شناسهٔ خبر: 76936361 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: شهدای ایران | لینک خبر

پشت پرده اصرار رسانه‌های ضدانقلاب به آمار جعلی تعداد جان‌باختگان

یکی از شگردهای تکرارشونده این رسانه‌ها، امتناع عامدانه از تفکیک قربانیان است. در روایت‌های ارائه‌شده، کشته‌شدگان حوادث تروریستی، عوامل مسلح، نیروهای حافظ امنیت و حتی افرادی که ارتباط مستقیمی با اغتشاشات نداشته‌اند، همگی ذیل عنوان کلی «کشته‌های اعتراضات» قرار می‌گیرند.

صاحب‌خبر -

پشت پرده اصرار رسانه‌های ضدانقلاب به آمار جعلی تعداد جان‌باختگانبه گزارش  شهدای ایران با فروکش‌کردن اغتشاشات اخیر و انتشار گزارش‌های رسمی از سوی نهادهای مسئول در ایران درباره تعداد جان‌باختگان، انتظار می‌رفت فضای رسانه‌ای به سمت شفاف‌سازی و تطبیق داده‌ها با واقعیت‌های میدانی حرکت کند. با این حال، آنچه در عمل رخ داد، ادامه یک مسیر آشنا بود؛ مسیری که در آن برخی رسانه‌های ضدایرانی از جمله بی‌بی‌سی فارسی و ایران اینترنشنال، همچنان بر آمارهای غیررسمی، اغراق‌آمیز و اثبات‌نشده پافشاری می‌کنند.

این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران، برخلاف فضاسازی‌های رسانه‌ای، آمار رسمی قربانیان و شهدای حوادث اخیر را به‌صورت شفاف منتشر کرده و حتی در موارد متعدد، جزئیات هویتی، علت فوت و تفکیک جان‌باختگان از جمله نیروهای انتظامی، بسیج، شهروندان عادی و قربانیان اقدامات تروریستی را ارائه داده است. انتشار این اطلاعات، امکان راستی‌آزمایی و بررسی مستقل را فراهم می‌کند؛ امری که در آمارهای ادعایی رسانه‌های ضدانقلاب عملاً وجود ندارد.

با وجود این شفافیت، رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی فارسی و ایران اینترنشنال، بدون ارائه مستندات قابل بررسی، همچنان اعداد و ارقامی را بازنشر می‌کنند که نه منبع روشنی دارد، نه روش جمع‌آوری آن مشخص است و نه حتی در گزارش‌های خودشان ثبات آماری دیده می‌شود. تناقض میان آمارهای اعلامی در بازه‌های زمانی کوتاه، خود گواهی روشن بر غیرواقعی‌بودن این ارقام است.

یکی از شگردهای تکرارشونده این رسانه‌ها، امتناع عامدانه از تفکیک قربانیان است. در روایت‌های ارائه‌شده، کشته‌شدگان حوادث تروریستی، عوامل مسلح، نیروهای حافظ امنیت و حتی افرادی که ارتباط مستقیمی با اغتشاشات نداشته‌اند، همگی ذیل عنوان کلی «کشته‌های اعتراضات» قرار می‌گیرند. این ساده‌سازی عامدانه، نه از سر خطای حرفه‌ای، بلکه بخشی از یک پروژه سیاسی برای سیاه‌نمایی و تولید روایت یک‌سویه است.

نکته قابل‌تأمل آنجاست که این رسانه‌ها، حتی پس از انتشار گزارش‌های رسمی پزشکی قانونی و مراجع قضایی ایران، هیچ تلاشی برای اصلاح یا بازنگری آمارهای پیشین خود نمی‌کنند. سکوت در برابر اطلاعات جدید و پافشاری بر داده‌های قبلی، نشان می‌دهد که هدف اصلی، کشف حقیقت نیست، بلکه حفظ یک روایت از پیش‌طراحی‌شده است؛ روایتی که باید خوراک رسانه‌ای و سیاسی برای فشارهای خارجی فراهم کند.
این آمارسازی‌ها صرفاً یک خطای رسانه‌ای نیست، بلکه پیامدهای مشخص سیاسی و بین‌المللی دارد. ارقام غیرواقعی، به‌سرعت به گزارش‌های نهادهای غربی، قطعنامه‌های سیاسی و ابزارهای فشار علیه ایران تبدیل می‌شود. به بیان دیگر، عددسازی رسانه‌ای، مقدمه تصمیم‌سازی سیاسی است.

اصرار رسانه‌های ضدانقلاب بر آمارهای جعلی، در شرایطی که آمارهای رسمی و مستند در دسترس است، بیش از هر چیز اعتبار حرفه‌ای خود این رسانه‌ها را زیر سؤال می‌برد. در نهایت، تجربه بارها نشان داده است که حقیقت، هرچند ممکن است در هیاهوی رسانه‌ای به حاشیه رانده شود، اما قربانی اصلی جنگ روایت‌ها، نه دولت‌ها، بلکه اعتماد افکار عمومی است؛ اعتمادی که با هر آمار دروغ، بیش از پیش فرسوده می‌شود.