شناسهٔ خبر: 76938246 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: طرفداری | لینک خبر

کاندیدو د اولیویرا؛ جاسوسی برخاسته از فوتبال

صاحب‌خبر -

کاندیدو د اولیویرا جیمز باند فوتبال پرتغال؟

طرفداران فوتبال پرتغال و کسانی پیگیر فوتبال پرتغال هستند می‌دانند  که سوپرجام پرتغال، سوپرتاکا کاندیدو د اولیویرا نام دارد. جدا از اینکه این تورنمنت یکی از معدود تورنمنت‌های فوتبال جهان است که نام یک شخص را یدک می‌کشد، داستان کاندیدو د اولیویرا چیزی است که معمولاً آن را در کتاب‌های تاریخ معاصر و جنگ جهانی دوم پیدا می‌کنید نه در نشریه‌های ورزشی.

 در پرتغال یک فیلم نیز به همین نام (Cândido -the spy who came from football) ساخته شده است، برای آشنایی با این شخصیت تاثیرگذار باید به اوایل قرن بیستم سفر کنید.

داستان ما از اواخر قرن نوزدهم در فرونتیرا، شهری کوچک در غرب پرتغال، آغاز می‌شود، جایی که کاندیدو در ۲۴ سپتامبر ۱۸۹۶ به دنیا آمد. با این حال، اوایل زندگی او با تراژدی بزرگی همراه بود، چون قبل از رسیدن به ۶ سالگی، پدر خود را از دست داد و به همین دلیل به کاسا پیا، بزرگترین پرورشگاه پرتغال منتقل شد.

این موسسه که در سال ۱۷۸۰ به همت ماریای اول، ملکه‌ی پرتغال، برای کمک به بازماندگان زلزله‌ی ویرانگر لیسبون در سال ۱۷۵۵ تأسیس شد، بزرگترین مرکز آموزشی در سراسر پرتغال است. کاسا پیا همواره اهمیت زیادی برای ورزش قائل بوده و در آنجا بود که کاندیدو توانایی‌های ورزشی خود و عشقش به فوتبال را کشف کرد.

استعداد بالای او مدیران بنفیکا را متقاعد کرد تا در سال ۱۹۱۱ وی را برای تیم خود انتخاب کنند و سه سال بعد اولین بازی خود را برای آنها انجام داد. او شش سال را در بنفیکا گذراند و سپس با همکاری برخی از فارغ التحصیلان کاسا پیا  باشگاه جدیدی به نام کاسا پیا اتلتیکو کلاب تاسیس را کرد. تیم جدید بلافاصله بنفیکا را در یک رقابت جام منطقه‌ای شکست داد و همچنین قهرمان مسابقات منطقه‌ای لیسبون و جام لیسبون شد.

در سال ۱۹۲۶ او کفش‌هایش را آویخت و بلافاصله فدراسیون فوتبال پرتغال از او درخواست کرد تا به عنوان سرمربی  تیم ملی پرتغال فعالیت کند، زیرا کاندیدو در اولین بازی بین‌المللی پرتغال مقابل همسایه‌اش اسپانیا، کاپیتان تیم ملی کشورش بود. اولین تورنمنت بزرگ او المپیک ۱۹۲۸ آمستردام بود که در آن پرتغال را به یک چهارم نهایی رقابتها رساند و به وسیله مصر از تورنومنت حذف شد. این بهترین نتیجه پرتغال در یک رقابت بزرگ باقی ماند تا اینکه اوزه‌بیو از راه رسید و در جام جهانی ۱۹۶۶ آنها را به مقام سوم رساند.

کاندیدو همزمان در طول دوران مربیگری خود، در اداره پست هم مشغول به کار بود و برای چندین نشریه لیسبون نیز مطلب می‌نوشت. علی ایحال این زندگی نسبتاً آرام که بین کار پستی، مدیریت فوتبال و روزنامه‌نگاری ورزشی سپری می‌شد، نتوانست اورا از آشفتگی‌هایی که اروپا در آن زمان درگیر آن بود، دور کند.

از آنجایی که در آن زمان هنوز گروه «سیاست را از فوتبال دور نگه دارید» وجود نداشت، دی اولیویرا تصمیم گرفت نقش فعالی در سرنوشت کشورش قبل و در حین جنگ جهانی دوم ایفا کند. کاندیدو دی اولیویرا در طول زندگی خود شاهد سختی‌ها و آشوب‌های داخلی متعددی بود که مسبب انقلاب ۱۹۱۰ شد، انقلابی که منجر به برکناری خانواده سلطنتی شد.

جمهوری اول (که بعد از پادشاهی پرتغال به قدرت رسید)  نیز به همان اندازه ضعیف بود و ورود فاجعه‌بار و تحقیرآمیزی را به جنگ جهانی اول رقم زد. این جریان مسبب کودتای نظامی ۱۹۲۶ شد که منجر به تأسیس دیکتاتوری ملی (دیتادورا ناسیونال) شد. درست همانطور که آدولف هیتلر سرانجام با به قدرت رسیدن در سال ۱۹۳۳ رویای نقاش شدن را کنار گذاشت، در پرتغال نیز آنتونیو د اولیویرا سالازار رژیم دیکتاتوری خود را بنا نهاد.

سالازار، یک ملی‌گرای محافظه‌کار، از طریق پلیس مخفی  (PIDE) خود، از اشکال وحشیانه سرکوب برای مطیع نگه داشتن مردم خود و جلوگیری از فعالیت‌های زیرزمینی مانند جنبش‌های کمونیستی برای کنشگری در پرتغال استفاده کرد. کاندیدو د اولیویرا در طول زندگی خود یک ضدفاشیست سرسخت بود و نظرات خود را چه به صورت علنی و چه خصوصی در موارد متعدد ابراز می‌کرد، زیرا از رژیم‌های آدولف هیتلر، بنیتو موسولینی، فرانسیسکو فرانکو و آنتونیو د اولیویرا سالازار انتقاد می‌کرد.

اولین درگیری او با رژیم در دهه ۳۰ میلادی رخ داده بود، زمانی که پس از امتناع برخی از بازیکنان تیم بلننسس از اجرای سلام نازی در بازی پرتغال-اسپانیا، توسط رژیم سالازار مورد بازجویی قرار گرفت. در تمام طول کار روزنامه‌نگاری‌اش، او دائماً توسط رژیم سانسور و مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت.

کار کاندیدو در سیستم پستی و جایگاه بالای او در محافل بلندپایه لیسبون و همچنین دیدگاه‌های دموکراتیکش، او را به هدفی ایده‌آل برای سازمان اطلاعات بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم تبدیل کرد. SOE (سازمان اجرایی عملیات ویژه) بریتانیا پس از آن تأسیس شد تا از جنبش‌های مقاومت در سراسر اروپا حمایت کنند زیرا  مشخص شده بود که آلمانی‌ها بر قاره اروپا تسلط خواهند یافت.

یکی دیگر از فعالیت‌های بسیار مهم، بررسی کشورهای مختلف ظاهراً بی‌طرف در اروپا و تلاش برای جلوگیری از ورود آنها به نفع آلمان‌ها یا تسهیل ورود آنها به نفع متفقین بود. در حالی که اسپانیا تحت رهبری فاشیستی فرانسیسکو فرانکو مورد توجه ویژه قرار داشت، پرتغال نیز به همان اندازه اهمیت داشت. پس از حمله آلمان به لهستان، سالازار موضع بی‌طرفی خود را در جنگ اعلام کرد و بعداً پیمان عدم تجاوز و بی‌طرفی با اسپانیا امضا کرد و به دنبال سود بردن از تجارت با هر دو جناح بود.

نگرانی اصلی بریتانیایی‌ها موضع به‌ شدت ضدکمونیستی رژیم سالازار بود که ایدئولوژی آنها را از این نظر با ایدئولوژی آلمان همسو می‌کرد، در حالی که به طور مشابه ماهیت خشونت‌آمیز رهبری آلمان را رد می‌کرد. وظیفه اصلی کاندیدو گزارش فعالیت‌های رژیم پرتغال به SOE بریتانیا، به‌ویژه در مورد سیاستمداران افراطی‌تر در حلقه سالازار بود.

شبکه ا‌ی موسوم به شل (Shell Network) که کاندیدو د اولیویرا عضوی از آن بود، وظیفه داشت هرگونه جابجایی اتباع آلمانی در پرتغال را گزارش دهد و در صورتی که عناصر راست‌گرای آلمان‌دوست در دولت سالازار به خواسته‌ی خود برسند و پرتغال به محور بپیوندد، در برابر آنها مقاومت کنند.

تا سال ۱۹۴۲، زمانی که جنگ هنوز به نفع آلمان پیش می‌رفت، رژیم آلمان طرح فلیکس را برای حمله احتمالی به شبه جزیره ایبری و تصرف جبل الطارق تدوین کرد. دولت بریتانیا نگران بود که رژیم‌های ملی‌گرای فرانکو و سالازار مقاومت زیادی نکنند و به قدرت‌های محور مقاومت نپیوندند. در تمام این مدت، نبرد تبلیغاتی در پرتغال و همچنین نبرد پنهانی‌تری در صحنه سیاسی برای نفوذ بین مأموران آلمانی و بریتانیایی در جریان بود.

در چنین فضایی بود که کاندیدو د اولیویرا به مامور 007 تبدیل شد. او در لباس جدیدش شبکه‌ای از تلگرافچی‌های رادیویی را سازماندهی کرد که می‌توانستند در صورت حمله، ارتباطات را برقرار نگه دارند و همچنین شبکه‌ای از مبارزان مقاومت و خبرچینان احتمالی را حفظ کنند. هرگونه ارتباط حیاتی برای آلمان که از طریق اداره پست او جابجا میشد، به  انبار برگشت میخورد تا از آن عکس گرفته و به انگلستان ارسال شود و البته تا حد امکان با تاخیر به مقصد ارسال شود.

در نهایت، سالازار موفق شد تعادلی بین اتحاد انگلیس و پرتغال که از سال ۱۳۷۳ میلادی وجود داشته را برقرار کند. با وجود تحریم بریتانیا، پرتغال یک شبکه قاچاق بین خود و آلمان ایجاد کرد تا بتواند منابع پرتغال را در ازای شمش طلا (که از مردم مختلف اشغال شده اروپا غارت شده بود) به آلمان بفروشد. هدف نهایی کاندیدو د اولیویرا برای ایجاد مقاومت در برابر رژیم سالازار هرگز به نتیجه نرسید، زیرا او در سال ۱۹۴۲ توسط پلیس مخفی که تحرکات او را زیر نظرداشت دستگیر شد.

کاندیدو به اردوگاه کار اجباری ترافال در کیپ ورد منتقل شد، جایی که رژیم سالازار از دهه 1930 هرگونه مخالف صریح خود را به آنجا منتقل می‌کرد. او در کتاب خود «ترافال - باتلاق مرگ»، این اردوگاه را  بدون آب آشامیدنی و آلوده‌ به مالاریا توصیف می‌کند، جایی که با وجود همه مشکلات توانست در آن زنده بماند.

در اثر کتک‌های زیادی که از سوی رژیم سالازار متحمل شد، بیشتر دندان‌هایش را از دست داد و تنها در سال ۱۹۴۵ بود که آزادی کامل خود را به دست آورد و دیگر هرگز نتوانست برای بریتانیایی‌ها کار کند. کاندیدو اندکی پس از آن، بزرگترین نشریه فوتبالی پرتغال، آ بولا، را تأسیس کرد و شبکه قدیمی ضدفاشیست‌های خود را دوباره فعال کرد.

گفته می‌شود که او در زمینه‌سازی شورش «میلهادا» که در نهایت منجر به برکناری سالازار نشد، شرکت داشته است. در طول دهه ۵۰ میلادی، کاندیدو به کار خود برای روزنامه آ بولا ادامه داد و هنگام پوشش بازی‌های جام جهانی 1958 سوئد، به ذات‌الریه مبتلا شد و در نهایت از دنیا رفت. دوران سالازار ده سال پس از مرگ کاندیدو به پایان رسید و وی در سال ۱۹۶۸ پس از سکته مغزی از قدرت برکنار شد.