شناسهٔ خبر: 76936917 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

مردم، ابژه‌ی منفعل صحنه اعتراضی ایران

وقتی اعتراض اجتماعی با پروژه‌های خارجی گره می‌خورد، امکان هدایت آن عملاً از بین می‌رود.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر سیدحسین شهرستانی درگفت‌وگویی تأکید می‌کند که مسئله اعتراض در ایران، به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی، صرفاً به افزایش یا کاهش اعتراضات محدود نمی‌شود، بلکه خودِ مفهوم اعتراض دچار بحران شده است. به‌گفته وی، امروز با نوعی «پرابلماتیزه‌شدن اعتراض» مواجه‌ایم؛ وضعیتی که در آن، اعتراض از یک ابزار طبیعی برای بیان مطالبات اجتماعی، به بحرانی دائمی و حل‌نشده تبدیل شده است. وی ریشه این بحران را در قرار گرفتن کنش اعتراضی مردم در بستر یک طرح کلان جهانی می‌داند؛ طرحی که اگرچه آشکار به نظر می‌رسد، اما به دلیل بداهت ظاهری، هنوز به موضوع تفاهم و اجماع عمومی در داخل کشور تبدیل نشده است.

دهه 70؛ آخرین مواجهه با اعتراض اجتماعی طبیعی

به باور شهرستانی، اعتراضات نیمه اول دهه 70، به‌ویژه در دوره سازندگی، آخرین نمونه‌های اعتراض اجتماعی «طبیعی» در ایران بودند. اعتراضاتی که عمدتاً ریشه در فشارهای اقتصادی و نارضایتی‌های طبقات فرودست داشتند و اگرچه گاه با خشونت همراه می‌شدند، اما هنوز در چارچوب پروژه‌ای جهانی برای براندازی تعریف نشده بودند. وی می‌گوید در آن مقطع، نه زیرساخت‌های رسانه‌ای و پلتفرم‌های جهانی امروز وجود داشت و نه تصویر اعتراضی ایران، به‌عنوان بخشی از یک ایماژ بین‌المللی براندازانه، ساخته شده بود.

ساخته‌شدن ایماژ براندازانه از نیمه دوم دهه 70

شهرستانی معتقد است از نیمه دوم دهه 70 به بعد، این وضعیت تغییر کرد. به‌تدریج زیرساخت‌هایی مفهومی، زبانی، تصویری و سیاسی شکل گرفت که نیروی اعتراض اجتماعی را از مسیر طبیعی خود خارج کرد. وی این روند را «مصادره نیروی اعتراض» می‌نامد؛ فرایندی که در آن، اعتراض اجتماعی به‌جای آنکه در خدمت بیان مطالبات مشخص باشد، در خدمت پروژه‌های کلان سیاسی و رسانه‌ای قرار گرفت. به‌گفته وی، نظام هژمونیک رسانه‌ای و فرهنگی غرب، نقش مهمی در این مصادره ایفا کرد؛ اما این پروژه بدون همراهی نیروهایی در داخل کشور، امکان تحقق نداشت.

نقش روشنفکری و طبقه متوسط در تغییر ماهیت اعتراض

در این مصاحبه اختصاصی، شهرستانی نقش بخشی از جریان روشنفکری و طبقه متوسط ایرانی را در این روند تعیین‌کننده می‌داند. وی می‌گوید این گروه‌ها، آگاهانه یا ناآگاهانه، هر نوع تنش اعتراضی را به نیرویی ساختارشکن و براندازانه تبدیل کردند؛ نیرویی که هدفش نه اصلاحات محدود، بلکه اعمال فشار حداکثری بر حاکمیت برای تغییر کلی ساختار بود. به‌زعم وی، در این چارچوب، اعتراض دیگر به‌مثابه مطالبه اجتماعی فهم نشد، بلکه به ابزاری سیاسی برای جابه‌جایی موازنه قدرت تبدیل شد.

اصلاحات؛ تولیدکننده زیرساختی که دامان خودش را گرفت

شهرستانی با نگاهی انتقادی به جریان اصلاحات می‌گوید: اصلاحات، خود یکی از اصلی‌ترین تولیدکنندگان این زیرساخت اعتراضی بوده است. گفتاری که ابتدا با هدف اصلاح درون‌ساختاری شکل گرفت، به‌تدریج به زبانی تبدیل شد که هر نوع اعتراض را به سطح تغییرات بنیادین در نظام سیاسی ارتقا می‌داد. وی تأکید می‌کند که این گفتار، امروز دیگر هیچ زبان مصالحه‌ای با اصلاح‌طلبی ندارد و اصلاحات، عملاً قربانی همان زیرساختی شده است که روزی در تولید آن نقش داشت.

1388؛ لحظه تثبیت الگوی جدید اعتراض

به باور شهرستانی، حوادث سال 1388 نقطه اوج این روند بود. وی این مقطع را لحظه‌ای می‌داند که یک الگوی جدید و تثبیت‌شده از اعتراض شکل گرفت؛ الگویی که پیامدهای آن تا امروز ادامه یافته است. وی معتقد است جامعه ایران از آن تجربه به‌درستی عبور نکرد و همین مسئله باعث شد که اعتراضات بعدی، در سال‌های 1396، 1398 و 1401، هر بار رادیکال‌تر از گذشته بروز پیدا کنند؛ حتی اگر از نظر گستره جغرافیایی محدودتر شده باشند.

زیرساخت اعتراض مسالمت‌آمیز؛ چرا شکل نگرفت؟

یکی از پرسش‌های محوری در این گفت‌وگو، مسئله نبود زیرساخت حقوقی و اجتماعی برای اعتراض مسالمت‌آمیز است. شهرستانی این گزاره را مطلق نمی‌داند و می‌گوید پس از نیمه ویل دهه 70، جامعه ایران اساساً فرصت تجربه یک اعتراض طبیعی را پیدا نکرده است. به‌گفته وی، هر جرقه اعتراضی، پیش از آنکه مجال شکل‌گیری مدنی پیدا کند، در شبکه‌ای از لجستیک رسانه‌ای و سیاسی منفجر شده و به مسئله‌ای امنیتی تبدیل شده است.

از اعتراض اجتماعی تا جنبش کور

شهرستانی وضعیت امروز را نتیجه این فرایند انباشته می‌داند. وی از شکل‌گیری نوعی «جنبش کور اعتراضی» سخن می‌گوید که در آن، مرز میان اعتراض مدنی و خشونت به‌شدت مخدوش شده است. وی البته تأکید می‌کند که نباید این وضعیت را به کل جامعه تعمیم داد، اما هشدار می‌دهد که در چنین شرایطی، مردم عملاً امکان صورت‌بندی و نمایندگی اعتراض خود را از دست داده‌اند.

عامل خارجی؛ از حاشیه به متن اعتراضات

در بخش پایانی این مصاحبه اختصاصی با «فکرت»، شهرستانی به نقش پررنگ‌تر عوامل خارجی در اعتراضات سال‌های اخیر اشاره می‌کند. به‌گفته وی، سهم بازیگران خارجی از اعتراضات داخلی، به‌تدریج افزایش یافته و در برخی مقاطع، به سطحی بی‌سابقه رسیده است. وی معتقد است وقتی اعتراض اجتماعی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با پروژه‌های خارجی گره می‌خورد، امکان هدایت آن در مسیر درست و مدنی، عملاً از بین می‌رود.

 اعتراض مصادره‌شده و بن‌بست سیاست خیابانی

در پایان  شهرستانی بیان داشت که  روشن است: امنیتی‌شدن اعتراض، صرفاً محصول واکنش حاکمیت نیست، بلکه نتیجه فرایندی طولانی است که در آن، اعتراض اجتماعی به پروژه براندازانه با اتکای خارجی تبدیل شده است. در این وضعیت، نه حاکمیت و نه جامعه، امکان تجربه اعتراض مدنی و مؤثر را ندارند و مردم بیش از هر زمان دیگری به «ابژه منفعل» صحنه اعتراض تبدیل شده‌اند.

انتهای پیام/