به گزارش خبرنگار دفاعپرس از گلستان، شهید«غلام حسین رحمانی» در تاریخ دهم شهریور ۱۳۳۸ درخانوادهای مستاجر و فقیر در شهرستان بجنورد به دنیا آمد. پیش از مدرسه، او را به مکتبخانه فرستادند و سپس در دبستان منوچهری شهرستان علی آباد مشغول به تحصیل شد. علاقهی زیادی به مدرسه داشت. اوقات فراغت را به مسجد میرفت و یا به ورزش میپرداخت. در مقایسه با کودکان دیگر بسیار آرام و ساکت بود. اخلاق و رفتارش از دیگر فرزندان خانواده بهتر بود. دوره راهنمایی را در مدرسه سپهر شهرستان علی آبادگذراند. در این ایام در اوقات فراغتش را درکارهای ساختمانی به فعالیت میپرداخت. دوره متوسطه را در هنرستان پی گرفت و سال دوم متوسطه بود که در آزمون ورودی دانشسرا قبول شد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به شغل معلمی که آرزویش بود روی آورد و در دانشسرای تربیت معلم گرگان، تحصیلات خود را ادامه داد. در سال ۱۳۵۸ به عضویت سپاه در آمد. در سال ۱۳۵۸ با خانم فاطمه قزلسفلو با مهریهای معادل یکصد هزار تومان ازدواج کرد؛ و پس از ازدواج در روستای حاجی کلاته، زندگی مشترک خود را آغاز کردند.
در عملیات کربلای ۵ در کانال زوجی - در سمت راست کانال ماهی - ابتدا ترکش خورد و زخمی شد. او را روی برانکارد گذاشتند ولی در همان وضعیت نیروها را هدایت میکرد. ناگهان خمپارهای دیگر در نزدیکی او اصابت کرد که باعث متلاشی شدن سرش شد و روی برانکارد به شهادت رسید. حسین علی اشرفی نیز دربارۀ نحوۀ شهادت رحمانی در ۹ بهمن ۱۳۶۵ میگوید:رحمانی در علمیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه برای سرکشی نیروها آمده بود که هواپیماهای بعثی اقدام به پرتاب بمبهای خوشهای میکردند و او به بچهها روحیه میداد ناگهان لحظهای دیدم که نیروهای بسیجی زانوی غم به بغل گرفته و گریه میکنند. فهمیدم که او شهید شده است. سردار رحمانی با وجود متلاشی شدن گردان تحت فرماندهی از خط مقدم عقب نشینی نکرد و بعد از بیست و چهار ساعت مقاومت در منطقه شلمچه در عملیات کربلای ۵ با اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار این شهید در شهرستان علی آباد است.
وصیت نامه شهید غلام حسین رحمانی
دو چیز گرانبها «قرآن و عترت» را که پیامبر اسلام سفارش نموده است، جامه عمل بپوشانید. رمز پیروزی ما وحدت کلمه است و این وحدت را حفظ کنبد و با شرکت نمودن در نماز جمعه که بزرگترین سلاح ماست در مقابل دشمن مشت محکمی بر دهان ابر قدرتهای جهانخوار بزنید.
همیشه بیاد خدا باشید تا گرفتار هوای نفس نگردید، از اختلافات جزیی بخاطر رضای خدا و خون شهدا دست بردارید و از آنهاپرهیز کنید، آنهائیکه دست اندرکارند باید از افراد مخلص و صادق و با تقوا باشند تا بتوانند سیاست و دین اسلام را پیاده نمایند.
خداوندا.
این بنده حقیر و ضعیف و گنهکار را بیامرز و از گناهانش در گذر.
از تمامی ملت انقلابی میخواهیم پشتیبان ولایت فقیه باشند که ولایت فقیه استمرار راه انبیاست و از امام اطلاعت کنید و به سخنان گهرباراین بزرگ مرد که فقط برای خدا، به نفع مستضعفین جهان و بر علیه مستکبرین که رسالت خود را انجام میدهد به گوش داده و یاری دهنده باشید که انشاالله اسلام در سراسر جهان حاکم قرار گیرد و همیشه بیاد مستمندان و مستضعفان باشید و باید مانند امام حسین (ع) که مظهر فضیلت بود در مقابل دشمنان خدا و اسلام بپا خواسته و نابود نمائیند.
سخنی چند با پدرم: درود بر تو که چونان ابراهیم فرزند خویش را به فرمان خدای بزرگ به قربانگاه فرستادی بدان و آگاه باش که اسماعیلت هرگز از فرمان باری تعالی سرباز نمیزند و مرگ در راه خدا را جز سعادت نمیداند و زندگی را جز جهاد در راه عقیده درست نمیداند و شهادت را جز بهترین نعمتهای خداوند میداند.
پس بدانید که حیات دنیا هیچ ارزش ندارد و اصل ومهم حیات جاوید اخرویست.
مادرم: سلام بر تو که بلاخره بر احساس مادرانه ات پیروز شدی و فرزندت را روانه میدان نبرد کفار و مسلمین کردی و گفتی که تو را در راه خدا هدیه انقلاب اسلامی میکنم و وجود من به وجود تو افتخار میکنم که مادری از سلاله فاطمه زهرا هستی.
خواهرم: تو نیز زینب زمان باش و از هر چه هوس کردی بپرهیز و در راه خدا مبارزه کن.
برادر: را خدا بهترین و برترین راهاست پوینده و کوشنده در این راه باش.
همسرم: زندگی یک کلاس درس بیش نیست که انسان باید دیر ما زود امتحان پس دهد و اگر من داوطلب به جبهه برای حق و اسلام عازم شدم شاید موقع امتحانم فرا رسیده است.
«پس افتخار کن به خود ببال»
تو هم همانند زینب بردبار باش و سعی کن به تنها کودکم درس خداشناسی و ایثارگری بدهید تا اینکه در اینده فردی لایق و مفید برای جامعه باشد.
انتهای پیام/
∎