شناسهٔ خبر: 76938950 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: انصاف نیوز | لینک خبر

انفجار گرانی و آوار نگرانی! | غلامرضا بنی‌اسدی

صاحب‌خبر -

غلامرضا بنی‌اسدی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

این همه گرانی با چه منطقی رقم می خورد؟ بگذارید صریح بپرسیم؛ با کدام عقل سلیم؟ حتی یک درصد افزایش قیمت هم در اقتصادی که نفسش به شماره افتاده «گرانی» است، چه برسد به این جهش‌های سنگین و بی‌محابا.

آن‌جا که عدد از حد می‌گذرد، دیگر اقتصاد تصمیم نمی‌گیرد؛ سیاست است که بی‌پروا بر زندگی مردم فرود می‌آید. یک نمونه اش همین قضیه انفجار قیمت خودرو است. هزار البته مسئله خودرو نیست. خودرو فقط نشانه است؛ علامت تب بالایی که از جای دیگری می‌آید. این افزایش قیمت‌ها، پیش از آن‌که معادله عرضه و تقاضا باشد، ترجمان نوعی بی‌اعتنایی به روان جامعه است.

گویی کسی در اتاق‌های تصمیم‌گیری فراموش کرده جامعه، نمودار نیست؛ موجود زنده است، حس دارد، حافظه دارد، و خشم که انباشته شد، دیر یا زود زبان باز می‌کند. آیا واقعاً می‌خواهید هیزم در تنور عصبانیت عمومی بریزید؟ این تنور، نان کسی را نخواهد داد. تجربه تاریخی ما ـ و نه فقط ما ـ نشان می‌دهد آتشی که از بی‌تدبیری روشن شود، مهارپذیر نیست. اغتشاش از دل فقر ناگهانی بیرون می‌آید، نه از شعار. و گرانیِ بی‌توضیح، بی‌زمان‌بندی و بی‌جبران، دقیقاً همان جرقه‌ای است که بر انبار باروت جامعه می‌افتد.

رها کردن بازار، اسم رمزِ رها کردن جامعه است. بازاری که مهار نشود، تنها یک هنر دارد: تشدید نابرابری و تولید خشم. وقتی قیمت خودرو بالا می‌رود، مردم فقط گران شدن یک وسیله نقلیه را نمی‌بینند؛ آن‌ها ناتوانی خود را در اداره زندگی می‌بینند. حس عقب ماندن، حس تحقیر، حس این‌که بازی هر روز از نو نوشته می‌شود و آن‌ها همیشه بازنده‌اند.

مدیران کجای این معادله ایستاده‌اند؟ آیا صدای این خشم آرام اما پیوسته را می‌شنوند؟ کسی که نتواند تعهدش را نسبت به خانواده‌اش انجام دهد، به هیچ نظم عمومی متعهد نخواهد ماند. این گزاره، اخلاقی نیست؛ جامعه‌شناختی است. فروپاشی تعهد از خانه شروع می‌شود و به خیابان می‌رسد.

ما یک خطای مفهومی بزرگ را سال‌هاست تکرار می‌کنیم: ایران را کوچک می‌کنیم تا در خانه‌ها جا شود. حال آن‌که باید خانه‌ها را آن‌قدر امن، قابل پیش‌بینی و قابل زیست و محترم کنیم که ایران در آن‌ها معنا بگیرد.

تفاوت این دو، تفاوت میان «شهروند» و «ساکن» است. وقتی خانه مردم به اندازه ایران باشد، نسبت به همه کشور احساس مسئولیت می‌کنند. اما وقتی ایران به اندازه خانه‌شان کوچک شود، مسئولیت‌گریزی نه یک انتخاب، که واکنش طبیعی خواهد بود.

گرانی افسارگسیخته خودرو، نشانه قطع رابطه سیاست‌گذاری با زندگی روزمره مردم است. و سیاستی که زندگی را نبیند، دیر یا زود مشروعیت تصمیم‌هایش را هم از دست می‌دهد. عقلانیت، در چنین لحظه‌ای، نه در توجیه عددها که در فهم حال جامعه است.

پیش از آن‌که قیمت‌ها را بالا ببرید، یک‌بار از خود بپرسید: ظرفیت روانی این جامعه چقدر است؟ پاسخ این سؤال، مهم‌تر از هر فرمول اقتصادی می تواند ما را با آینده مواجه کند. آیا متولیان امر به «آینده» فکر می کنند؟ یا نگاهشان از جنسِ نگاه « بانکِ آینده» است که با همه مصائبش در دلِ « بانک ملی» هضم شد؟ این آینده اما خود ما را هضم می کند اگر همین امروز چاره نکنیم گرانی را…

انتهای پیام

کپی لینکلینک کپی شد