17 تیر 1316، وزرای خارجه چهار کشور ایران، ترکیه، عراق و افغانستان، پیمان عدم تعرضی را در کاخ سعدآباد امضا کردند که بستر و زمینه آن، از مدتها پیش، به واسطه فعالیتها و نفوذ پشت پرده و پنهانی سیاستمداران انگلیسی فراهم شده بود. این پیمان که به پیمان سعدآباد شهرت پیدا کرد، وحدت نظر و رویکرد یکسان چهار کشور را در سیاست عمومی و حمایت متقابل، در صورت بروز خطر نسبت به یکی از دولتهای عضو، پیشبینی و هر چهار دولت را متعهد میکرد که ضمن محترم شمردن حدود و ثغور مرزی مشترک، سیاست عدم مداخله مطلق در امور داخلی یکدیگر را دنبال کنند و از ایجاد تنش بپرهیزند. در مقطعی که به امضای پیمان سعدآباد انجامید، یکی از کشورهایی که نقش بسزایی در شکلگیری تحولات بینالمللی داشت، انگلیس بود.
در واقع، در این بازه زمانی، ساختار موازنه قدرت نظام بینالملل، با سه جبهه دموکراسیهای غربی، فاشیسم و کمونیسم استالینی روبهرو بود. در این بین، سیاست جهان غرب، به رهبری انگلیس، در قبال دو جبهه دیگر، در مناطق مختلف جهان و از جمله منطقه حساس خاورمیانه، منشأ وقوع حوادث مهمی شد که آثار و پیامدهای آن در انعقاد پیمان سعدآباد قابل مشاهده است. انگلیس که در این زمان، سراسر خاورمیانه را به روشهای مختلف تحت نفوذ و سلطه خود گرفته و از سالها قبل به فکر ایجاد سدی آهنین در جنوب شوروی بود تا از توسعه طلبی و نفوذ کمونیسم به سمت خلیج فارس و چاههای نفت جنوب ایران، جلوگیری کند، تمام توان خود را به کار گرفت تا زمینه انعقاد یک پیمان منطقهای بین دولتهای دست نشانده منطقه را فراهم کند؛ به این ترتیب، بر اثر کوشش انگلیسیها، زمینههای حل اختلافات میان چهار کشور منطقه و انعقاد پیمان سعدآباد بین ایران، ترکیه، عراق و افغانستان فراهم شد.
حسین مکی، در یادداشتهایش، درباره نقش انگلیس در انعقاد این پیمان، به انقلاب بلشویکی 1917 در روسیه و وحشت انگلیس از وقوع این انقلاب در سایر نقاط اشاره کرده و نوشته است:«انگلستان پس از وقوع انقلاب بلشویکی در روسیه در سال 1917 تلاش کرد تا با تشکیل حکومتهای قوی و دستنشانده در جنوب روسیه، یعنی کشورهای ایران، ترکیه، عراق و افغانستان، نیرویی را تشکیل دهد تا سد دفاعی محکمی در برابر هندوستان و یا به تعبیر خود او در حکم ملایم کننده ضربه به کار آیند.» به باور مکی، انگلیسیها در نظر داشتند برای اینکه حلقهای پولادین به دور اتحاد جماهیر شوروی بکشند، پیمانی چهار جانبه میان تهران، آنکارا، بغداد و کابل برقرار کنند. در همین راستا، ابتدا برای ایجاد روابط دوستانه میان تهران و آنکارا، دست به کار شدند. نتیجه این تلاشها، به سفر رضاخان به ترکیه منجر شد. همچنین، ظن قوی این است که به موازات این سفر، لندن تلاش کرد تا روابط گرم و دوستانهای میان چهار کشور بهوجود آورد. هوشنگ مهدوی نیز با موضوع نقش و تأثیر انگلیس در پیمان سعدآباد موافق است و مینویسد:«زمامداران انگلیسی فکر انعقاد یک پیمان دفاعی بین کشورهای خاورمیانه در فاصله بین دو جنگ را مطرح و آن را به عنوان سدی در جلوگیری از توسعه و نفوذ شوروی به سوی خلیج فارس و چاههای نفت خاورمیانه لازم میشمردند. به همین دلیل در طول چند سال تلاش کردند اختلافات میان دولتهای عضو این پیمان را مرتفع کرده و زمینه انعقاد پیمان همکاری و عدم تعرض منطقهای را فراهم آورند.»
منبع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران (با اندکی تلخیص)