شناسهٔ خبر: 76935836 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

گوله برف‌ها

از آن زمان که یادم می‌آید برف و برف‌بازی را دوست داشتم اما ما نسلی هستیم که برف کمتری را نسبت به نسل‌های گذشته دید‌ه‌ایم.

صاحب‌خبر -
 
اولین بار که برف را دیدم، شاگرد دبستانی بودم. آشناییت زیادی با برف نداشتم اما تعریفش را از دیگران زیاد شنیده بود‌م، ولی به‌خاطر سرما مادرم اجازه نداد به بیرون بروم و از نزدیک آن را ببینم و آن روز اولین روز تعطیلی مدارس برای برف بود. 
سال‌ها گذشت و به کلاس نهم رفتم. همگی سرکلاس نشسته بودیم و سرمای زمستانی خود را نمایان می‌کرد اما هیچ‌کدام توقع برف نداشتیم. زنگ خورد و تصمیم به برگشت به خانه کردیم. زمین مانند عروس لباس سفیدی به تن داشت ودانه‌های برف از آسمان مانند تور‌ لباس عروس، خیابان‌ها و کوچه‌ها و شهر را سفیدپوش کرده بود. 
همه‌ ذوق‌زده شده بودیم و از این همه حجم برف روی ماشین‌ها کودک درون‌مان بیدار شده بود. 
از همان ابتدای خیابان دسته‌جمعی گوله‌های برف را آماده می‌کردیم و آنها را به‌ یکدیگر پرتاب می‌کردیم. 
خیلی از خانواده‌ها که دنبال فرزندشان آمده بودند، با ما همراهی می‌کردند و انگار آنها هم کودک درون‌شان بیدار شده بود. 
آن روز هرگز از یاد من نرفت و هر سال که برف کمی می‌آید، یادآور خاطرات شیرین کودکی‌ام می‌شود. 
برف بهانه‌ای‌ است برای لبخند روی لب. بهانه‌ای است که یادمان بماند سیاهی‌ها هرگز ماندنی نیستند و این سپیدی‌ها هستند که می‌آیند به زمین و زمان جان دگر می‌بخشند و می‌روند.