شناسهٔ خبر: 76932788 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: خبرآنلاین | لینک خبر

زمان حمایت از طرح صلح عربی فرا رسیده‌است

حمایت ایران از طرح صلح ملک عبدالله در این شرایط می تواند چند هدف و دستاورد عمده را برآورده سازد؛ آمریکا و غرب را راضی نماید. در این زمینه غرب و اسرائیل نظرات متفاوتی دارند. این موضع می تواند برای غرب قابل قبول و مهم باشد اما اسرائیل اینک به تغییر رژیم در ایران چشم دوخته و به چیزی کمتر از این یا به رسمیت شناختن فوری اسرائیل راضی نیست. این تغییر موضع ایران را از انزوای جهانی و منطقه ای به در آورده و یک زمینه مهم فشار بین المللی و غربی را از روی ایران برمی دارد.

صاحب‌خبر -

خبرآنلاین - کشمکش میان تهران و واشنگتن در روزهای اخیر اوج تازه ای گرفته و خبر یک حمله نظامی به ایران به صدر اخبار رسانه های جهان راه یافته است. در عین حال، ترامپ رئیس جمهور آمریکا مجددا ایران را به گفتگو با آمریکا و کنار گذاشتن برنامه هسته ای نظامی خود فراخوانده است. براساس گزارشهای منابع مطلع، در طول چند ماه اخیر دولت آمریکا سقف خواسته های خود از ایران را افزایش داده و علاوه بر توقف غنی سازی اورانیوم، محدود شدن توان موشکی و همچنین فعالیتهای منطقه ای ایران را در دستورکار مذاکرات قرار داده است. در روزهای اخیر، برخی منابع از اضافه شدن یک مورد دیگر به این دستورکار، «به رسمیت شناختن اسرائیل»، خبر داده اند. هرچند، سه مورد قبلی نیز به نوعی به امنیت و منافع اسرائیل در منطقه مربوط می شد اما این مورد جدید مشخصا و آشکارا در راستای منافع اسرائیل در منطقه است.

در جریان دورهای قبلی از مذاکرات و تعاملات ایران با طرفهای غربی بر سر حل و فصل اختلافات همواره موضوع اسرائیل و سیاست فلسطینی ایران محل توجه و تاکید بوده است. سیاست اسرائیلی ایران به ویژه دعوت آشکار و صریح آن به «نابودی اسرائیل» همواره مورد اعتراض طرفهای غربی به ویژه آمریکا قرار داشته است. بعید است ایران و غرب بدون «اصلاح» موضع ایران در این زمینه به صلح و تفاهم موثری دست یابند. اسرائیل مایل است از دل این اصلاح عقب نشینی ایران از مواضع قبلی در دفاع از حقوق مردم فلسطین و به رسمیت شناختن اسرائیل و در واقع «مصری شدن» مقاومت ایرانی بیرون بیاید. این امر، در صورت تحقق، می تواند یک پیروزی بزرگ و درخشان برای اسرائیل در منطقه به حساب آید؛ سرانجام اسرائیل یک کانون دیگر مقاومت مسلحانه علیه اسرائیل در منطقه را سرجای خود نشانده و آن را به صف کشورهای رام، در کنار مصر و اردن، هدایت نمود.

تسلیم به این خواسته اسرائیلی و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی (آن هم پس از نسل کشی وحشتناک این رژیم در غزه) نه برای جمهوری اسلامی قابل قبول است و نه توجیه انسانی، قانونی و بین المللی درستی دارد؛ اکثریت کشورهای اسلامی و عربی، از جمله بسیاری از دوستان آمریکا در منطقه مانند عربستان و قطر، همچنان اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند. در واقع، از ۲۲ کشور عربی تنها ۵ کشور (مصر، اردن، امارات، بحرین و مراکش) اسرائیل را به رسمیت شناخته اند. تعداد این کشورها، به اضافه کشورهای اسلامی که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند مانند پاکستان، مالزی و اندونزی، به حدود ۳۰ کشور در جهان می رسد که عدد قابل توجهی است.

اما ایران برخلاف این کشورها قطعنامه های سازمان ملل و فرآیند صلح خاورمیانه و راه حل دو دولتی را رد کرده و از این جهت موضعی منزوی و تنها در جهان دارد. تمامی کشورهای عربی و اسلامی در چارچوب طرح صلح ملک عبدالله (پادشاه فقید عربستان) اعلام کرده اند در صورت تشکیل کشور فلسطینی در سرزمینهای اشغالی (کرانه باختری و غزه)، عقب نشینی اسرائیل از همه سرزمینهای اشغالی عربی، از جمله ارتفاعات جولان، و بازگشت آوارگان فلسطینی به خانه هایشان حاضرند اسرائیل را به رسمیت بشناسند. اگر چه این طرح از نظر اخلاقی و انسانی ایده آل به نظر نمی رسد و همه حقوق فلسطینی ها را به آنها باز نمی گرداند اما با حقوق بین الملل، قطعنامه های سازمان ملل و مشروعیت بین المللی موافقت دارد. کشورهای اسلامی توسل و تمسک به حقوق بین الملل و قطعنامه های سازمان ملل در جهانی که موازین قدرت به نفع اسرائیل است را بهترین گزینه برای مقابله موثر و واقع بینانه (و نه ایده آلیستی) با تجاوزات اسرائیل و دفاع از حقوق مردم فلسطین می دانند. این گزینه حتی به شکلی مورد حمایت حماس (در اساسنامه سال ۲۰۱۷ این سازمان) قرار گرفته است.

استدلال کشورهای عربی بی ربط نیست. اسرائیل از نظر قدرت، به ویژه با توجه به حمایت کشورهای غربی و آمریکا از آن، در مقایسه با کشورهای مسلمان در موقعیت بهتری قرار دارد. کشورهای اسلامی، در مقابل، از نظر حقوقی و سیاسی در موقعیت برتری قرار دارند. لازمه استفاده از این برتری پذیرفتن مشروعیت بین المللی، منشور سازمان ملل و قعطنامه های آن است. همچنین این موضع کشورهای اسلامی، مشروط کردن به رسمیت شناختن اسرائیل به تشکیل کشور فلسطین، توجیه قابل قبولی برای این اقدام به ویژه در برابر فشارهای آمریکا و غرب (برای شناسایی رسمی اسرائیل) فراهم می کند. زیرا اسرائیل تحت هیچ شرایطی تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه را نخواهد پذیرفت. این امر پس از واقعه ۷ اکتبر شدت گرفته و اینک هیچ سیاستمداری در اسرائیل حاضر نیست حتی در حرف این ایده (راه حل دو دولتی) را بپذیرد. بنابراین اگر ایران به جرگه این کشورها بپیوندد می تواند مطمئن باشد هیچ گاه شرط برقراری رابطه با اسرائیل و به رسمیت شناختن آن (تشکیل کشور فلسطینی) توسط اسرائیل پذیرفته نشده و بنابراین ایران در موقعیتی قرار نخواهد گرفت که اسرائیل را شناسایی نماید. عدم موافقت اسرائیل با عقب نشینی از کرانه باختری و غزه دلایل متعدد سیاسی، ایدئولوژیکی، امنیتی، ژئوپولیتیکی، مذهبی و تاریخی دارد. این کار حتی امنیت آبی اسرائیل را نیز به خطر می اندازد.

حمایت ایران از طرح صلح ملک عبدالله در این شرایط می تواند چند هدف و دستاورد عمده را برآورده سازد؛ آمریکا و غرب را راضی نماید. در این زمینه غرب و اسرائیل نظرات متفاوتی دارند. این موضع می تواند برای غرب قابل قبول و مهم باشد اما اسرائیل اینک به تغییر رژیم در ایران چشم دوخته و به چیزی کمتر از این یا به رسمیت شناختن فوری اسرائیل راضی نیست. این تغییر موضع ایران را از انزوای جهانی و منطقه ای به در آورده و یک زمینه مهم فشار بین المللی و غربی را از روی ایران برمی دارد. نزدیکترین دوستان ایران، چون چین، ایران و عراق نیز، منتقد این سیاست تکروانه ایران هستند. علاوه بر این، تغییر موضع ایران پیش از آنکه امتیازی به نفع اسرائیل باشد امتیازی به نفع کشورهای عربی منطقه به ویژه عربستان است. طرح ملک عبدالله مورد تایید و پشتیبانی اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی است و حمایت ایران از این طرح موجب خوش بینی و نزدیکی بیشتر کشورهای عربی (به ویژه عربستان) و کشورهای اسلامی به ایران خواهد شد و می تواند مقاومت فرادی و تنهای ایران علیه اسرائیل را به جمع کشورهای اسلامی بکشاند و زمینه هم افزایی و همکاری بیشتر کشورهای اسلامی علیه اسرائیل را فراهم نماید.

زمان، مکان و شکل حمایت ایران از طرح صلح ملک عبدالله نیز در نتیجه این کار موثر است. اسرائیل تلاش خواهد کرد چنین تغییر و تحولی را به نفع خود و پروپاگاندای خود مصادره نماید. برای ممانعت از این امر، ایران می تواند در مشورت و هماهنگی با کشورهای عربی این کار را به گونه ای انجام دهد که این حرکت نزدیکی و همگرایی ایران و کشورهای عربی و موضع فلسطینی آنها تلقی شود. حتی این اقدام می تواند به شکل یک معامله دوجانبه انجام گردد؛ ایران حمایت از طرح صلح ملک عبدالله را بپذیرد و در مقابل کشورهای عربی به نوعی نسبت به طرح همه پرسی ایران (راه حل یک دولت) به عنوان یک گزینه دیگر راه حل مسئله فلسطین (در کنار راه حل دو دولت) موضع مثبتی اتخاذ نمایند. شاید کشورهای عربی بتوانند از این تعامل و تفاهم به عنوان ابزاری برای فشار بر اسرائیل و سیاست اسرائیلی کشورهای غربی استفاده نمایند. در این رابطه کشورهای عربی می توانند اخطار دهند اگر اسرائیل به راه حل دو دولت تن ندهد آنها توسل به گزینه یک دولت را در نظر خواهند گرفت.
به نظر می رسد «چالش» به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی ایران به عنوان یک شرط در مذاکرات ایران و آمریکا  می تواند به یک «فرصت» تبدیل شود. با استفاده ازاین فرصت یک مشکل جدی توسعه روابط ایران و غرب برطرف شده، ترامپ دلیلی برای اعلام کسب یک دستاورد عمده در مذاکرات با ایران پیدا نموده، روابط ایران و کشورهای عربی و اسلامی تقویت شده و حتی، از چشم اندازی واقع گرایانه، زمینه ای برای فشار بیشتر و هماهنگتر به سیاستهای تجاوزگرانه اسرائیل در منطقه فراهم شود.

*استاد مطالعات اسرائیل در دانشگاه تهران

۳۱۵/۴۲