جوان آنلاین: در بازخوانی حماسه انقلاب اسلامی با این پرسش روبهرو میشویم که با وجود گذشت دههها از پیروزی انقلاب، گاهی فاصله معناداری میان نسل امروز و ارزشهای انقلاب دیده میشود. یکی از دلایل آن در نظر کارشناسان اشکال در ارتباطگیری با جوان و نوجوان است. دکتر سیده نرگس موسوی، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با ما با تشبیه روح انسان به جسمی که نیازمند غذای پاک است، معتقد است دشمن با درک زبان نیازهای نسل نو، بر گرسنگی روحی آنها سوار شده است. او در ادامه با هشدار نسبت به رفتارهای سنتی و غلط میگوید: «ما برای ارتباط با فرزندان مان ژتون محدودی داریم. اگر این سرمایه را صرف مباحث و اختلاف نظرهای پیش پا افتاده کنیم، در لحظات بحرانی که باید بینش ارزشی و انقلابی را به آنها تزریق کنیم، دستمان خالی خواهد بود.» این کارشناس در پاسخ به دغدغههای والدین درباره تفاوت نسلها میافزاید: «بسیاری از بزرگترها معتقدند جوانان امروز با نسلهای پیشین تفاوتهای بنیادینی دارند. برخی نیز ناکامیهای خود را در قالب بازیهای جوانانه بروز میدهند، اما باید پذیرفت این تفاوت بین نسل ما و نسلهای پیشین کاملاً طبیعی است. به عنوان مثال، نسل دهه ۶۰ با دهه ۵۰ و دهه ۵۰ با دهه ۴۰ تفاوت داشتهاند. دلیل این امر، رشد و پیشرفتهای جامعه است که به ناچار منجر به عملکرد و رفتار متفاوت نسلها میشود.»
دنیای پیچیده و نامحدود نسل امروز
دکتر سیده نرگس موسوی با اشاره به شرایط خاص نسل امروز میگوید: «ما امروز شاهد رشد رسانهها به شکل گستردهای در میان نسل فعلی هستیم. فضای مجازی و سایر ابزارها، بچهها را در دنیایی رها میکنند که مرزهای آن مشخص نیست. آنها در این فضا میتوانند علم بیاموزند، ترفند یاد بگیرند یا انواع ارتباطات را تجربه کنند، هر آنچه بیشتر به میل و نیازشان میخورد. نکته مهم اینجاست که نوجوانان و جوانان به دلیل هیجانات بالا و ناقص بودن بخشی از پیش فرنتال مغزشان بسیاری از کارها را به صورت هیجانی و بر اساس نیازهای فوری انجام میدهند. این نیازها که ذاتاً در وجود هر انسانی نهادینه شده، متفاوت است و منابع دستیابی به آنها نیز تحت کنترل کامل والدین نیست.»
وی با تأکید بر مسئولیت والدین بیان میکند: «باید بدانیم تربیت کودک، پیش از تربیت خود او، با تربیت ما آغاز میشود. اگر میخواهیم فرزندمان را تربیت کنیم، ابتدا خودمان باید تربیت شده باشیم تا بتوانیم این مسیر را ادامه دهیم. گاهی اوقات ما چیزی را نداریم، اما همان نداشته را از فرزندمان انتظار داریم. در جلسات مشاوره گاهی میگویم شما خودتان دانشگاه نرفته و مسیر سخت تحصیل را طی نکردهاید، اما از فرزندتان انتظار دارید که حتماً این مسیر را برود. ما یک «بایدی» برای او تعریف میکنیم که خودمان پایبند آن نبودهایم.»
همدلی؛ کلید درک نسل جدید
این کارشناس در ادامه به تشریح نیازهای مشترک و راهکارهای گفتوگو میپردازد و میگوید: «البته برخی نیازها در گذشته و حال مشترک است، مانند نیاز بقا و نیازهای فیزیولوژیک، اما نیازهای ثانویه فرزندان امروز، مانند دیده شدن، پذیرش، محبت و گفتوگو با آنها اهمیت بالایی دارد. ما باید اصول گفتوگو را بلد باشیم. وقتی نوجوان یا جوان با ما صحبت میکند، نباید خود را در موضع قدرت قرار دهیم و بگوییم من پدرم، من معلم هستم یا من بزرگترم. حتی در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) داریم که آن حضرت فرمودند با کودکان سروکله بزنید، یعنی بزرگسال باید خودش را در جایگاه کودک قرار دهد.»
وی با بیان اینکه همدلی رمز ورود به دنیای نوجوانان است، توضیح میدهد: «باید با فرزندانمان همدلی داشته باشیم، گوش شنوا باشیم و ببینیم آنها چه میگویند و چه میخواهند. خود را جای آنها بگذاریم، از نگاه آنها به دنیا نگاه کنیم و با کفشهای آنها چند قدم راه برویم تا خواسته شان را دقیق درک کنیم. رفتار و حالات جوانان امروز در واقع یک فرصت است. اگر سکوت کنیم و صدای خودمان را خاموش کنیم تا صدای آنها را بشنویم، خیلی راحتتر میتوانیم نیازهایشان را برآورده کنیم. هر کلام و رفتاری از ریشه نیازهای ما برمیخیزد. اگر مهارت شنیدن را داشته باشیم، میتوانیم به راحتی حرف جوانان را بفهمیم.»
سیده موسوی در ادامه با اشاره به اهمیت تعریف درست از موفقیت میگوید: «گاهی اوقات تمام توجه ما معطوف به نیازهای اولیه است، در حالی که نیازهای ثانویه مانند امنیت روانی، مقبولیت نزد والدین و بزرگترها و نیاز به موفقیت و پیشرفت نیز حیاتی هستند. تعریف موفقیت هم برای هر فردی متفاوت است. گاهی موفقیت یک کودک در این است که تلویزیون را از جای خود پایین آورده و دوباره رها کرده است، یعنی توانسته است کاری انجام دهد که برای او یک دستاورد محسوب میشود. این موضوع ضرورت شناخت کامل فرزند و نیازهایش را دوچندان میکند. راهکارهای تربیتی برای هر فرد کاملاً متفاوت است و نمیتوان یک نسخه واحد برای همه پیچید. نکته حائز اهمیت این است که حتی کوچکترین موفقیت فرزندمان را ببینیم و آن را به زبان بیاوریم. نباید مدام به او بگوییم: «تو که هیچی نشدی، دیگر چیزی هم نمیشوی» و اعتمادبه نفس او را زیر پا بگذاریم. فرزندان ما نیازمند «داد و ستدهای عاطفی» هستند. باید یاد بگیریم توان محبت کردن و ابراز علاقه را در خودمان تقویت کنیم تا بتوانیم نیازهای عاطفی نسل جدید را برطرف کنیم.»
کلید ارتباط مؤثر، ایجاد امنیت و اعتماد
این کارشناس در بخش دیگری از صحبتهایش به کلید ارتباط مؤثر با نوجوان اشاره میکند و میگوید: «کنار نکاتی که گفته شد، برای اینکه بتوانیم خودمان را به نوجوان نزدیک و حرفمان را اثرگذار کنیم، باید یک اصل مهم را در نظر بگیریم: ما با کسی راحت ارتباط برقرار میکنیم که حس خوب و امنیت را در کنار او تجربه کنیم. نوجوان و جوان نیز همین درک و احساس را دارد.»
او با هشدار نسبت به نقض حریم خصوصی میافزاید: «گاهی اوقات ما بدون اجازه وارد حریم خصوصی زندگی نوجوان میشویم و خودمان را محق میدانیم. این کار اشتباه است. برای برقراری رابطه خوب، باید چشمهایمان را روی برخی مسائل ببندیم و با درک متقابل به او نزدیک شویم. رابطه خوب زمانی شکل میگیرد که طرف مقابل به ما اعتماد و حس کند ما یک «حامی» واقعی هستیم؛ کسی که میتواند حمایت روانی، عاطفی و معنوی او را به عهده بگیرد. وقتی کنار او مینشینیم و او حس آرامش و خوشایندی میگیرد، میتوانیم نیازهای عاطفیاش را برطرف کنیم و رابطهای زیبا بسازیم.»
این روانشناس در ادامه شرایط لازم برای یک گفتوگوی سازنده را اینگونه تشریح میکند: «وقتی فرزند به ما اعتماد و حس امنیت پیدا کرد، آنگاه با ما گفتوگو میکند، نیازها و ناکامیهایش را بیان میکند و میداند که قضاوتش نخواهیم کرد. ما باید او را با احترام بپذیریم، نه اینکه همیشه در مسند نصیحت، مقایسه، انتقاد و تهدید باشیم. جملاتی مثل «من در زمان تو بودم» یا «پدرت در زمان تو اینطور نبود»، دیگر کارساز نیستند. این حرفها دیگر نقش بازی نمیکنند و نوجوان و جوان امروز آنها را نمیپذیرد.»
درک زبان نسل جدید و چالشهای تربیتی در برابر توطئههای دشمن
وی با بیان اینکه دشمن زبان نسل جدید را بهتر از ما میفهمد، تأکید میکند: «مسئله نوجوانان و جوانان واقعاً موضوعی مهم و گسترده است. آن کشور کفر و معاند، متوجه نیازهای جوان امروز شده و دقیقاً بر اساس آن عمل میکند. آنها زبان نسل جوان را فهمیدهاند و با همان زبان با آنها صحبت میکنند تا آنها را جذب کنند. ما نیز باید زبان آنها را بفهمیم.»
سیده موسوی در ادامه میافزاید: «متأسفانه گاهی دیده میشود برخی با رفتارهای خود باعث ایجاد «اسلامهراسی» میشوند و فاصله بین جوانان و دین به مرور شکل میگیرد، ولی بسیاری از والدین به دلیل درگیری مشکلات و گرفتاریهای روزمره در فرایند تربیت و ارتباط با نسل جدید با مشکل مواجهاند.»
مدیریت فرصتها و ژتونهای ارتباطی
این روانشناس درباره راهکارهای گذر از بحران نوجوانی میگوید: «حال که باید ارتباط خوبی با فرزندانمان داشته باشیم، باید بدانیم که سالهای نوجوانی و جوانی، سختترین سالها برای همزیستی والدین و فرزندان است. هر دو طرف با چالشهای خاصی در این رابطه روبهرو هستند. جدا از مسائل اقتصادی، ما واقعاً باید «دل به دل» دهیم و حواسمان به علایق آنها باشد. علاقهمندیهای فرزند را باید مثبت ببینیم و قدمی به سمت آن برداریم. حتماً کوچکترین تلاشهای آنها را تشویق کنیم و «وقت باکیفیت» برایشان بگذاریم. ساعت حضور فعال کافی است. همچنین باید به «نیاز به استقلال» آنها توجه کنیم. مدام نگوییم تو نمیتوانی، تو نمیخواهی. کارهایی را به آنها بسپاریم. باید حتی بچهها را در زمانی که خودمان هستیم، گاهی یتیم کنیم! یعنی اگر زمانی نباشیم فرزندمان متکی به داشتههایشان کارهایشان را انجام دهند.»
این کارشناس با تأکید بر مدیریت فرصتها و ایجاد بینش میگوید: «ما برای ارتباط با نوجوان و جوان «ژتون» و فرصت محدودی داریم و نمیتوانیم فرصتهایمان را صرف هر چیز پیش پاافتادهای کنیم. هر فرصتی را باید برای اتفاقی عظیمتر نگه داریم. مثلاً پدر و مادری هر روز با پسرشان دعوا دارند که پایش را روی میز گذاشته یا ساعت ۱۱ شب به خانه آمده است. بهتر است آن ژتون را خرج تمیزی او نکنید، بلکه وقتی ساعت ۱۱ شب به خانه برمیگردد، بگویید: تو حق نداری این ساعت به خانه بیایی چون: «ما قانون داریم.» قانون را بولد کنید نه ساعت ۱۱ شب را. بگذارید فرصتها را برای چیزهایی خرج کنید که ضرورت و اهمیت بیشتری دارد و بینش به او بدهید. در ارتباط مؤثر، امنیت ایجاد کنیم و حتماً به او درباره خطرها و اتفاقاتی که ممکن است رخ دهد «بینش» بدهیم. ما همیشه کنار جوانمان نیستیم، اما اگر این بینش در وجودش نهادینه شود و در ناخودآگاهش جای بگیرد، در مواقع بحرانی خودش میگوید: «اینجا ممکن است خطا کنم یا آسیب ببینم.» نقش والدین در این برونده بسیار مهم است. فرزند باید احساس کافی بودن و ارزشمند بودن داشته باشد و بداند که میتواند کارهایی را انجام دهد. مسیر نوجوانی تا جوانی بسیار سخت است و رسیدن به مقصد و گذر از این گذار دشوار است. والدین باید در کنار فرزند باشند. آموزش و پرورش، محیط درسی، فضای مجازی و بازیها، همه مثل تکههای یک پازل در کنار هم کمک میکنند تا یک نوجوان از این گذار عبور کند و به سلامتی به جوانی برسد.»
اهمیت انتقال ارزشها و معنویت
سیده موسوی بر اهمیت تغذیه روح تأکید میکند: «فراتر از نیازهای مادی باید به نیازهای معنوی نیز توجه کنیم. از منظر روانشناسی، انتقال معنویت و ارزشهای ملی و دینی به نسل جدید، تأثیری عمیق و بنیادین بر سلامت روان آنها دارد. من همیشه میگویم روح ما همانند بدن به غذا نیاز دارد و غذای روح، همان معنویت، ارزشها و اعتقادات است. روح انسان نمیتواند گرسنه بماند. وقتی جسم گرسنه میشود، برای سیر شدن هر کاری میکند، روح نیز همین گونه است. اگر با خوراک معنوی سیر نشود، ممکن است برای سیر کردن آن گرسنگی، به سمت هر باور و ارزش پوچی برود و هر چیزی را جذب خود کند که متأسفانه شاهد نمونههایی از آن هستیم.»
وی با اشاره به تهدیدات فضای مجازی میگوید: «غذای روح برای روان ما الزامی است. اگر والدین از زمان تربیت فرزند بدون نادیده گرفتن تأثیرات محیطی که پیشتر به آن اشاره شد، این ارزشها را منتقل کنند، میتوانند سپری دفاعی در برابر آسیبها ایجاد کنند. بچهها با فضای مجازی وارد جهانی لایتناهی میشوند و به واسطه کنجکاوی ممکن است به هر جایی کشیده شوند. اما اگر من ارتباط سالمی با فرزندم داشته باشم، میتوانم همانطور که برای سلامت جسمش غذای سالم فراهم میکنم، غذای روح و معنویت را نیز از زمان کودکی و حتی دوران جنینی به او منتقل کنم تا در برابر انحرافات مصون بماند.»