به گزارش ایلنا از خوزستان، این استان که روزگاری موتور محرک اقتصاد و یکی از مهمترین مقاصد مهاجرت نیروی کار کشور بود، در سالهای اخیر با روند معکوس و نگرانکنندهای مواجه شده است.
سید محسن موسویزاده، نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی، روز چهارشنبه در نشست هماهنگی واحدهای اداره کل کار استان، با اشاره به این تغییر بنیادین، تصریح میکند که خوزستان از جایگاه «بزرگترین جاذب جمعیت کار» به استانی تبدیل شده که نیروی انسانی آن، حتی از شهرهای مختلف خود استان، راهی سایر نقاط کشور میشود.
این مهاجرتها اما صرفاً ریشه در بیکاری ندارند و مجموعهای از عوامل اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی در شکلگیری آن نقشآفرین هستند.
بر اساس نمودار منتشر شده در صفحه ۳۳ گزارش «شاخصهای کلان اقتصادی و اجتماعی کشور»، نرخ بیکاری خوزستان در بهار ۱۴۰۴ به ۱۲.۴ درصد رسیده که بالاترین نرخ در میان استانهای کشور است. این در حالی است که نرخ بیکاری خراسان جنوبی با ۴.۱ درصد، پایینترین سطح را به خود اختصاص داده و میانگین کشوری نیز ۷.۳ درصد اعلام شده است.
این آمارها نشان میدهد که یک شهروند خوزستانی جویای کار، با چالشی بهمراتب دشوارتر از همتای خود در استانهای کمبرخوردارتر نیز مواجه است.
شکاف ۸.۳ درصدی میان خوزستان و خراسان جنوبی، صرفاً یک تفاوت آماری نیست؛ بلکه نمادی از بیعدالتی ساختاری در توزیع فرصتهای شغلی در کشور به شمار میرود. نرخ بیکاری خوزستان حدود ۷۰ درصد بالاتر از میانگین کشوری است و این مسئله بهوضوح نشان میدهد که سیاستهای اشتغالزایی در این استان، حتی در مقایسه با عملکرد متوسط ملی نیز ناکارآمد بودهاند. نتیجه طبیعی این وضعیت، افزایش مهاجرت نیروی کار، بهویژه جوانان تحصیلکرده و ماهر، به استانهایی با چشمانداز شغلی روشنتر است.
با این حال، مهاجرت خوزستانیها تنها واکنشی به نبود شغل نیست. آلودگی مزمن هوا، ریزگردها و پیامدهای زیستمحیطی صنایع سنگین، در کنار کمبود زیرساختهای رفاهی، آموزشی و درمانی، کیفیت زندگی در بسیاری از شهرهای استان را بهطور محسوس کاهش داده است.
در چنین شرایطی، حتی افرادی که شاغل هستند نیز چشمانداز روشنی از رفاه و سلامت پایدار برای خود و خانوادهشان متصور نیستند و مهاجرت را بهعنوان راهی برای بهبود کیفیت زندگی انتخاب میکنند.
در نشست روز گذشته با حضور معاون روابط کار وزارت کار، موسویزاده با اشاره به مراجعه هفتگی ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر جویای کار به دفاتر نمایندگان و نبود حتی یک واحد اشتغالزا در برخی شهرستانها مانند حمیدیه، بر عمق بحران اجتماعی و اقتصادی استان تأکید میکند. تداوم این روند، پیامدهایی فراتر از خروج نیروی کار به همراه داشته است؛ از کاهش سرمایه انسانی و تضعیف پویایی اقتصادی گرفته تا پیرشدن جمعیت، رکود کسبوکارهای محلی و گسترش احساس محرومیت اجتماعی.
در این میان، فرار سرمایهگذاران به دلیل بروکراسی اداری ناسالم و نبود زنجیرههای تولید پاییندستی، چرخه مهاجرت را تشدید کرده است. خامفروشی منابع و انتقال ارزش افزوده به استانهای دیگر، نهتنها فرصتهای شغلی را از خوزستان سلب کرده، بلکه بر نابرابریهای منطقهای نیز افزوده است.
در مجموع، مهاجرت خوزستانیها را باید نتیجه همزمان بیکاری بالا، آلودگی محیطزیست و افت کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی دانست. هشدارهای نماینده اهواز و آمارهای رسمی، نشان میدهد که اگر سیاستهای توسعهای، اشتغالزایی و زیستمحیطی بهصورت هماهنگ و هدفمند اصلاح نشوند، خوزستان در سالهای آینده با بحران عمیقتری در حوزه جمعیت و سرمایه انسانی مواجه خواهد شد؛ بحرانی که آثار آن، تنها به این استان محدود نخواهد ماند.