شناسهٔ خبر: 76937452 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

اگر توانستیم زمینه‌ساز ظهور شویم، جمهوری اسلامی به نتیجه رسیده است

معاون هماهنگ کننده قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه الله: امام شاخص نتیجه‌بخشی جمهوری اسلامی را فقط یک چیز می‌دانست و آن زمینه‌سازی ظهور است؛ اگر توانستیم زمینه‌ساز ظهور شویم، جمهوری اسلامی به نتیجه رسیده است و اگر نشدیم، تنها یکی از حکومت‌های شیعی تاریخ بوده‌ایم.

صاحب‌خبر -

ساسان زارع در رویداد همت محلات که در کتابخانه مرکزی اصفهان برگزار شد ضمن اشاره به وصیت نامه حاج قاسم سلیمانی اظهار کرد: در وصیت‌نامه حاج قاسم دو جمله وجود دارد که فکر من را بسیار درگیر کرده است؛ یکی اینکه حاج قاسم می‌فرماید: من امروز حضرت آقا را خیلی تنها و مظلوم می‌بینم.

وی افزود: من بعید می‌دانم به عدد انگشتان دست، افرادی باشند که هم مشرف، هم مسلط و هم معتقد به ظرفیت‌های نظام باشند که یکی از آن‌ها حاج قاسم بود؛ یعنی هم ظرفیت‌های نظام را می‌شناخت، هم بر آن‌ها مسلط بود و هم به آن‌ها اعتقاد داشت و کارش را نیز با همین ظرفیت‌ها پیش می‌برد.

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه‌الله گفت: سؤال اینجاست که تعریف حاج قاسم از تنهایی چیست؛ حاج قاسم بهتر از همه ما می‌دانست که اگر امروز فراخوان عمومی بدهیم و بگوییم چند نفر حاضرند رگ گردنشان را برای آقا بدهند، در بدترین حالت زیر پانزده میلیون نفر جمع می‌شوند.

زارع ادامه داد: حاج قاسم می‌دانست حداقل پانزده میلیون جوان در این کشور هستند که حاضرند جانشان را فدای رهبر کنند، پس چرا می‌گوید آقا تنها و مظلوم است؟ با چه شاخصی این را می‌سنجد؟

وی بیان کرد: جمله دوم حاج قاسم که تفسیر بیان مکرر امام است، این است که می‌فرماید این دوران با همه دوران‌ها فرق دارد و اگر این بار دشمن مسلط شود، نمی‌گذارد اسمی از اسلام باقی بماند.

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه‌الله افزود: اگر صحیفه امام را مرور کنید، این مضمون را امام دوازده بار با تعابیر مختلف بیان کرده‌اند؛ اگر این جمهوری به نتیجه نرسد، اسلام سیلی خواهد خورد؛ اگر این جمهوری به نتیجه نرسد، تا سیصد سال اجازه نخواهند داد کسی نام اسلام را بیاورد.

زارع گفت: سؤال اساسی این است که شاخص نتیجه‌بخشی جمهوری اسلامی چیست و آیا امروز جمهوری اسلامی به نتیجه رسیده است یا خیر؟

وی تصریح کرد: امام شاخص نتیجه‌بخشی جمهوری اسلامی را فقط یک چیز می‌دانست و آن زمینه‌سازی ظهور است؛ اگر توانستیم زمینه‌ساز ظهور شویم، جمهوری اسلامی به نتیجه رسیده است و اگر نشدیم، تنها یکی از حکومت‌های شیعی تاریخ بوده‌ایم.

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه‌الله بیان کرد: زمینه‌سازی ظهور به معنای صرفاً متدین بودن فردی نیست؛ در طول تاریخ افراد متدین‌تر از ما هم بوده‌اند اما نتوانستند تاریخ را تعیین تکلیف کنند.

زارع ادامه داد: حضرت آقا این مفهوم را تبیین می‌کنند و می‌فرمایند زمینه‌سازی ظهور یعنی تحقق تمدن نوین اسلامی.

وی افزود: اگر بتوانیم بدون حضور ظاهری امام، مینیاتوری از حکومت اسلامی تشکیل دهیم، می‌توانیم ادعا کنیم بشر به بلوغ میزبانی امام زمان رسیده است.

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه‌الله گفت: حضرت آقا تمدن را این‌گونه معنا می‌کنند؛ ارائه یک الگوی موفق، مستقل، پیشرفته، معنوی و الهام‌بخش.

زارع اظهار کرد: مستقل یعنی نه شرقی باشد و نه غربی، پیشرفته یعنی قدرت حل مسئله داشته باشد، معنوی یعنی مبتنی بر منطق اسلامی و الهام‌بخش یعنی بدون اجبار، دیگران را جذب کند.

وی بیان کرد: نمونه شاخص معنویت را می‌توان در ماجرای عیدوک و برخورد حاج قاسم دید که به دلیل امان‌نامه، فرد دستگیرشده آزاد شد و همین رفتار باعث تغییر موضع او شد.

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه‌الله گفت: تفاوت منطق اسلام با تمدن غرب همین‌جاست؛ ما حتی در جنگ نیز مقید به تقوا هستیم.

زارع افزود: پس از عملیات وعده صادق، بسیاری از جوانان اهل سنت گفتند اگر اسلام این است که شما نشان دادید، اسلام واقعی شمایید؛ این یعنی الهام‌بخشی.

وی تصریح کرد: مشکل امروز ما این است که بیانیه گام دوم انقلاب هنوز حتی در میان نخبگان جبهه انقلاب هم فهم نشده است.

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه‌الله بیان کرد: حضرت آقا بیانیه گام دوم را با دقت و وسواس شخصاً نوشتند و حتی خودشان آن را خلاصه کردند.

زارع گفت: فلسفه بیانیه گام دوم این است که راه‌های گذشته، مسائل امروز را حل نکرده است و باید راه‌های جدید خلق کنیم.

وی افزود: جمهوری اسلامی در شاخص‌های سخت‌افزاری به دامنه تمدنی رسیده، اما در شاخص‌های نرم‌افزاری مانند تربیت، حجاب، آسیب‌های اجتماعی و فرهنگ عمومی عقب هستیم.

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه‌الله گفت: دو تفاوت اساسی بین گام اول و گام دوم انقلاب وجود دارد؛ یکی ماهیت مسائل و دیگری نوع کنشگری مردم.

زارع ادامه داد: مسائل گام اول ملموس، محسوس و مقطعی بود، اما مسائل گام دوم نامحسوس، پیچیده و بلندمدت است.

وی بیان کرد: در دفاع نظامی سازوکار حضور مشخص است، اما در عرصه فرهنگی اجتماعی سازوکار حضور برای مردم روشن نیست.

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه‌الله گفت: حل مسائل فرهنگی نیازمند حضور مستمر و روزانه است، نه کنش‌های مناسبتی.

زارع اظهار کرد: حضرت آقا می‌فرمایند عصای موسی انقلاب، جریان جوان مؤمن و انقلابی است.

وی افزود: رهبر انقلاب فرمودند اگر هشت میلیون جوان مؤمن و انقلابی پای کار و سازماندهی شوند، تمام دغدغه‌های کشور برطرف می‌شود.

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه‌الله تأکید کرد: این تنها جایی است که رهبر انقلاب چنین وعده‌ای داده‌اند و این نشان‌دهنده نقش بی‌بدیل جریان جوان مؤمن در حل مسائل کشور است.

زارع اظهار کرد: روزی سردار جعفری خدمت رهبری رسید؛ ایشان فرمودند که آقای جعفری این حرکت عمومی که من دنبالشم حضور گسترده جوانان مومن و متعهد در میدان کنشگری برای حل مسائل انقلاب اسلامی چند درصدش اتفاق افتاده؛ جعفری می گفت که من تو ذهنم سی درصد بود چون می دونستم آقا سخت گیره خودم خودمو سانسور کردم گفتم آقاجان ده درصد بعد گفت آقا یه لبخندی زد گفت ده درصد یک درصد هم نشده اگه ده درصد بود که مسائل حل شده بود و درست بود اگر ما جریان مستعد کنشگری رو ده میلیون فرض کنیم صد هزار نفر کنشگر فرهنگی اجتماعی هم نداریم، شمردم که می گم نداریم یعنی وقت گذاشتیم، کل کشور شناسایی کردیم، کلا صد هزار نفریم. شما با صد هزار نفر برای هشتاد میلیون نفر نود میلیون نفر نمی‌توانی پدافند فرهنگی راه بندازی نمی شود.

وی افزود: اگر منطق جنگمون این باشد بله ما تکلیفمون را انجام می دهیم ولی مسئله حل نمی شود، اگر مسئله حل نشود، کشور پیشرفت نمی‌کند، کشور پیشرفت نکند، تمدن حاصل نمی شود تمدن حاصل نشود، زمینه سازی ظهور فراهم نمی شود، زمینه سازی فروغ ظهور فراهم نشود، جمهوری اسلامی به نتیجه نرسیده است.

زارع گفت: ورق چگونه برمی گردد؟ خود رهبری می گویند که من باید یک حرکت عمومی در جامعه راه بیندازم، حرکتی که بخش زیادی از جامعه به صورت داوطلبانه و جهادی وارد عرصه کنشگری بشوند و کاری برای انقلاب کنند.

وی افزود: یه مستندیه به نام خاطرات موتورسیکلت فرصت کردید ببینید این رو یه تعداد موتور سوار موتورباز عشق موتور در بحبوحه جنگ در تپه های اطراف تهران جمع می شدن ویراژ می دادن عشق می کردن در بحبوحه جنگ اصلا انگار نه انگار در مملکت جنگی وجود دارد.

زارع گفت: لیدرشون می گوید یک روزی ما دیدیم که یه لندرووری اومد وایساد کنار ما یه کسی از لندروور پیاده شد گفت داداش گنده تون کیه لات تون کیه یکی گفت آقا این اومدم گفتم کی گفت یه نفر اونجا کارت داره ما هم خیلی با تبختر رفتیم دیدیم که پشت این لندروور یه بنده خدایی با این اورکت های کره ای اصطلاحا بهش می گفتن که کلاه داشت نشسته یه چراغ نفتی هم پشتش تو زمستون داره خودش رو گرم می کند.

وی افزود: کلاه رو زد کنار، دیدم چمران وزیر دفاع مملکته. چمران گفت من هر روز که از اینجا رد می‌شون، بعد از ظهرها فلان جا می دیدم که شما با عشق موتور سواری می کنید و دوست دارید عند هیجان را تجربه کنید. گفتند بله اصلا ما اینجا جمع می شویم هیجان تجربه کنیم

زارع اظهار کرد: گفت فلان روز وعده ما خواستید موتور هاون رو بیارید نخواستید هم من موتور بهتون می دهم. همه شون هم موتورهاشون رو می برند و نصفشون شهید شدند زمان جنگ.

وی افزود: آن چمران که می تواند بگوید که من خودم دارم می روم جبهه و من خودم را یگانه نمی دانم؛ جنگ های نامنظم دارم لاکن به دید فرصت به جامعه نگاه می کند و می گوید این‌ها باید یک نقشی در پیشبرد اهداف انقلاب داشته باشند.

زارع گفت: او از فرصت ها به سادگی عبور نمی کند، می گوید چرا فقط من برای انقلاب بدوم این‌ها هم باید بدوند، ظرفیتی خلق می کند و استفاده می کند از این ظرفیت.

وی افزود: منطق فرصت نگری همه چیز را ظرفیت می بیند، حتی آن جوان موتورسواری که در بحبوحه جنگ شهید می آورند و بی خیال ماجراست.

زارع اظهار کرد: رهبری گفتند که من نمی‌خوام یک درصد باشد، باید پنج درصد باشد، می خواهم ده درصد باشد. چه کسی باید برود این ها را در میدان بیاورد.

وی افزود: مسائل یکی پس از دیگری حل خواهد شد، جنگ حل شد امنیت حل شد، سواد عمومی حل شد، توسعه زیرساخت حل شد، فلج اطفال حل شد، چرا چون جامعه آمد و یک جریان پیشران ایستاد جامعه را قانع کرد و به میدان آورد، آموزش داد دستش را گرفت، گام به گام پیش برد بعد هم رها کرد و خود این گروه ها و مجموعه ها رشد کردند و مسائل را حل کردند.

زارع گفت: رهبری اسم این جریان پیشران را می ذارند حلقه های میانی. این حلقه های میانی از سابقون جنگ فرهنگی اجتماعی اند که به این بلوغ رسیده اند و نیاز امروز انقلاب اسلامی ظرفیت سازی و افزایش تعداد رزمندگان جبهه حق در عرصه ی فرهنگی و اجتماعی است.

زارع اظهار کرد: امیرالمومنین به سمت صفین حرکت کردند، از نزدیکی کوفه که گذشتند منتظر بودند سپاه کوفه ملحق بشود. یک فتنه ای در کوفه شکل گرفته بود، ابوموسی اشعری منبر رفته بود گفته بود خودم با گوشم از پیغمبر شنیدم که در جنگ با مسلمین، بکشی و کشته بشی در جهنمی و تکان نخورید. آن زمان هیچ کس از کوفه به امیرالمومنین (ع) نپیوست.

وی افزود: مالک اشتر در رکاب امیرالمومنین بود، لشکرش هم در رکاب امیرالمومنین بود و می دانست که با این عده و عده از پس سپاه شام برنمی‌آیند. اجازه گرفت از امیرالمومنین به سمت کوفه رفتند.

زارع گفت: از همان کوفه‌ای که کسی به صفین نیامد، یک لشکر دوازده هزار نفری گسیل به صفین شد.

وی افزود: خدا رحمت کنه علی صفایی حائری رو می گوید یک جای یک کسی نقد کرده بود که مگر شما نمی گویید امام صادق تعداد زیادی شاگرد داشت، پس چرا امام صادق فرموده بودند که اگر من به عدد انگشتان دو دست یار داشتم قیام می کردم خب اینکه منافات دارد.

زارع اظهار کرد: بعد علی صفایی حائری می گوید ان یاری که آقا امام صادق می گویند از جنس مالک اشتر است، به مثابه دوازده هزار نفر یه نفره ولی ظرفیت دوازده هزار نفره خلق می کنه.

وی افزود: از این جنس را می گوید، به تعبیری در این مقطع حساس از انقلاب باید به این بلوغ برسیم که بارورسازی مهم تر از باردهی است. این که خودت داری کنش می کنی خوب است ولی اگر نتوانی کنشگر بیاوری، بی فایده است.

زارع اظهار کرد: تا دو هزار سال هم هل بدهی نمی شود باید دو سه نفر داد و بیداد کنند، پنجاه نفر دیگر را هم بیاورند کمک که همه باهم هل بدهیم.

وی افزود: با این بضاعت کنشگر فرهنگی اجتماعی مسائل حل نخواهد شد مگر اینکه ما از نقش کنشگری به بلوغ ایفای نقش حلقه میانی برسیم.

زارع گفت: به جای کنشگری کنشگر سازی کنیم به جای گروه داری گروه سازی کنیم؛ آقا می گویند منطقش در گروه های کوچک مردمی خودجوش و آتش به اختیار یا همان هسته های مقاومتی است که در ادبیات امام بود.

زارع اظهار کرد: شما فکر کنید در هر کوچه در هر برزن در هر خیابان تعدادی گروه مردمی وجود دارد که هر کدام یک مسئله را پیگیری می‌کنند؛ یکی مسئله حجاب را پیگیری می کند، یکی مسئله تربیت را پیگیری می کند، یکی مسئله ترویج معارف اهل بیت را پیگیری می کند، یکی مسئله قرآن را پیگیری می کند، یکی مسئله طلاق را پیگیری می کند؛ دیگر مسئله‌ای بر زمین نمی ماند؛ الگویی که در گام دوم انقلاب، رهبری دنبالشن چنین اتفاقیه.

زارع اظهار کرد: این که من بتوانم بخشی از جامعه کنشگری که سابقه موفق تر و بلوغ بیشتری دارد را قانع کنم که یک دقیقه دست از گروه عادی خودت بردار یک دقیقه دست از هیئت خودت بردار یک دقیقه دست از موسسه فرهنگی خودت بردار و بایست گفتمان ساز این حرکت شو سازمان دهنده این حرکت شو، به جای این‌که در محل پنج نفر کنش کنیم و دلمون خوش باشد، برویم پیگیری کنیم، پنجاه نفر کنش کنند برویم پیگیری کنیم پانصد نفر کنش کنند؛ اینجوری مسائل حل خواهد شد

وی افزود: در این ماموریت دو چیز فوق العاده اهمیت دارد، یکی انگیزه بخشی و قانع کردن است؛ کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی که مجموعه سخنرانی های رهبری در سال پنجاه و سه در مسجد امام حسن مشهد است؛ رهبری آنجا داشته چیکار می کردند؟ رهبری تلاش می‌کردند که متدینین مشهد را به صف انقلابیون ملحق کنند.

وی افزود: یعنی آن افراد متدین بودند، نمازخوان بودند، مسجد برو بودند ولی قیام نکرده بودند؛ رهبری آن‌ها را قانع می کردند که به انقلابیون ملحق شوند.

وی افزود: یکی از بزرگان می گفت این کتاب که تازه چاپ شده بود من خواندم و خدمت رهبری رسیدم و گفتم من این کتاب را خواندم و فهمیدم اگر امام انقلاب نکرده بود شما انقلاب می کردید.

زارع اظهار کرد: کل این کتاب چه می گوید؟ همه این کتاب را اگر یک نفر بخواند و خلاصه کند، می گوید خواهر و برادر ایمانی اگر ایمان فردی تو ملحق به عمل صالح در قالب اصلاح گری اجتماعی نباشد این ایمان ایمان ناقص بلکه کاذبی است.