خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: سردار سرلشکر شهید «غلامحسین افشردی» مشهور به «حسن باقری»، از جمله فرماندهان نسل اول سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که نام او با شکلگیری ساختار اطلاعاتی و عملیاتی دفاع مقدس پیوند خورده است. فرماندهای جوان که در مدتزمانی کوتاه، از فعالیتهای انقلابی و رسانهای به یکی از طراحان اصلی عملیاتهای بزرگ جنگ ایران و عراق تبدیل شد و سرانجام در نهم بهمن ۱۳۶۱، در خط مقدم شناسایی عملیات، به شهادت رسید.
آغاز مسیری ناآرام
غلامحسین افشردی ۲۵ اسفند ۱۳۳۴ در تهران متولد شد. دوران کودکی و نوجوانی او در فضایی سپری شد که همزمان با تشدید فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در دهه ۴۰ و ۵۰ بود. پس از اخذ دیپلم ریاضی در سال ۱۳۵۴، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته دامپروری دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه آغاز کرد؛ اما حضور فعال او در فعالیتهای مذهبی و سیاسی، حساسیت مسئولان دانشگاه و گارد مستقر را برانگیخت.
دانشگاه، سیاست و نخستین تقابلها
فعالیتهای مذهبی و انقلابی غلامحسین افشردی در دانشگاه، خیلی زود او را در معرض برخوردهای امنیتی قرار داد. فضای ملتهب دانشگاهها در سالهای پایانی حکومت پهلوی، بستری برای تقابل نیروهای مذهبی و انقلابی با ساختار رسمی حاکم بود. در همین فضا، افشردی پس از حدود یکسال و نیم تحصیل، به دلیل فعالیتهای سیاسی از دانشگاه اخراج شد؛ رخدادی که مسیر زندگی او را بهطور جدی تغییر داد.
سربازی ناتمام و پیوستن به انقلاب
اسفند ۱۳۵۶، غلامحسین افشردی به خدمت سربازی اعزام شد و دوره آموزشی را در پادگان جلدیان نقده گذراند. پس از آن به ایلام منتقل شد؛ اما با اوجگیری نهضت انقلاب اسلامی و صدور فرمان تاریخی امام خمینی (ره) مبنی بر ترک خدمت سربازان، از پادگان خارج شد و به صف نیروهای انقلابی پیوست. با بازگشت امام خمینی (ره) به کشور، افشردی در کمیته استقبال از بنیانگذار انقلاب اسلامی حضوری فعال و مؤثر داشت. در روزهای پرالتهاب منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، غلامحسین افشردی به دلیل برخورداری از آموزشهای نظامی، نقش میدانی قابلتوجهی ایفا کرد. او به همراه اعضای خانواده و دوستانش در تصرف کلانتری ۱۴ و پادگان عشرتآباد (ولیعصر(عج) کنونی) مشارکت داشت؛ اقداماتی که بخشی از روند فروپاشی ساختار نظامی حکومت پهلوی در تهران محسوب میشد.
از کمیته انقلاب تا تحریریه «جمهوری اسلامی»
پس از پیروزی انقلاب، افشردی تا خرداد ۱۳۵۸ در کمیته انقلاب اسلامی و برخی نهادهای انقلابی فعالیت داشت. همزمان با انتشار روزنامه «جمهوری اسلامی»، همکاری خود را با این روزنامه آغاز کرد و در حوزههای مختلف، از جمله گزارشنویسی و تحلیل سیاسی، حضور فعالی داشت. در همین دوره، بنا به دعوت جنبش امل لبنان، بهعنوان خبرنگار این روزنامه سفری ۱۵ روزه به لبنان و اردن انجام داد و گزارش تحلیلی جامعی از وضعیت نابسامان مسلمانان منطقه تهیه کرد؛ گزارشی که نشاندهنده نگاه دقیق و تحلیلی او به تحولات منطقهای بود.
غلامحسین افشردی در خرداد ۱۳۵۸ موفق به اخذ دیپلم ادبی شد و در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کرد. او با رتبه ۱۰۴ در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران پذیرفته شد. حضور او در دانشگاه تهران نیز با فعالیتهای سیاسی و انقلابی همراه بود و در مقابله با تحرکات گروهکهای ضدانقلاب نقش فعالی ایفا کرد؛ حضوری که بار دیگر روحیه کنشگر و مسئولیتپذیر او را نشان میداد.
ورود به سپاه؛ تولد «حسن باقری»
اوایل سال ۱۳۵۹، غلامحسین افشردی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و فعالیت خود را در واحد اطلاعات آغاز کرد. در همین مقطع، نام مستعار «حسن باقری» برای او انتخاب شد؛ نامی که بعدها به یکی از شناختهشدهترین چهرههای نظامی دفاع مقدس بدل شد. مأموریتهای اولیه او عمدتاً در حوزه شناسایی و مقابله با گروهکهای منحرف و وابسته متمرکز بود. با آغاز جنگ تحمیلی، حسن باقری به منطقه جنوب اعزام شد و در اهواز، در پایگاه «منتظران شهادت» مستقر گردید. مأموریت اصلی او، جمعآوری اطلاعات دقیق از مواضع دشمن بود. او با دقت و وسواس، نقشههای مناطق عملیاتی را تهیه و وضعیت استقرار نیروهای بعثی را روی آنها پیاده میکرد. حضور میدانی در محورهای عملیاتی و شناسایی مستقیم، بخش جداییناپذیر از فعالیتهای او بود.
تحلیلگری که جنگ را پیشبینی میکرد
حسن باقری تنها به جمعآوری اطلاعات بسنده نمیکرد. توان بالای او در تحلیل دادهها و پیش بینی تحرکات دشمن، جایگاه ویژهای برایش ایجاد کرده بود. همرزمانش بارها به این نکته اشاره کردهاند که او قادر بود محرکات احتمالی دشمن را شناسایی و حتی زمان و مکان آنها را پیشبینی کند. همین ویژگی، نقش او را از یک افسر اطلاعاتی صرف فراتر برد. از اقدامات ماندگار شهید حسن باقری در این دوره، میتوان به پایهگذاری بایگانی اسناد جنگ، ترجمه اسناد بهدستآمده از دشمن و راهاندازی بخش شنود بیسیمهای ارتش بعث اشاره کرد. این اقدامات، برای نخستینبار یک ساختار منسجم اطلاعاتی را در جبهههای جنگ شکل داد؛ ساختاری که بعدها مبنای تصمیمگیریهای عملیاتی قرار گرفت.
از دارخوین تا طریقالقدس
با گسترش نقش عملیاتی، حسن باقری مسئولیتهای مهمی را برعهده گرفت؛ از جمله معاونت ستاد عملیات جنوب و فرماندهی محور دارخوین در عملیات ثامنالائمه. او همچنین در عملیات طریقالقدس بهعنوان معاون فرماندهی عملیات ایفای نقش کرد. حضور او در این عملیاتها، نشاندهنده اعتماد فرماندهان ارشد به توان مدیریتی و تحلیلی این فرمانده جوان بود. در عملیاتهای فتحالمبین و بیتالمقدس، حسن باقری فرماندهی قرارگاه نصر را برعهده داشت. در جریان عملیات بیتالمقدس، قرارگاه نصر با محاصره نیروهای دشمن در ناحیه شلمچه، نقش مؤثری در فروپاشی خطوط دفاعی ارتش بعث ایفا کرد؛ عملیاتی که در نهایت به آزادسازی خرمشهر انجامید و یکی از نقاط عطف دفاع مقدس محسوب میشود.
رمضان؛ آزمون فرماندهی در میدان آتش
پس از پایان عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر، طراحی عملیات رمضان در دستور کار فرماندهان جنگ قرار گرفت. در این مقطع، حسن باقری همچنان مسئولیت قرارگاه نصر را برعهده داشت. در مرحله نخست عملیات، این قرارگاه بهعنوان قرارگاه احتیاط پیشبینی شده بود؛ اما شرایط میدانی و شدت درگیریها، بهویژه پاتکهای سنگین ارتش بعث، معادلات از پیش طراحیشده را تغییر داد. در جریان عملیات رمضان، قرارگاه نصر بهتدریج وارد میدان عمل شد و نقش مؤثری در دفع پاتکهای دشمن ایفا کرد. حسن باقری با درک حساسیت وضعیت، تصمیم گرفت برای کنترل دقیقتر صحنه نبرد و تقویت روحیه نیروها، مقر تاکتیکی قرارگاه را به نزدیکی خطوط مقدم منتقل کند. استقرار مقر فرماندهی پشت خاکریزهای خط مقدم، تصمیمی کمسابقه بود که نشاندهنده نگاه میدانی و مسئولیتپذیر این فرمانده جوان بود. او تا تثبیت شرایط، شخصاً در همان محل حضور داشت و تحولات میدان نبرد را لحظهبهلحظه دنبال میکرد.

ارتقای یک فرمانده جوان
پس از پایان عملیات رمضان، حسن باقری با حکم فرماندهی کل سپاه بهعنوان فرمانده قرارگاه کربلا و جانشین فرماندهی کل در قرارگاههای جنوب منصوب شد. این انتصاب، بیانگر اعتماد کامل فرماندهان ارشد به توان مدیریتی، تحلیلی و راهبردی او بود؛ فرماندهای که هنوز از نظر سنی، در زمره جوانترین مدیران جنگ قرار داشت. در این مقطع، ساختار فرماندهی جنگ با پیچیدگیهای جدیدی مواجه شده بود. انتقال بخشی از تمرکز عملیاتی از جنوب به جبهه غرب، نیازمند نگاهی جامع و هماهنگ بود؛ نگاهی که حسن باقری تلاش میکرد با شناسایی دقیق زمین، دشمن و ظرفیتهای خودی، آن را محقق کند.
طراحی در سایه جابهجاییها
همزمان با اجرای عملیات «مسلمبنعقیل (ع)» در جبهه غرب، حسن باقری در قرارگاه کربلا مسئولیت سنگینی برعهده داشت. او با پیگیری مستمر وضعیت میدانی و بررسی تجربیات عملیاتهای پیشین، طرحریزی عملیات «محرم» را آغاز کرد. این عملیات، حاصل جمعبندی تجربیات رزمی و تلاش برای تطبیق تاکتیکها با شرایط جدید جغرافیایی و عملیاتی بود. پیگیری مداوم، جلسات فشرده طراحی و بررسی دقیق توان دشمن، از ویژگیهای مدیریتی حسن باقری در این مرحله بود. او معتقد بود که صرف تکرار الگوهای گذشته، پاسخگوی شرایط جدید جنگ نیست و باید با جسارت، روشهای تازهای را آزمود. جملهای که از او نقل شده است «این نوع جنگیدن به درد نمیخورد، باید به خود جرأت داد» بازتاب همین نگاه انتقادی و تحولخواهانه است.
شکلگیری سازمان رزمی سپاه
با انباشت تجربیات میدانی و نتایج حاصل از عملیاتهای مختلف، ضرورت ساماندهی ساختار سازمانی نیروهای سپاه بیش از پیش احساس میشد. در همین چارچوب، سازمان رزمی سپاه بهتدریج شکل گرفت و حسن باقری به دلیل شایستگیهای آشکار، بهعنوان جانشین فرماندهی یگان زمینی سپاه منصوب شد. این مسئولیت، فراتر از فرماندهی یک قرارگاه یا محور عملیاتی بود و نیازمند نگاهی کلان به توان رزمی، سازماندهی نیروها و هماهنگی میان یگانها بود. حسن باقری در این جایگاه نیز تلاش کرد با تکیه بر اطلاعات دقیق و تحلیل واقعبینانه، تصمیمسازیهای مؤثری انجام دهد. ویژگی برجسته حسن باقری، آغاز مسیر فرماندهی از حوزه اطلاعات بود. او جنگ را پیش از آنکه صرفاً در میدان نبرد ببیند، در نقشهها، گزارشها و تحلیلها دنبال میکرد. بایگانی اسناد جنگ، ترجمه مدارک بهدستآمده از دشمن و شنود بیسیمهای ارتش بعث، تنها اقدامات فنی نبودند؛ بلکه ابزارهایی برای ساخت یک تصویر جامع از میدان جنگ محسوب میشدند. همین نگاه اطلاعاتمحور، باعث شد تصمیمات عملیاتی او مبتنی بر شناخت دقیق دشمن باشد. بسیاری از همرزمانش معتقد بودند که تحلیلهای حسن باقری، در موارد متعددی مسیر عملیاتها را تغییر داد یا از بروز خسارات سنگین جلوگیری کرد.
صبح نهم بهمن؛ شناسایی در خط مقدم
نهم بهمن ۱۳۶۱، در حالی که کشور در آستانه دهه فجر قرار داشت، حسن باقری برای شناسایی و آمادهسازی عملیات «والفجر مقدماتی» به منطقه فکه اعزام شد. او به همراه تعدادی از فرماندهان و نیروهای سپاه، در خطوط مقدم چنانه و در سنگر دیدهبانی مستقر بود. شرایط منطقه بهگونهای بود که آتش خمپاره دشمن بهطور پراکنده اطراف سنگر فرود میآمد. حدود ساعت ۹ صبح، با وجود تصور کاهش دید دشمن به دلیل زاویه تابش آفتاب، گلوله خمپارهای بهطور مستقیم به سنگر اصابت کرد. شدت انفجار بهحدی بود که تمامی پنج نفر حاضر در سنگر بهشدت مجروح شدند.
در پی اصابت خمپاره، حسن باقری و مجید بقایی همچنان علائم حیاتی داشتند. مجید بقایی بهشدت مجروح شده و پایش قطع شده بود. آنها را بلافاصله بهوسیله یک جیپ از محل حادثه خارج کردند؛ اما دقایقی بعد، مجید بقایی به شهادت رسید. حسن باقری نیز بر اثر اصابت ترکشهای متعدد و موج انفجار، دچار آسیبهای جدی شده بود. در مسیر انتقال، ذکر «یا صاحبالزمان (عج)» و «یا حسین (ع)» بر زبان داشت. پس از رسیدن به مقر یگان امام رضا (ع)، تلاش شد با استفاده از آمبولانس و انتقال هوایی، او را به مرکز درمانی برسانند؛ اما بالگرد پس از فرود در اندیمشک، شاهد پایان زندگی فرماندهای شد که سالها پیش از سن و سالش، بار سنگین جنگ را بر دوش کشیده بود.
حسن باقری سرانجام در مسیر انتقال به بیمارستان به شهادت رسید. شهادتی که نه در اتاق فرماندهی، بلکه در خط مقدم شناسایی رقم خورد؛ همانجایی که او همواره بر حضور فرماندهان تأکید داشت. پیکر او بههمراه مجید بقایی و دیگر همرزمانش، یادآور نسلی از فرماندهان بود که جنگ را از نزدیک لمس میکردند. رهبر معظم انقلاب اسلامی، در توصیف جایگاه شهید حسن باقری، او را «استراتژیست نظامی» خواندهاند و تصریح کردهاند: «شهید حسن باقری بلاشک یک طراح جنگی است. هرکس منکر این معنا باشد، اطلاع ندارد؛ و الا کسی اطلاع داشته باشد، خواهد دید که واقعاً این جوان بیستوچند ساله یک طراح جنگ است... این مسیر حرکت از یک سرباز صفر به یک استراتژیست نظامی، یک حرکت بیست یا بیستوپنج ساله است؛ این جوان در ظرف دو سال این حرکت را کرده است.»
منبع:
«ملاقات در فکه» / سعید علامیان/ انتشارات سوره مهر
