جهان صنعت نیوز – در سوئیس حدود ۳۷۰,۰۰۰ پناهگاه هستهای بهجا مانده از جنگ سرد وجود دارد که اغلب آنها سالهاست کاربرد عملی ندارند. اما یکی از آنها، به نقطهای پرتحرک بدل شده است. هر هفته بیش از یک تن طلا به خزانهای فوقامنیتی منتقل میشود که مالک آن، تیتر، غول استیبلکوینی است. نگهداری این حجم از طلای فیزیکی در یک سازه حفاظتشده با چندین درِ فولادی ضخیم، پیامی روشن درباره ماهیت راهبردی این ذخیره است؛ ذخیرهای که اکنون بزرگترین انباشت شناختهشده طلا در خارج از بانکها و دولتها توصیف میشود.
این انباشت، در عمل نماد یک همگرایی مهم است. اتصال «رمزارز» و «طلا» در دورهای که بیاعتمادی به بدهی دولتها به یکی از نیروهای محرک بازار تبدیل شده و طلا را به اوجهای تاریخی رسانده است. با وجود این نقش پررنگ، درباره سازوکار داخلی، منطق عملیاتی و جزئیات راهبرد طلا اطلاعات زیادی در دست نیست؛ تا جایی که حتی خروج دو معاملهگر ارشد طلا از یک بانک بزرگ، موجی از گمانهزنی در صنعت ایجاد کرد و کمتر کسی مقصد آنها را در چنین بازیگری حدس میزد.
بانک مرکزی طلا؛ جاهطلبی فراتر از خرید و نگهداری
مدیرعامل شرکت تتر، نقش آن را در بازار طلا مشابه یک بانک مرکزی توصیف میکند و حتی از احتمال شکلگیری یک گزینه «پشتوانهدارِ طلا» در برابر دلار، از سوی رقبای ژئوپلیتیکی واشنگتن سخن میگوید. او همچنین اعلام کرده که شرکت قصد دارد سودهای عظیم خود را همچنان به طلا تبدیل کند و در عین حال، وارد رقابت مستقیم با بانکها در «معاملهگری» طلا شود؛ هدفی که بهمعنای گذار از یک خریدار بزرگ به یک بازیگر فعال در قلب بازار است.
در همین چارچوب، شرکت طی یک سال گذشته خرید خود را بهسرعت افزایش داده و بنا بر محاسبهای، بیش از ۷۰ تن طلا برای ذخایر و نیز استیبلکوین طلایی خود خریده است. این رقم از خرید اعلامی تقریباً تمام بانکهای مرکزی منفرد بالاتر بوده و تنها کشوری مانند لهستان با ۱۰۲ تن خرید گزارششده، رقم بزرگتری را ثبت کرده است. این مقدار حتی از خرید بسیاری از صندوقهای بزرگ قابل معامله نیز بیشتر بوده؛ در حالی که آن صندوقها نماینده رفتار جمعی دهها هزار معاملهگر و سرمایهگذار هستند.
طبق اعلام مدیرعامل، مجموع دارایی طلای شرکت حدود ۱۴۰ تن است؛ بخش عمده آن ذخایر خود شرکت و بخش دیگر پشتوانه توکن طلایی آن است. ارزش تقریبی این حجم طلا حدود ۲۳ میلیارد دلار برآورد شده و از حیث مقیاس، در میان دارندگان غیرمرکزی و خارج از سازوکارهای مرسوم بازار (بانکهای تجاری، ETFها و بانکهای مرکزی) جایگاهی کمنظیر دارد. مسیر هم رو به رشد است. خرید هفتگی حدود ۱ تا ۲ تن و برنامه ادامه این روند قطعاً در چند ماه آینده مطرح شده، هرچند گفته میشود ارزیابی نیاز و تقاضا بهصورت فصلی انجام خواهد شد و احتمال کاهش خرید نیز به شرایط بازار موکول است.
پشت صحنه سوددهی: استیبلکوین دلاری و تبدیل سود به طلا
منبع اصلی درآمد، استیبلکوین دلاری تتر با حجم گردش حدود ۱۸۶ میلیارد دلار است. سازوکار ساده است. شرکت دلار واقعی دریافت میکند، در برابر آن توکن صادر میکند و منابع جذبشده را در داراییهایی مانند اوراق خزانهداری آمریکا و همچنین طلا سرمایهگذاری میکند و از محل بهره و سودهای معاملاتی، درآمدهای میلیاردی به دست میآورد.
در این میان، مالکیت فیزیکی طلا از نگاه مدیرعامل حیاتی است؛ به همین دلیل شرکت بهجای اتکا به خزانهداری دیگران، خود اقدام به نگهداری مستقیم طلا کرده و همان پناهگاه هستهای را به خزانه اختصاصی تبدیل کرده است. او این محل را فضایی شبیه صحنههای فیلمهای جاسوسی توصیف میکند؛ توصیفی که بیشتر از جنبه روایی، بر سطح بالای امنیت و محرمانگی دلالت دارد.
بازار طلا ذاتاً محرمانه است و همین ویژگی باعث میشود نسبت دادن دقیق موجهای خرید به بازیگران مشخص همیشه آسان نباشد. برای نمونه، درباره خریدهای چین، رقم رسمی اعلامشده (حدود ۲۷ تن در سال گذشته یا تا نوامبر حدود ۲۶ تن) با برداشت بسیاری از معاملهگران همخوان نیست و گمان میرود حجم واقعی بیشتر باشد. در چنین بازاری، ورود یک خریدار بزرگ با خریدهای اعلامی سنگین، طبیعی است که توجهها را به خود جلب کند و برخی نیز اثر آن را بر قیمتها برجسته کنند.
اثر بر قیمتها و نسبت آن با موج بزرگتر تقاضا
برخی ناظران، خریدهای سنگین شرکت را یکی از عوامل اثرگذار بر تغییر مسیر قیمتهای جهانی دانستهاند و حتی گفته شده این خریدها احتمالاً در رشد بیش از ۷۰ درصدی قیمت طلا طی سال گذشته سهم داشته است. با این حال، تصویر بزرگتر نشان میدهد که خریدهای این شرکت تنها بخشی از یک موج بسیار وسیعتر است؛ موجی که در آن بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران در مجموع بیش از ۱,۵۰۰ تن طلا خریدهاند. از این زاویه، نقش شرکت مؤثر اما نه تعیینکننده مطلق ارزیابی میشود.
تتر و رقابت با بانکهای بزرگ
برنامه به خرید محدود نمیشود. شرکت قصد دارد با ایجاد یک اتاق معاملهگری در سطحی که آن را بهترین سکوی معاملاتی طلا مینامد، وارد معاملهگری فعال شود. منطق اعلامشده این است که برای تداوم خریدهای بزرگ و بهرهگیری از ناکاراییهای بازار، باید توان معاملاتی و زیرساخت حرفهای در اختیار داشت، آن هم در حالی که شرکت میخواهد همچنان «موقعیت بسیار بلندمدت» روی طلای فیزیکی حفظ کند.
بهکارگیری دو معاملهگر ارشد سابق از یک بانک بزرگ طلا، نشانهای از جدی بودن این برنامه است. یکی از محورهای بالقوه، بهرهگیری از آربیتراژ بین بازار آتی و بازار فیزیکی است؛ زمانی که هزینه قراردادهای آتی با قیمت طلای فیزیکی فاصله معنادار پیدا میکند. اما اجرای چنین برنامهای در مقیاس یک میلیارد دلار خرید ماهانه طلا، چالش لجستیکی نیز دارد. سفارشهای بزرگ میتواند ماهها زمان ببرد تا بهطور کامل تحویل شود. شرکت اعلام کرده هم از پالایشگاههای سوئیس و هم از نهادهای مالی بزرگ خرید میکند و در پی کاراتر کردن فرایند خرید است، زیرا ۱ تا ۲ تن در هفته عدد بسیار بزرگی است.
فراتر از شمش: سرمایهگذاری در رویالتیهای معدنی
نگاه خوشبینانه به طلا صرفاً به شمش محدود نشده است. شرکت تتر به سمت خرید سهام شرکتهای «رویالتی» نیز رفته است؛ بنگاههایی که جریان درآمدی از معادن طلا را خریداری میکنند. گفته شده در تقریباً همه شرکتهای رویالتی متوسطِ فهرستشده کانادا سهم گرفته شده و این روند با نقشآفرینی فردی مشخص پیش رفته است. این انتخاب، بهنوعی گسترش سبد طلا به لایههای درآمدیِ وابسته به تولید معدن است، بدون آنکه لزوماً مالکیت مستقیم معدن یا عملیات استخراج در میان باشد.
طلا در برابر دلار: منطق داراییِ بیتعهد و ریسک پنهان برای استیبلکوین
در این روایت، طلا بهعنوان داراییای مطرح میشود که بدهی کسی نیست و بهخاطر نقدشوندگی و ماهیت ذخیرهای، در جایگاهی مشابه ذخایر بانکهای مرکزی قرار میگیرد. حتی ادعا میشود طلا بهطور منطقی از هر ارز ملی امنتر است و اشاره میشود که بانکهای مرکزی در کشورهای بریکس خریداران فعال طلا هستند. همچنین گفته میشود کاربران بازارهای نوظهورِ استیبلکوین دلاری، همان گروههایی هستند که بهطور سنتی طلا را ابزار محافظت در برابر کاهش ارزش پول ملی میدانند و از دل چنین ذهنیتی، تصویر تیرهای از آینده جهان ترسیم میشود: «آشوب» و «تلاطم».
اما در کنار این منطق، یک ریسک بنیادین وجود دارد. هر میزان فاصله گرفتن از داراییهای کاملاً دلاری، میتواند زیانهایی ایجاد کند که توانایی حفظ برابری ۱ دلار برای استیبلکوین دلاری را تحت فشار قرار دهد. همین نگرانیها در ارزیابیهای بیرونی نیز بازتاب داشته است. در ماه نوامبر، این استیبلکوین از سوی تحلیلگران یک مؤسسه رتبهبندی، به سطح پایداری ضعیف تنزل یافته و دلیل آن افزایش مواجهه ذخایر با داراییهای پرریسک در یک سال اخیر عنوان شده است؛ از جمله بیتکوین، طلا، وامهای تضمینشده و اوراق شرکتی، بهعلاوه سطح افشای محدود.
شرکت اعلام میکند طلا را بهعنوان بخشی از ذخایر پشتوانه توکن دلاری، در گزارشهای فصلی افشا میکند و این گزارشها توسط یک نهاد حسابرسی تأیید میشود. با وجود این، پرسش کلیدی پابرجاست. ترکیب ذخایر چگونه باید مدیریت شود تا هم سودآوری حفظ شود و هم ریسک انحراف از ۱ دلار کنترل گردد؛ بهویژه زمانی که وزن طلا و سایر داراییهای پرنوسان در حال افزایش است.
توکن طلایی و سناریوی رشد: نیاز به خریدهای بزرگتر
این راهبرد با یک محصول مکمل تقویت میشود. توکن طلایی قابل بازخرید به طلای فیزیکی. حجم منتشرشده این توکن معادل حدود ۱۶ تن طلا یا ۲.۶ میلیارد دلار اعلام شده و نسخه خردتر آن نیز عرضه شده است. پیشبینی میشود گردش بازار این توکن تا پایان سال به بازه ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار برسد. اگر چنین شود، تنها برای تأمین پشتوانه همین توکن، ممکن است بیش از یک تن طلا در هفته نیاز باشد؛ جدا از طلایی که برای ذخایر خود شرکت خریداری میشود. این سناریو بهطور طبیعی به معنای فشار مضاعف بر زنجیره تأمین، لجستیک، و مدیریت ریسک ترازنامه است.
در مقیاس بازار، توکنهای طلایی هنوز در برابر بازار عظیم صندوق های قابل معامله که بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار توصیف میشود، ریز هستند. اما ادعا میشود که با افزایش خرید طلا توسط برخی کشورها، احتمال دارد نسخههای توکنیزهشده طلا در قالب پول رقابتی با دلار مطرح شوند. حتی اگر چنین گزینهای هرگز محقق نشود، همین ایده به شرکت کمک میکند خود را در نقطه تلاقی یک روند بزرگتر تعریف کند: گرایش به داراییهایی که نقش «پناهگاه» در برابر کاهش ارزش دلار یا بدهی دولتها دارند.
این تحول بیش از آنکه صرفاً یک خبر درباره انبارکردن طلا باشد، نشاندهنده تغییر نقش بازیگران جدید در بازارهای سنتی است: بازیگری که از دل استیبلکوین دلاری قدرت گرفته، اکنون با انباشت طلای فیزیکی، برنامه معاملهگری فعال، سرمایهگذاری در جریانهای درآمدی معادن و توسعه توکنهای پشتوانهدار، میکوشد جایگاهی شبیه نهادهای بزرگ مالی پیدا کند. اما همین جاهطلبی، همزمان یک آزمون جدی است. آزمون شفافیت، مدیریت ریسک و توان حفظ وعده بنیادین استیبلکوین دلاری در شرایطی که سبد پشتوانه، هر روز متنوعتر و پرریسکتر میشود.
∎