شناسهٔ خبر: 76934286 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: شهدای ایران | لینک خبر

از «جنگ از درون» تا بازدارندگی فعال:

چرا ایران ناگزیر از دفاع تمام‌عیار چند لایه است؟

صاحب‌خبر -

چرا  ایران ناگزیر از دفاع تمام‌عیار چند لایه است؟

شهدای ایران:دکترسعید شهرابی فراهانی/ تحولات اخیر منطقه‌ای و بین‌المللی نشان می‌دهد که راهبرد فشار علیه جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که دیگر صرفاً متکی بر تحریم، تهدید نظامی یا عملیات نیابتی کلاسیک نیست، بلکه بر ترکیب هم‌زمان فشار خارجی و بی‌ثبات‌سازی داخلی بنا شده است. این همان الگویی است که در ادبیات امنیتی از آن با عنوان «جنگ ترکیبی پیشرفته» یا «جنگ از درون» یاد می‌شود.
در این الگو، هدف اصلی دشمن نه شکست نظامی مستقیم، بلکه فرسایش انسجام ملی، فروپاشی اراده سیاسی، و در نهایت انتقال میدان نبرد از مرزها به خیابان‌ها و ذهن‌ها است. تجربه کشورهای مختلف—from اوکراین و سوریه تا برخی کشورهای آمریکای لاتین—نشان داده است که اگر این سناریو در مراحل اولیه مهار نشود، هزینه‌های آن به‌مراتب سنگین‌تر از یک رویارویی کلاسیک خواهد بود.


*سناریوی دشمن: فشار بیرونی وانفجار درونی
راهبرد ایالات متحده و متحدان صهیونیستی آن، به‌ویژه پس از ناکامی در مهار منطقه‌ای ایران، بر سه محور اصلی استوار شده است:
️افزایش فشار امنیتی و نظامی کنترل‌شده برای حفظ تهدید دائمی؛
️عملیات شناختی و روانی گسترده با هدف القای ناکارآمدی، بن‌بست و ناامیدی؛
️فعال‌سازی شکاف‌های اجتماعی و سیاسی 
داخلی به‌عنوان اهرم بی‌ثبات‌سازی.
در این چارچوب، «جنگ داخلی» نه به‌عنوان یک رخداد خودجوش، بلکه به‌مثابه پروژه‌ای مهندسی‌شده دیده می‌شود؛ پروژه‌ای که با تحریک، روایت‌سازی هدفمند و مدیریت ادراکات عمومی پیش می‌رود.
چرا دفاع حداقلی دیگر پاسخگو نیست؟
یکی از خطاهای راهبردی در مواجهه با چنین سناریویی، اتکا به دفاع واکنشی و محدود است. دشمنی که جنگ را «نامتقارن، فرسایشی و چندلایه» تعریف کرده، با پاسخ‌های مقطعی و محافظه‌کارانه مهار نمی‌شود. تجربه دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که بازدارندگی واقعی تنها زمانی شکل می‌گیرد که طرف مقابل به این جمع‌بندی برسد که هزینه ادامه مسیر، غیرقابل‌تحمل است.
اما نکته کلیدی اینجاست: بازدارندگی مؤثر الزاماً به معنای اقدام نظامی مستقیم یا تشدید کنترل‌نشده نیست، بلکه به معنای دفاع تمام‌عیار در همه میدان‌هاست؛ از میدان نظامی و امنیتی گرفته تا اقتصاد، رسانه، افکار عمومی و دیپلماسی.
سه لایه دفاع تمام‌عیار
- لایه سخت (امنیتی ـ دفاعی):
توانمندی دفاعی و پاسخ متقابل باید به‌گونه‌ای باشد که هیچ‌گونه توهم «ضربه بدون هزینه» برای دشمن باقی نماند. این لایه، ستون فقرات بازدارندگی است، اما نه همه آن.
-لایه شناختی و اجتماعی:
مهم‌ترین میدان این جنگ، ذهن مردم است. دشمن دقیقاً همین‌جا سرمایه‌گذاری کرده است. خنثی‌سازی این سناریو نیازمند:
روایت‌سازی صادقانه و پیش‌دستانه؛
افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی؛
شفافیت در بحران‌ها و جلوگیری از انحصار روایت توسط رسانه‌های معاند است.
-لایه راهبردی ـ بین‌المللی:
افزایش هزینه‌های سیاسی، حقوقی و حیثیتی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی در سطح منطقه‌ای و جهانی، بخش جدایی‌ناپذیر دفاع تمام‌عیار است. انفعال در این میدان، عملاً دست دشمن را برای مشروع‌سازی فشار باز می‌گذارد.
نقطه کانونی: تغییر محاسبات دشمن
هدف نهایی دفاع تمام‌عیار، تغییر محاسبات راهبردی دشمن است؛ رساندن او به این نتیجه که:
️پروژه بی‌ثبات‌سازی داخلی شکست‌خورده است؛
️فشار خارجی نتیجه معکوس می‌دهد؛
و ادامه این مسیر، هزینه‌ای فراتر از منافع احتمالی دارد.
تا زمانی که چنین ادراکی در واشنگتن و تل‌آویو شکل نگیرد، چرخه تهدید و فشار ادامه خواهد یافت.

جمع‌بندی
ایران امروز نه در آستانه یک جنگ کلاسیک، بلکه در میانه یک نبرد پیچیده تمدنی، شناختی و راهبردی قرار دارد. عبور از این مرحله، نه با انفعال ممکن است و نه با واکنش‌های احساسی و تک‌بعدی. آنچه ضرورت دارد، دفاعی هوشمند، چندسطحی، مستمر و بازدارنده است؛ دفاعی که همزمان امنیت ملی، انسجام داخلی و اعتبار بین‌المللی را تقویت کند.
در چنین چارچوبی، دفاع تمام‌عیار نه یک انتخاب، بلکه شرط بقا در معادله جدید قدرت است.