شناسهٔ خبر: 76932826 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

راهبردِ بقا در گروی بازنگری اساسی در ساختارها و زدودن فقر ساختاری است

جامعه‌ای با فقر ساختاری، بی‌عدالتی ادراکی، بحران اعتماد و شکم خالی مستعد تأثیرپذیری از تحرکات دشمن است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری تسنیم، ناآرامی‌های اخیر و تنش‌های اجتماعی و امنیتی، پرسش‌های جدی از کارآمدی نظام تصمیم‌گیری و پیوند دولت و ملت را در صدر افکار عمومی قرار داده است. در گفت‌وگوی تفصیلی   با دکتر معینی‌پور، کارشناس ارشد مسائل حکمرانی، این تحولات «جنگ دوم 1404» نامیده شده؛ منازعه‌ای درون‌زا در لایه‌های اجتماعی، اقتصادی و روانی که بدون اصلاحات ساختاری، چشم‌انداز عبور از آن روشن نیست. رخدادهای ماه‌های اخیر، به‌ویژه ناآرامی‌ها و تنش‌های اجتماعی و امنیتی، کشور را روبه‌روی پرسش‌های بنیادین قرار داده است؛ پرسش‌هایی درباره شیوه حکمرانی، کارآمدی نظام تصمیم‌گیری و نسبت دولت و ملت وجود دارد.دکتر معینی‌پور، کارشناس ارشد مسائل حکمرانی، این تحولات را نه یک بحران مقطعی، بلکه نشانه ورود کشور به مرحله‌ای تازه از منازعه داخلی توصیف می‌کند.

به تعبیر وی، این مرحله را می‌توان «جنگ دوم 1404» نامید؛ جنگی با ماهیتی کاملاً متفاوت از تهدیدهای کلاسیک که نه در مرزها بلکه در لایه‌های اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه جریان دارد. این کارشناس ارشد مسائل حکمرانی تأکید می‌کند که تلخی این وضعیت در تلفات انسانی هر دو سوی ماجراست؛ از شهروندان بی‌گناهی که قربانی التهابات اجتماعی شدند تا نیروهای امنیتی که در حین انجام وظیفه جان باختند. دکتر معینی‌پور ابراز امیدواری می‌کند که این هزینه‌های سنگین، به جای تعمیق شکاف‌ها، محرکی برای اصلاحات ساختاری و بازسازی اعتماد عمومی شود.

 تقلیل‌گرایی؛ خطای اصلی در تشخیص بحران

دکتر معینی‌پور یکی از خطاهای تحلیلی رایج را تقلیل وضعیت کنونی به مسائل صرفاً اقتصادی یا امنیتی می‌داند.این کارشناس ارشد مسائل حکمرانی با مرور تجربه‌های تاریخی ایران  از مشروطه و نهضت ملی شدن نفت تا اعتراضات سال‌های 1378، 1388 و 1398  تأکید می‌کند که بحران‌های اجتماعی هرگز تک‌عاملی نبوده‌اند. به باور وی این بحران‌ها زمانی به نقطه جوش می‌رسند که شکاف‌های متعدد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی به‌طور هم‌زمان بر هم منطبق شوند.

معینی‌پور وضعیت امروز را درهم‌تنیدگی پنج بحران موازی می‌داند:

اول؛ بحران سیاسی با کاهش مشارکت، احساس بی‌تأثیری رأی و مطالبات، و فاصله میان روایت رسمی و ادراک عمومی.
دوم؛ بحران اقتصادی مزمن با تورم افسارگسیخته، فرسایش طبقه متوسط و ناامنی معیشتی.
سوم؛ بحران فرهنگی-اجتماعی با شکاف نسلی عمیق، تغییر الگوهای زیستی و تعارض هنجارهای رسمی با زیست روزمره.
چهارم؛ بحران امنیتی با ناآرامی‌های مقطعی و ناامنی‌های پراکنده.
پنجم؛ بحران بین‌المللی با تحریم‌های چندلایه و انزوای دیپلماتیک.

وی هشدار می‌دهد که تمرکز انحصاری بر هر یک از این ابعاد، نه‌تنها راه‌حل‌ساز نیست بلکه صورت مسئله اصلی را محو می‌کند.

 ریشه بحران؛ نظام تصمیم‌گیری زیر سؤال

محور اصلی تحلیل دکتر معینی‌پور، نه خیابان و نه فشار خارجی، بلکه «نظام تصمیم‌گیری» کشور است. این کارشناس ارشد مسائل حکمرانی، ایران را دارای بحرانی ساختاری در زیرساخت‌های تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری می‌داند؛ بحرانی که همه حوزه‌ها را به‌طور هم‌زمان درگیر کرده است. به گفته وی ،خیابان آینه تصمیمات گذشته است؛ بسیاری از چالش‌های ملموس امروز تورم مزمن، بی‌ثباتی ارزی، بحران حجاب، سبک زندگی و احساس بی‌تأثیری سیاسی  بازتاب تصمیماتی است که بدون اقناع اجتماعی، سنجش پیامدها و هماهنگی نهادی اتخاذ شده‌اند. دکتر معینی‌پور تأکید می‌کند که وقتی تصمیمات کلان در حلقه‌های بسته و بدون شنیدن صدای بدنه جامعه شکل می‌گیرد، حتی نیت‌های خیرخواهانه نیز به بی‌اعتمادی و شکاف منجر می‌شود.

ساختارهای فرسوده؛ ضرورت بازطراحی فوری
معینی‌پور عبور از وضعیت کنونی را بدون «بازخوانی جدی ساختارها» غیرممکن می‌داند و تأخیر در این بازخوانی را پرهزینه‌تر از خود بحران می‌خواند. به باور این کارشناس ارشد مسائل حکمرانی، نحوه تمرکز قدرت، کارکرد مجلس، نظارت نهادهای نظارتی، بودجه‌ریزی و نقش قوه قضائیه در تعارضات اجتماعی، نیازمند بازتعریف فوری است. وی می‌گوید مسئله اغلب فقدان قانون نیست بلکه نحوه اجرا و ادراک عدالت در اجرای آن است.

معینی‌پور توضیح می‌دهد که وقتی اقشار مختلف احساس نابرابری در برابر قانون، مصونیت فساد و سوءمدیریت، یا بی‌تفاوتی به مطالبات مشروع می‌کنند، انگیزه همراهی با نظام تصمیم‌گیری از بین می‌رود.

این کارشناس ارشد مسائل حکمرانی، توسعه منابع قدرت از طریق نهادینه‌سازی مشارکت، شفافیت، پاسخ‌گویی و ارتقای کیفیت نمایندگی را پیش‌شرط اعتمادسازی عمومی می‌داند.

دشمن خارجی؛ تشدیدکننده، نه علت‌العلل

درباره نقش دشمن خارجی، دکتر معینی‌پور موضعی متعادل اتخاذ می‌کند؛ نه انکار تهدید و نه تقلیل همه مسائل به آن. این کارشناس ارشد مسائل حکمرانی، شبکه‌های معارض، تحریم‌ها، فشارهای دیپلماتیک و عملیات روانی را واقعیت انکارناپذیر محیط راهبردی ایران می‌داند. اما وی نسبت دادن هر نارضایتی، اعتراض و شکاف اجتماعی را به‌طور خودکار به میدان‌داری دشمن خطای راهبردی می‌خواند.

به تعبیر دکتر معینی‌پور، دشمن زمانی حداکثر اثرگذاری را دارد که بستر داخلی آماده شده باشد؛ جامعه‌ای با فقر ساختاری، بی‌عدالتی ادراکی، بحران اعتماد و شکم خالی، ذاتاً تحریک‌پذیر است. وی تأکید می‌کند که در چنین شرایطی، عامل خارجی نقش «کاتالیزور» و تشدیدکننده دارد، نه علت اصلی.

 سه نقطه عطف؛ تصمیماتی که زخم بر جای گذاشتند

معینی‌پور برای ملموس‌سازی تحلیل، سه مقطع تصمیم‌گیری را نقاط عطف بحران معرفی می‌کند:

نقطه اول - آبان 98: تصمیم بنزینی بدون اطلاع‌رسانی شفاف، اقناع اجتماعی و سازوکارهای حمایتی که موج اعتراضی گسترده‌ای راه انداخت.
نقطه دوم - پاییز 1401: مواجهه امنیتی-قضایی با مسئله حجاب که گفت‌وگوی فرهنگی-اجتماعی را به حاشیه راند و فضا را دوقطبی کرد.
نقطه سوم :مدیریت بحران ارزی-اقتصادی با پیام‌های متناقض، فقدان نقشه راه و ضعف هماهنگی نهادی.

این کارشناس ارشد مسائل حکمرانی می‌گوید هر سه تصمیم، بدون اقناع اجتماعی و جبران خسارات اقشار آسیب‌پذیر اجرا شد و دشمن بر پیامدهای اجتماعی آن‌ها سوار شد.

 غافلگیری‌های امنیتی؛ نقص چرخه تحلیل

معینی‌پور، غافلگیری‌های امنیتی دی‌ماه 1401 را فراتر از خطای اطلاعاتی، نشانه اختلال در «چرخه ادراک-تحلیل-تصمیم» می‌داند. به باور وی، نظام امنیتی دهه‌ها بر شاخص‌های سخت (آمار جرم، تحرکات مرزی) تکیه کرده و از شاخص‌های نرم (احساس بی‌عدالتی، شکاف نسلی، خستگی روانی) غافل مانده است.

این کارشناس ارشد مسائل حکمرانی، امنیت امروز را مدیریت ادراک امنیت و احساس شنیده شدن می‌داند، نه صرفاً کنترل فیزیکی. وی هشدار می‌دهد که بدون بازطراحی چرخه تحلیل با وزن‌دهی به متغیرهای اجتماعی، غافلگیری‌های مشابه تکرار خواهد شد.

 بغض جمعی؛ نسل جوان در حاشیه تصمیم‌گیری

معینی‌پور از «بغض و خشم جمعی» به‌عنوان کلید فهم وضعیت امروز یاد می‌کند.این کارشناس ارشد مسائل حکمرانی می‌گوید نسل جوان خود را «حاشیه‌نشین تصمیم‌گیری» می‌بیند و از نادیده گرفتن یا کاریکاتورسازی تصویرش دلخور است. به باور وی، ترکیب این طردشدگی ادراکی با فشار اقتصادی و فقدان افق روشن، خشم فروخورده‌ای تولید می‌کند که در بزنگاه‌ها به اعتراض، انزوای اجتماعی یا مهاجرت می‌انجامد.

 نقشه راه اصلاح؛ 5 شرط حیاتی

معینی‌پور برای عبور از «جنگ دوم 1404» پنج شرط کلیدی مطرح می‌کند:

شرط اول: پذیرش صریح خطاها و کاستی‌ها در سطوح مختلف تصمیم‌گیری.
شرط دوم: گشودن درهای گفت‌وگوی ساختاریافته با منتقدان و معترضان.
شرط سوم: گذار از رویکرد امنیتی به رویکرد اجتماعی-سیاسی در مدیریت بحران‌ها.
شرط چهارم: طراحی نقشه راه زمان‌مند و شفاف برای اصلاحات ساختاری.
شرط پنجم: تقویت سازوکارهای اقناع، شفافیت و پاسخ‌گویی عمومی

وی تأکید می‌کند اصلِ «دشمن هست، اما همه‌چیز دشمن نیست» باید راهنمای عملی سیاست‌گذاری‌ها قرار گیرد.

جمع‌بندی؛ انتخاب سرنوشت‌ساز پیش رو

معینی‌پور «جنگ دوم 1404» را نه الزاماً نقطه پایان، بلکه آخرین هشدار برای بازسازی ساختارها می‌داند.

این کارشناس ارشد مسائل حکمرانی می‌گوید نحوه خوانش این زنگ خطر توسط حاکمیت و جامعه، آینده چند دهه ایران را رقم خواهد زد. به باور وی پرسش محوری این است؛ آیا این منازعه درون‌زا فرصتی برای اصلاحات شجاعانه خواهد بود یا بهانه‌ای برای تداوم چرخه انکار و تقلیل‌گرایی؛ دکتر معینی‌پور در پایان تأکید می‌کند که عبور هوشمندانه از این مرحله، نیازمند اجماع نخبگانی و شجاعت سیاسی است؛ زمانی که «دشمن هست، اما همه‌چیز دشمن نیست».

انتهای پیام/

 

برچسب‌ها: