تلاش دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا برای اقدام احتمالی نظامی در ایران، سایهای از هراس در سراسر منطقه گسترانده است. هیچیک از همسایگان ایران خواهان تشدید تنش در منطقه به ویژه در ایران نیستند و این بیمیلی آنها نسبت، ریشه در سه علت دارد:
1. سرایت بیثباتی به کشورهای خودشان 2. تبعات بیثباتی منطقهای بر سرمایهگذاریهای غیرنفتی 3. کنترلناپذیری رژیم صهیونیستی و تسری تنش به کشورها. این پیشبینی از وضعیت خطرناک ناشی از یک درگیری گسترده در منطقه، ترکیه، عربستان، قطر، عمان، مصر و عراق را ناچار به موضعگیری علیه هرگونه تشدید تنش در منطقه کرده است.
چشمانداز یک مداخله نظامی به رهبری ایالات متحده در ایران، تهدید بزرگی برای قدرتهای منطقهای نیز به شمار میرود و اضطراب سنگینی در سرزمینها ایجاد کرده است. روندی که کشورهایی از خلیج فارس تا آناتولی را به سوی تلاش بیسابقه برای جلوگیری از چنین درگیریای سوق داده که ثابت کند این کشورها علیرغم برخی کارشکنیها در مقاطعی از تاریخ روابط خارجی، یک ایران باثبات را بر پیامدهای فاجعهبار و غیرقابل پیشبینی فروپاشی آن ترجیح میدهند.
چرا برای منطقه، ثبات بر تغییر رژیم اولویت دارد؟
محرک اصلی مخالفت منطقهای با یک درگیری نظامی، هراسی عمیق از تبعات ناشی از آن است. خاطرات تلخ مداخلات در عراق، افغانستان و لیبی به عنوان هشدارهایی جدی عمل میکنند و سیاستی عملگرایانه را شکل میدهند که ثبات منطقهای را بالاتر از هر ملاحظه دیگری قرار میدهد.
برآیند کشورهای منطقه این است که یک حمله نظامی به ایران، به جای ایجاد نظم باثبات جدید، به احتمال قریب به یقین به یک جنگ طولانیمدت منجر خواهد شد. یکی از نگرانیهای اصلی آنها از چنین سناریویی، شکلگیری موجهای عظیم پناهجویان است که میتواند کشورهای همسایه را در خود غرق کند و فشار شدیدی بر نظامهای سیاسی و اقتصادی شکننده منطقه وارد سازد.
از سوی دیگر تضعیف قدرت مرکزی در تهران، خطر فعال شدن جنبشهای جداییطلبانه را به همراه دارد. این سناریو یک تهدید مستقیم برای امنیت ملی کشورهای همسایه، بهویژه ترکیه و پاکستان محسوب میشود. این دو کشور به شدت نگران سرایت بیثباتی به درون مرزهای خود و جسورتر شدن گروههای جداییطلب در خاک خود هستند. در نتیجه، برفرض محال، خطر تنها به فروپاشی داخلی ایران محدود نمیشود، بلکه شیوع بیثباتی به کل منطقه را به همراه دارد.
در این زمینه عربستان سعودی نگران است که هر اتفاقی در ایران به ناآرامی در میان جمعیت شیعه خود در استان شرقی دامن بزند. برای اکثر همسایگان ایران، نظام کنونی در یک چهارچوب قابل مدیریت عمل میکند، در حالی که خلأ قدرت پس از یک درگیری، نیروهایی را آزاد خواهد کرد که هیچ دولت منطقهای قادر به کنترل آنها نخواهد بود. فراتر از هراس از آشوب سیاسی، ترس از نتایج فاجعهبار اقتصادی به عنوان یک عامل بازدارنده به همان اندازه قدرتمند عمل میکند.
اقتصاد غیرنفتی ثبات میخواهد
جاهطلبیهای اقتصادی عظیم قدرتهای منطقهای، بهویژه تلاشهای کشورهای خلیج فارس برای تنوعبخشی به اقتصاد و عبور از وابستگی به نفت، کاملاً به یک محیط باثبات و امن وابسته است. از این منظر، یک درگیری نظامی تهدیدی وجودی برای دههها برنامهریزی و سرمایهگذاری اقتصادی و کل آینده اقتصادی پسانفتی این کشورها محسوب میشود. خطر اقتصادی یک درگیری نظامی، احتمال بالای آسیب به زیرساختهای حیاتی انرژی، مسیرهای راهبردی کشتیرانی مانند تنگه هرمز و تأسیسات نظامی منطقهای که میزبان نیروهای خارجی هستند را به دنبال دارد. چنین اقداماتی میتواند صادرات نفت را فلج کرده و یک بحران انرژی جهانی را رقم بزند. این امر نهتنها اقتصادهای نفتی منطقه را مختل میکند، بلکه بازارهای جهانی را نیز با نوسانات شدید مواجه خواهد ساخت.
پیامدهای اقتصادی ثانویه و گستردهتر یک جنگ، چشماندازهای بلندمدت توسعه در منطقه را به طور کامل نابود خواهد کرد. یک درگیری نظامی بهطور حتم به اختلال در تجارت بینالمللی، فرار سرمایههای خارجی و فروپاشی بخشهای حیاتی مانند گردشگری و املاک منجر خواهد شد. این اختلال، تهدیدی مستقیم برای طرحهای تحول ملی مانند «چشمانداز ۲۰۳۰» عربستان سعودی است. «ناامنی» برای بازارهایی که بر پایه اعتماد بنا شدهاند سمی کشنده است و هرگونه بیثباتی میتواند این اعتماد را از بین برده و رؤیای یک آینده اقتصادی پسانفتی را به کلی نابود کند.
ترس از تکرار 9 سپتامبر
اقدامات پیوسته اسرائیل در تعرض به کشورها باعث شده که بسیاری از کشورهای عربی، سیاست خارجی تهاجمی رژیم صهیونی را به عنوان تهدید اصلی برای ثبات منطقه تلقی کنند. این بازنگری، محاسبات راهبردی آنها را در قبال یک درگیری احتمالی با ایران اساساً زیر و رو کرده است.
اسرائیل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به هفت کشور منطقه حمله کرده است. این اقدام از سوی دولتهای منطقه به عنوان شاهدی بر این مدعا تلقی میشود که یک اسرائیل تهاجمی و بیقید و بند، خطری فوری برای آنها به شمار میرود. در این نگاه، اتحاد با آمریکا دیگر تضمینی برای محافظت در برابر آنچه «طرحهای اسرائیل برای هژمونی منطقهای» خوانده میشود، نیست. حمله اخیر اسرائیل در روز 9 سپتامبر به دوحه، پایتخت قطر به بهانه هدف قرار دادن نیروهای حماس در آگاهی این کشورها از مناسبات بیقید قدرت و امنیت میان آمریکا و اسرائیل بسیار مؤثر بود. چه اینکه هدف بعدی میتواند الزاماً شامل حمله نظامی نباشد و دربرگیرنده استراتژیهای نرم علیه کشورها باشد.
در این زمینه، منطق راهبردی برخی کشورها به این سمت رفته است که یک ایران باثبات و مستقل، به عنوان «سدی» ضروری در برابر سلطه منطقهای اسرائیل دیده میشود. نگرانی اصلی آنها این است که ایران با دولت دستنشانده طرفدار آمریکا و اسرائیل جایگزین شود. در چشمانداز نامطلوب آنها، ایران میتواند به عنوان مستعمره رژیم صهیونیستی و آمریکا، بر قدرتهای سنتی عربی مانند عربستان سعودی فشار وارد کرده و توازن قدرت منطقهای را به ضرر آنها به طور کامل زیر و رو سازد.
این ارزیابی، قدرتهای منطقهای را از تماشاچیان منفعل به بازیگران فعالی تبدیل کرده که مصمم به جلوگیری از جنگ هستند. خبرهای هفتههای گذشته رسانههای آمریکایی تحت عنوان «اقناع ترامپ برای عدم حمله به ایران توسط دولتهای عربی» در همین راستا قابل صورتبندی است.
منطقه بر لبه تیغ
واقعیت موجود منطقه نشان میدهد که همسایگان، صرفاً با بهرهگیری از موقعیتها و نفوذ منحصربهفرد خود، در حال شکل دادن به نتایج و دور کردن قدرتهای بزرگ از رویارویی نظامی هستند.
کشورای حوزه خلیج فارس
کشورهای حوزه خلیج فارس: عربستان، قطر و عمان در روزهای گذشته تلاشهایی در راستای تنشزدایی ایفا کردهاند. نفوذ این کشورها از سه منبع اصلی سرچشمه میگیرد: 1. اهرم اقتصادی آنها بر ایالات متحده، 2. نقششان به عنوان میزبان پایگاههای نظامی حیاتی آمریکا و 3. کانالهای ارتباطیشان با تهران. این کشورها در پشت پرده تلاش کردهاند تا ضمن ارائه هشدارهای جدی درباره پیامدهای منطقهای یک حمله، «مسیرهای آبرومندانهای» برای خروج از بحران در اختیار واشنگتن قرار دهند.
ترکیه
آنکارا نیز با انگیزههای راهبردی خاص خود در این زمینه فعال است. نگرانیهای اصلی ترکیه شامل پتانسیل یک بحران عظیم پناهجویان، قدرت گرفتن گروههای جداییطلب کرد و ترس از این است که در صورت هر اتفاقی برای ایران، ترکیه «هدف بعدی» در یک «بازی استعماری» گستردهتر قرار گیرد. در همین راستا، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور این کشور به صراحت با مداخله خارجی مخالفت کرده و اعلام کرده است که ترکیه اجازه نخواهد داد از حریم هوایی یا پایگاه «اینجرلیک» برای عملیات علیه ایران استفاده شود.
مصر
روز گذشته (چهارشنبه) بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه مصر تماسهای تلفنی با سیدعباس عراقچی و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده به منطقه غرب آسیا برقرار کرد و به بررسی تنشهای موجود پرداخت. قاهره در کنار سایر پایتختهای منطقه، نگران است که وقوع جنگ منجر به آشوب طولانیمدت و جنگ داخلی شود. همچنین، هراس از واکنش تلافیجویانه ایران علیه زیرساختهای انرژی، مسیرهای کشتیرانی و فعال شدن شبهنظامیان، مصر را بر آن داشته تا از طریق تماسهای دیپلماتیک برای کاهش تنش تلاش کند.