآیند و «خاکریز» نمایندگی و «سنگر» شورای شهر را «فتح» میکنند، جانشین گفتگوی میان احزاب و تحلیل شرایط و رابطۀ سازمان یافتۀ اعضای سرشناس و صاحب تجربه در عرصۀ سیاست و مدیریت نخواهد بود. کثرت احزاب سیاسی و رقابت دو یا سه جریان مهم که از ائتلاف جریانها و ایدههای مشترک پدید میآید، برای ایران یک ضرورت است.شاید امروز که مرغوای سیاه مرغ جنگ در منطقه شنیده میشود و دریای پارس را از بانگ و غوغای آمریکا و متحدان پر کرده است، پرداختن به چنین موضوعی، حاشیهگویی و فراموش کردن متن به نظر آید. اما چنین نیست و بحران از پی بحران، کشور گرامی و ملّت ارجمند ما را درگیر ساخته و ای بسا برای نرسیدن به رقابت با کشورهای تازه پا گرفته در اطراف ایران طراحی شده باشد.
ثبات ایران نیازمند دستگاه سیاسی پایدار است و اقتصاد ایران نیز متکی به همین ستون سیاسی خواهد بود. امروز کیست که نداند اقتصاد و ناترازی در ایران، بدون حل مسائل خارجه و سیاستورزی بینالمللی قابل حل نیست؟ احزاب سازمان یافته با ساختارهای سیاسی شفاف، برنامههای مشخصی دارند و جامعه ضمن حمایت، آنها را به پاسخگویی نیز وا میدارد. امروز ملّت ایران، چه کسانی را پاسخگوی ناترازیها و آسیبهای بزرگ زیستمحیطی و انسانی و اقتصادی بداند؟ چه کسانی اموال و سرمایههای مردم را به تراستیها و صرافها و ضرابها و قاچاقچیان سپردند؟ چه کسانی مسئول ناامیدی و رویگردانی بسیاری از مردم و اکثریت جوانان از انتخابات و رقابت سالم میان جریانهای سیاسی درون نظام بودهاند؟هیچ آدرس و نشانهای نیست زیرا آنکه با افزایش به موقع قیمت حاملهای انرژی مخالفت میکرد، آنکه با سد سازی و انتقال آب به نابودی ذخایر ملی دامن میزد، آن که صنایع آلاینده را به قلب برکهها و تپههای حفاظت شده میبرد، آنکه با ساخت و سازهای بیرویه در شهرها و شهرکها، زندگی مردم را به بنبست کشاند، آنکه موجب انزوای ایران در منطقه و جهان شد، آنکه ارزهای مملکت را به چندین برابر قیمت به خردهفروشان و صرافان داخلی فروخت، آنکه فرهنگ ملی را در تقابل با فرهنگ اسلامی معنا کرد، آنکه بزرگان فرهنگ و سیاست را خانهنشین و منزوی کرد و...، چگونه پاسخگو خواهند بود؟ چه کسانی هستند و اکنون کجا و در چه کارند؟ نگردید که پیدا نخواهید کرد!
∎