شناسهٔ خبر: 76932136 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

دنیا، نمونه‌ای برای اشتیاق به ابدیت

حجت‌الاسلام فاطمی‌نیا معتقد است خطای اصلی، رضایت دادن به متاع قلیل دنیا در برابر آخرت است. او تبیین می‌کند که دنیا نمونه‌ای از رحمت خداست تا ما را مشتاق حقیقت ابدی کند، نه اینکه در همین نمونه محدود متوقف شویم.

صاحب‌خبر -

صحیفه سجادیه تنها مجموعه‌ای از دعاها نیست، بلکه یک نقشه راه کامل برای چگونه زیستن است. اما برای پیمودن این مسیر، ابتدا باید بدانیم در کجای عالم ایستاده‌ایم. به همین منظور، سلسله گفتگوهایی را با حجت‌الاسلام سیدرضا فاطمی‌نیا، صحیفه پژوه و مدرس سطح عالی حوزه آغاز کرده‌ایم. ایشان در نخستین گام، به جای ورود مستقیم به ادعیه، به اصلاح یک خطای راهبردی در فهم ما از دین می‌پردازد؛ خطایی که تا حل نشود، درک عمیق صحیفه ممکن نیست. شما را به خواندن این بخش که سنگ‌بنای مباحث آینده است، دعوت می‌کنیم.

دنیا، نمونه‌ای برای اشتیاق به ابدیت

‌حجت‌الاسلام والمسلمین سیدرضا فاطمی‌نیا با اشاره به اهمیت تصحیح نگاه به دین، می‌گوید: یکی از حیاتی‌ترین مباحثی که باید برای هر فردی حل شود، فهم صحیح جایگاه دین در زندگی است. پاسخ ما به این پرسش که «دین کجای زندگی من قرار دارد؟»، جهت‌گیری تمام اعمال و افکار ما را مشخص می‌کند. متأسفانه در این زمینه با سه رویکرد مواجه هستیم که دو مورد از آن‌ها انحرافی و آسیب‌زاست. رویکرد نخست، دین را در تقابل کامل با زندگی دنیوی می‌بیند. طرفداران این دیدگاه، که اغلب متأثر از تجربه تلخ تاریخ غرب با کلیسا هستند، معتقدند دین مانع پیشرفت، شادی و رفاه است و باید آن را به کلی از صحنه اجتماع و زندگی فردی کنار گذاشت. این یک قیاس مع‌الفارق و اشتباهی بزرگ است، زیرا اسلام نه تنها با آبادانی دنیا مخالف نیست، بلکه برای آن برنامه‌ای دقیق و همه‌جانبه دارد.

او اضافه می‌کند: رویکرد دوم، نگاهی تفننی و حاشیه‌ای به دین دارد. در این دیدگاه، دین به یک سرگرمی معنوی یا یک مُسکن روحی برای اوقات دل‌تنگی تقلیل می‌یابد. این گروه دین را برای «فوق‌برنامه‌های» زندگی می‌پذیرند، نه به عنوان «اصل برنامه». به عبارت دیگر، دین را برای دلگرمی لحظه‌ای می‌خواهند، اما حاضر نیستند آن را به عنوان نقشه راه اصلی زندگی خود بپذیرند. این دو نگاه، چه دین‌ستیز و چه دین‌گریز، هر دو از درک حقیقت کارکرد دین در حیات بشر عاجزند و تصویری ناقص و کاریکاتورگونه از آن ارائه می‌دهند.

‌دین؛ برنامه جامع خوب زیستن

این کارشناس دینی در تبیین نگاه سوم و صحیح، بر ماهیت برنامه‌محور بودن دین تأکید کرده و می‌گوید: نگاه صحیح آن است که دین را «برنامه جامع خوب زیستن» بدانیم. اسلام نیامده است تا ما را از دنیا جدا کند؛ بلکه آمده تا به ما بیاموزد چگونه «درست» و «زیبا» زندگی کنیم. این یک خطای راهبردی است که حتی برخی متدینین نیز به آن دچار می‌شوند و تصور می‌کنند دین فقط برای آبادانی آخرت است. در حالی که منطق قرآن و اهل‌بیت(ع) این است که دین ابتدا دنیای انسان را سامان می‌دهد و از دل یک دنیای آباد و معنادار، آخرتی سعادتمند را نتیجه می‌دهد. آخرت، میوه درختی است که ریشه آن در همین دنیاست. اگر ریشه سالم و قوی نباشد، میوه‌ای نیز در کار نخواهد بود.

فاطمی‌نیا می‌افزاید: عظمت آخرت هرگز به معنای بی‌ارزشی دنیا نیست. قرآن کریم وقتی می‌فرماید: «وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الحَیَوانُ لَو کانوا یَعلَمونَ»(سوره عنکبوت، آیه ۶۴)، یعنی «و در حقیقت، این سرای آخرت است که زندگی واقعی است، اگر می‌دانستند»، در حال تنظیم مقیاس‌ها و اولویت‌هاست، نه نفی ارزش دنیا. این آیه به ما یادآوری می‌کند که به سطح محدودی از حیات دل نبندیم و افق دید خود را به ابدیت بگشاییم. دنیا ارزشمند است، اما ارزش آن ابزاری و مقدماتی است؛ همچون کلاس درسی که برای رسیدن به مقطعی بالاتر، ضروری و حیاتی است.

‌تحلیل روان‌شناختی دلبستگی به حیات

این استاد حوزه و دانشگاه با ورود به تحلیل روان‌شناختی این موضوع می‌گوید: خداوند یک کشش و علاقه ذاتی به زندگی را در نهاد ما قرار داده است. این علاقه به قدری نیرومند است که در روایات آمده انسان از هر چیزی خسته می‌شود جز از زندگی. امیرالمؤمنین(ع) در این زمینه می‌فرماید «و اعلموا انه لیس من شی ء الا و یکاد صاحبه یشبع منه و یمله الا الحیاة فانه لا یجد فی الموت راحة» یعنی توجه کنید که انسان سرانجام همه لذت‌های دنیا سیر می‌شود، جز لذت زندگی، برای این که هیچ شخصی در مرگ آسایش نمی‌بیند. حتی با افزایش سن و کاهش توانایی‌های جسمی، این میل به حیات در قلب انسان جوان‌تر می‌شود، چنانکه در حدیث نبوی آمده است: «قلب الشیخ شابٌ فی حب اثنین: طول الحیاة و حب المال». این علاقه فی‌نفسه منفی نیست؛ مشکل از جایی شروع می‌شود که این عشق عمیق، معطوف به سطح ناپایدار و محدود زندگی دنیوی شود و ما را از حقیقت وسیع‌تر حیات غافل کند.

ایشان اضافه می‌کند: این همان نقطه حساسی است که خداوند در قرآن با یک تحلیل روان‌شناسانه دقیق به آن اشاره می‌کند: «أَرَضیتُم بِالحَیاةِ الدُّنیا مِنَ الآخِرَةِ فَما مَتاعُ الحَیاةِ الدُّنیا فِی الآخِرَةِ إِلّا قَلیلٌ» (سوره توبه، آیه ۳۸). در این آیه، خداوند با لحنی عتاب‌آمیز اما حکیمانه می‌پرسد: «آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شدید؟ بهره این دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست». نکته کلیدی در کلمه «رضیتم» است؛ یعنی رضایت دادن به کم و قانع شدن به متاعی ناچیز در برابر گنجی بی‌نهایت. این رضایت به «قلیل»، ریشه تمام غفلت‌ها و انحرافات است.

‌دنیا؛ نمونه‌ای برای اشتیاق به ابدیت

این پژوهشگر دینی با استفاده از یک تمثیل، این رابطه را ملموس‌تر تبیین کرده و می‌افزاید: خداوند زندگی دنیا را همچون یک نمونه از رحمت بی‌پایان خود قرار داده تا ما را مشتاق و مشتری حقیقت ابدی کند. مانند فروشنده‌ای که طعم میوه‌ای را به شما می‌چشاند تا شما را برای خرید میوه ترغیب کند. خداوند با چشاندن لذت‌های محدود دنیا، خواسته ما را برای حقیقت بی‌نهایت خود نمک‌گیر کند. اما فاجعه زمانی رخ می‌دهد که ما به همان یک دانه میوه دل می‌بندیم و باغ را فراموش می‌کنیم. هوشمندی خداوند در طراحی این دنیا نیز دقیقاً در همین نکته است؛ او دنیا را به گونه‌ای خلق کرده که هرگز به طور کامل انسان را ارضا نکند.

حجت الاسلام فاطمی نیا در پایان این بخش می‌گوید: وجود مفاهیمی چون «مرگ»، «بیماری»، «پیری» و «فقدان» در ساختار زندگی، همگی نشانه‌هایی حکیمانه برای بیدارباش انسان هستند. اینها به ما یادآوری می‌کنند که اینجا قرارگاه دائمی ما نیست. آیه شریفه «وَ مَن نُعَمِّرهُ نُنَکِّسهُ فِی الخَلقِ أَفَلا یَعقِلونَ» (سوره یس، آیه ۶۸) که می‌فرماید «هر کس را عمر دراز دهیم، او را در آفرینش واژگونه کنیم؛ آیا نمی‌اندیشند؟»، یک قانونمندی دقیق روان‌شناختی و وجودی را بیان می‌کند. خداوند با بازپس‌گیری تدریجی توانایی‌ها، به انسان می‌فهماند که کمال مطلق در این جهان یافت نمی‌شود و باید به دنبال سرچشمه اصلی بود.