شناسهٔ خبر: 76933621 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

خطای دشمن و نقش بصیرت مردم در حفظ ثبات نظام مقدس جمهوری اسلامی

وحدت و بصیرت مردم ایران، خطای راهبردی دشمن در اغتشاشات دی‌ماه را آشکار کرد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری تسنیم، سمیه همت پور، اغتشاشات دی‌ماه 1404، علیرغم بازنمایی آن در رسانه‌های غربی ذیل مفاهیمی چون «بحران داخلی» یا «ناکارآمدی ساختاری»، در واقع مصداق روشنی از خطای راهبردی بازیگران متخاصم، به‌ویژه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، در تحلیل ساخت اجتماعی سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود. 

فرض مسلط در محافل تصمیم‌ساز غربی بر این مبنا استوار بود که با فعال‌سازی نارضایتی‌های محدود و سازمان‌دهی آشوب، می‌توان شکاف معناداری میان مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایجاد کرد فرضی که مبتنی بر درک ناقص از واقعیت‌های اجتماعی ایران و نادیده‌گرفتن سرمایه اجتماعی انباشته‌شده در بستر تاریخی انقلاب اسلامی بود.

در واقع خطای محوری دشمن را باید در برآورد نادرست از سطح آگاهی سیاسی و ظرفیت عقلانیت جمعی جامعه ایران جست‌وجو کرد. بی شک جوامعی که از تجربه‌های مکرر تهدید خارجی و فشارهای ساختاری عبور کرده‌اند، به‌طور طبیعی از سطح بالاتری از «تشخیص موقعیت» و «تفکیک کنش اعتراضی از پروژه براندازانه» برخوردار می‌شوند.

تجربه تاریخی ایران نیز مؤید همین الگو است به‌گونه‌ای که در بزنگاه‌های حساس، جامعه ایرانی قادر است مُطالبات واقعی را از سناریوهای طراحی‌شده برای بی‌ثبات‌سازی تفکیک کند. 

ماجرای دی‌ماه 1404 بار دیگر نشان داد که بصیرت عمومی و قضاوت عقلانی مردم، مؤثرترین سازوکار در خنثی‌سازی پروژه‌های بی‌ثبات‌ساز است.

راهبرد عملیاتی دشمن در این مقطع، ذیل الگوی «جنگ ترکیبی» نیز قابل تحلیل است الگویی که بر پیوند هم‌زمان فشار رسانه‌ای، عملیات روانی، تحریک اجتماعی و به‌کارگیری عناصر خشونت‌طلب استوار است. 

هدف نهایی این راهبرد، نه اصلاح یا تغییر سیاست‌ها، بلکه تولید ناامنی و القای گسست میان مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی بود. با این حال، این سناریو نیز با شکست مواجه شد. سطح هوشیاری اجتماعی، عدم همراهی بدنه اصلی جامعه با آشوب و اعتماد عمومی به نظام، اجازه تحقق این الگو را نداد.

در این میان، نیروهای انتظامی و امنیتی کشور، با وجود محدودیت‌های میدانی و فشارهای مضاعف، نقش تعیین‌کننده‌ای در مدیریت صحنه ایفا کردند هرچند بخشی از نیروهای کف میدان، مظلومانه هدف حملات خشونت‌طلبانه و اقدامات تروریستی قرار گرفتند و جان خود را در مسیر حفظ امنیت عمومی فدا کردند. این واقعیت، جایگاه نیروهای انتظامی را به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی ثبات اجتماعی برجسته می‌سازد.

هم‌زمان، پروژه موسوم به «آلترناتیوسازی از بیرون» نیز در سطح نظری و عملی با ناکامی مواجه شد. اتکای دشمن به چهره‌ها و جریان‌هایی فاقد پایگاه اجتماعی، مشروعیت سیاسی و مقبولیت عمومی، نشان‌دهنده بحران شناختی و ضعف روش‌شناختی در تحلیل جامعه ایران است. این ناکامی را می‌توان نشانه‌ای از گسست میان چارچوب‌های تحلیلی غرب و واقعیت‌های عینی جامعه ایرانی دانست.

به عبارت دیگر اغتشاشات دی‌ماه 1404 نمونه‌ای معنادار از هم‌افزایی میان فداکاری نیروهای انتظامی، بصیرت و عقلانیت جمعی جامعه و کارآمدی ساختارهای نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

این تجربه بار دیگر تأیید کرد که هر پروژه‌ای که بر جداسازی مردم از نظام مبتنی باشد، به دلیل نادیده‌گرفتن واقعیت‌های اجتماعی و تاریخی ایران، محکوم به شکست است چراکه جامعه ایران، با کُنش آگاهانه و تحلیل‌محور خود، نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ ثبات و اقتدار ملی دارد.

انتهای پیام/