براساس این برداشت، فشار خارجی در نهایت میتواند بخشی از تصمیمگیران جمهوری اسلامی را به سمت طرح دوباره مذاکره سوق دهد اما نکته اساسی اینجاست که شرایط امروز، بههیچوجه قابل مقایسه با گذشته نیست. تجربه ماههای اخیر، بهویژه حملات مستقیم و غیرمستقیم آمریکا و رژیمصهیونیستی در میانه مذاکرات، که به شهادت بیش از هزار نفر از شهروندان، فرماندهان و نیروهای کشور انجامید، نشان داد که «مذاکره در سایه تهدید» نهتنها تضمینکننده امنیت نیست، بلکه خود میتواند مقدمه تشدید تجاوز باشد.
از همین رو، مذاکرهای که نتیجه آن از پیش دیکته شده باشد، اساسا مذاکره محسوب نمیشود، بلکه شکل دیگری از تسلیم است. طبیعی است که جمهوری اسلامی چنین منطقی را نپذیرد و همانگونه که مقامات رسمی نیز تصریح کردهاند، در شرایط جدید، اولویت کشور بر آمادگی دفاعی و بازدارندگی قرار گرفته است.
در این میان، باید به ماهیت واقعی جنگ جاری نیز توجه داشت. آنچه امروز جریان دارد، بیش از آنکه جنگی نظامی باشد، جنگی «رسانهپایه» و مبتنی بر عملیات روانی است. دشمن تلاش کرد با سوار شدن بر برخی تکانههای اقتصادی داخلی و با استفاده از ابزارهای رسانهای، فضای اجتماعی کشور را ملتهب کرده و اعتراضات را به اغتشاش تبدیل کند. هرچند این پروژه در مقطعی آسیبهایی وارد کرد اما سرعت فروکشکردن آن، یکی از غافلگیریهای جدی برای آمریکا و رژیمصهیونیستی بود.
آنچه اکنون اهمیت دارد، تغییر محاسبات دشمن است. پیام جمهوری اسلامی روشن است: این بار قرار نیست کشور وارد تله مذاکراتی شود که نتیجه آن از پیش تعیین شده است. در کنار این پیام، هشدار صریح به کشورهای منطقه نیز داده شده که هرگونه تعرض به ایران، حتی از خاک کشور ثالث، با پاسخ متقابل و متنوع مواجه خواهد شد؛ پاسخی که میتواند اهداف نظامی، اقتصادی و راهبردی را دربر گیرد.
آمریکا طی دهههای گذشته بارها از نمایش ناوهای هواپیمابر بهعنوان ابزار ارعاب روانی استفاده کرده است؛ ابزاری که در مواردی کشورها را وادار به عقبنشینی کرده اما شرایط امروز منطقه متفاوت است. تخلیه برخی پایگاههای آمریکا و جایگزینی آن با جابهجایی ناوهای جنگی، نهتنها معادله را تغییر نداده، بلکه اهداف در دسترستر و آسیبپذیرتری را پیشروی مقاومت قرار داده است.
در مجموع، آنچه در این مقطع میتواند از تکرار بحران جلوگیری کند، نه عقبنشینی و امتیازدهی، بلکه ایستادگی هوشمندانه و مقتدرانه است. جمهوری اسلامی با آرایش جدید، پیام روشنی ارسال کرده است: تهدید، مسیر مذاکره را هموار نمیکند و فشار، تصمیم ایران را تغییر نخواهد داد. تغییر محاسبات دشمن، تنها از مسیر اقتدار و انسجام داخلی میگذرد.
از همین رو، مذاکرهای که نتیجه آن از پیش دیکته شده باشد، اساسا مذاکره محسوب نمیشود، بلکه شکل دیگری از تسلیم است. طبیعی است که جمهوری اسلامی چنین منطقی را نپذیرد و همانگونه که مقامات رسمی نیز تصریح کردهاند، در شرایط جدید، اولویت کشور بر آمادگی دفاعی و بازدارندگی قرار گرفته است.
در این میان، باید به ماهیت واقعی جنگ جاری نیز توجه داشت. آنچه امروز جریان دارد، بیش از آنکه جنگی نظامی باشد، جنگی «رسانهپایه» و مبتنی بر عملیات روانی است. دشمن تلاش کرد با سوار شدن بر برخی تکانههای اقتصادی داخلی و با استفاده از ابزارهای رسانهای، فضای اجتماعی کشور را ملتهب کرده و اعتراضات را به اغتشاش تبدیل کند. هرچند این پروژه در مقطعی آسیبهایی وارد کرد اما سرعت فروکشکردن آن، یکی از غافلگیریهای جدی برای آمریکا و رژیمصهیونیستی بود.
آنچه اکنون اهمیت دارد، تغییر محاسبات دشمن است. پیام جمهوری اسلامی روشن است: این بار قرار نیست کشور وارد تله مذاکراتی شود که نتیجه آن از پیش تعیین شده است. در کنار این پیام، هشدار صریح به کشورهای منطقه نیز داده شده که هرگونه تعرض به ایران، حتی از خاک کشور ثالث، با پاسخ متقابل و متنوع مواجه خواهد شد؛ پاسخی که میتواند اهداف نظامی، اقتصادی و راهبردی را دربر گیرد.
آمریکا طی دهههای گذشته بارها از نمایش ناوهای هواپیمابر بهعنوان ابزار ارعاب روانی استفاده کرده است؛ ابزاری که در مواردی کشورها را وادار به عقبنشینی کرده اما شرایط امروز منطقه متفاوت است. تخلیه برخی پایگاههای آمریکا و جایگزینی آن با جابهجایی ناوهای جنگی، نهتنها معادله را تغییر نداده، بلکه اهداف در دسترستر و آسیبپذیرتری را پیشروی مقاومت قرار داده است.
در مجموع، آنچه در این مقطع میتواند از تکرار بحران جلوگیری کند، نه عقبنشینی و امتیازدهی، بلکه ایستادگی هوشمندانه و مقتدرانه است. جمهوری اسلامی با آرایش جدید، پیام روشنی ارسال کرده است: تهدید، مسیر مذاکره را هموار نمیکند و فشار، تصمیم ایران را تغییر نخواهد داد. تغییر محاسبات دشمن، تنها از مسیر اقتدار و انسجام داخلی میگذرد.