گروه سیاست-رجانیوز: تجربه اتفاقات دیماه ۱۴۰۴ و رویدادهای مشابه، یک درس راهبردی بزرگ برای نظام جمهوری اسلامی ایران بود. این تجربه به وضوح نشان داد که «تدبیر امنیتی منحصر به روز بحران» رویکردی پرهزینه، شکننده و غیرقابل دوام است. قطع سراسری اینترنت، اگرچه ممکن است به عنوان یک ابزار فوری برای مهار اغتشاش یا مقابله با تهدید به کار رود، اما در حقیقت نشانه ناتوانی در حکمرانی مستمر و پیشگیرانه است و پیامدهایی به مراتب سنگینتر از خود بحران اولیه به دنبال دارد. این اقدام، شبیه آن است که پزشکی تنها در روز حمله قلبی به فکر سلامت بیمار باشد. اقتدار واقعی و پایدار در گرو پذیرش این اصل است که دشمن «یکسال میکارد و یک روز برداشت میکند»؛ بنابراین، پاسداشت امنیت ملی نیز مستلزم آن است که ما در تمام ایام سال، حکمرانی فضای مجازی خود را تقویت کنیم تا اساساً به نقطه بحران و نیاز به قطع اینترنت نرسیم.
حکمرانی انفعالی و بحرانمحور، هزینههای سنگینی بر پیکره جامعه و اقتصاد تحمیل میکند. قطع اینترنت، نه تنها گردش اطلاعات، بلکه شریان حیاتی اقتصاد دیجیتال، تجارت الکترونیک و معیشت میلیونها نفر را مختل میسازد. گزارشهای میدانی از اختلال جدی در سیستمهای بانکی، پرداختهای روزمره و کسبوکارهای وابسته به فضای آنلاین در زمان بحرانها حکایت دارد. این اقدام، ضمن هدف قرار دادن اغتشاش، اعتماد عمومی را نیز به شدت فرسایش میدهد و نارضایتی ناشی از اختلال در زندگی عادی را به شکافهای پیشین اضافه میکند. از سوی دیگر، خاموشی اطلاعاتی یک فرصت طلایی برای دشمن در عرصه روایتسازی است. در چنین فضایی، رسانههای معاند و جریانهای مخالف میتوانند بدون رقیب، روایت خود را غالب کرده و با نشر اخبار جعلی، فضای روانی کشور را به طور کامل مدیریت کنند. برای گذار از این وضعیت شکننده و حرکت به سوی یک حکمرانی فعال، هوشمند و پیشگیرانه، نیازمند اجرای یک راهبرد چهاربعدی و مستمر هستیم.
اول و بنیادیتر از همه، توسعه اقتدارگرایانه شبکه ملی اطلاعات و سکوهای بومی است. شبکه ملی اطلاعات نباید صرفاً یک پروژه ارتباطی داخلی، بلکه باید به یک اکوسیستم زنده، جذاب و خدماتمحور تبدیل شود که پاسخگوی بخش عمدهای از نیازهای دیجیتالی مردم در زمان عادی باشد. مشاهدات بحرانهای اخیر نشان داد در زمان قطع اتصال بینالملل، فشار استفاده به سمت پیامرسانها و پلتفرمهای داخلی مانند «بله» و «روبیکا» به طور موقت افزایش یافت. این ظرفیت باید با ارائه خدمات غیرقابل جایگزین، با کیفیت برتر و سهولت استفاده در حوزههای اداری، مالی، آموزشی و تفریحی، در طول سال تقویت و نهادینه شود. هدف، کاهش وابستگی ساختاری به پلتفرمهای بیگانه است به گونهای که حتی در صورت قطع دسترسی جهانی، زندگی دیجیتال کشور دچار ایست کامل نشود.
دوم، استقرار نظام رصد، شناسایی و خنثیسازی مستمر تهدیدات است. دشمن در سایه آرامش ظاهری روزهای عادی، به جریانسازی، شبکهسازی مجازی، شناسایی نقاط ضعف اجتماعی و تشدید گسلها میپردازد. حکمرانی هوشمند، مستلزم بهرهگیری از سامانههای پیشرفته رصد و تحلیل کلانداده و هوش مصنوعی است. این سامانهها باید توانایی شناسایی الگوهای آغازین اغتشاش، کانالهای ارتباطی پنهان معاند، هستههای تحریک و کمپینهای روانی را پیش از آنکه به اوج برسند و بحران بیافرینند، داشته باشند. این امر نیازمند سرمایهگذاری بلندمدت، جذب و استخدام نخبگان حوزه امنیت سایبری و فناوری اطلاعات، و ایجاد مراکز فرماندهی یکپارچه است.
سوم، فرهنگسازی، توانمندسازی و جلب مشارکت فعال مردم است. حکمرانی اثربخش بدون پشتوانه فرهنگی و مردمی، مانند دژی است بدون سرباز. باید با تولید مستمر محتوای جذاب و فاخر، آموزش همگانی سواد رسانهای و انتقادی، و تقویت روحیه بصیرت در نسل جوان، مصونیت اجتماعی در برابر عملیات روانی دشمن را به طور دائم افزایش داد. مردم باید نه به عنوان موضوع منفعل، بلکه به عنوان «سربازان خط مقدم دفاع در فضای مجازی» توانمند شوند و در شناسایی و مقابله با تهدیدات، مشارکت فعال داشته باشند.
چهارم، طراحی و استقرار یک معماری ارتباطی امن و تابآور است. زیرساخت ارتباطی کشور باید از اساس به گونهای بازطراحی شود که در بدترین سناریوهای ممکن (مانند حملات سایبری گسترده، جنگ یا نیاز به محدودسازی موقت دسترسی جهانی)، حداقل خدمات حیاتی و ارتباطات پایه داخلی با کمترین اختلال قابل ارائه باشد. این تابآوری فنی، مانع از فلج شدن کامل کشور در شرایط حساس میشود و به تصمیمگیران، گزینههایی به جز قطع کامل اینترنت میدهد.
در نتیجه، باید پذیرفت که قطع اینترنت در روز بحران، آخرین حربه و نه اولین انتخاب است. اقتدار حقیقی زمانی متجلی میشود که فضای مجازی کشور آنچنان از نظر خدماترسانی مقتدر و در برابر تهاجم روانی مصون باشد که دشمن اساساً توان یا جرات ایجاد بحران در آن را از دست بدهد. تحقق این چشمانداز، نه با شعار، که با عزمی جهادی، بودجهای کافی، نگاهی پیشدستانه و مدیریتی خستگیناپذیر در همه روزهای سال ممکن است. اگر دشمن یکسال میکارد، ما باید در همان ۳۶۵ روز، با حکمرانی هوشمند و مستمر، زمین را برای کشت او شورهزار و برای رشد اقتدار ملی، حاصلخیز کنیم. این، خط مقدم جدید دفاع از انقلاب در قرن پانزدهم است.
انتهای پیام/