شناسهٔ خبر: 76930961 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جوان | لینک خبر

گفت‌وگوی «جوان» با حسام‌الدین برومند کارشناس حقوق بین‌الملل

«دیپلماسی قضایی» گزینه راهبردی حقوقی ایران علیه امریکا است

یکی از وظایفی که مسئولان جمهوری اسلامی در عرصه جهانی برای دفاع از ایران و آشکار کردن ماهیت وابستگی فتنه اخیر به امریکا دارند، احقاق حقوق ایران و همچنین محرز کردن جرم ترامپ و همدستانش مانند رژیم‌صهیونیستی در راه‌اندازی پروژه تروریستی علیه مردم برای افکار عمومی جهان است

صاحب‌خبر -

جوان آنلاین: یکی از وظایفی که مسئولان جمهوری اسلامی در عرصه جهانی برای دفاع از ایران و آشکار کردن ماهیت وابستگی فتنه اخیر به امریکا دارند، احقاق حقوق ایران و همچنین محرز کردن جرم ترامپ و همدستانش مانند رژیم‌صهیونیستی در راه‌اندازی پروژه تروریستی علیه مردم برای افکار عمومی جهان است. رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود تأکید کردند که شکست دادن امریکا و رژیم‌صهیونیستی در فتنه اخیر ناکافی است و مسئولان باید بر پاسخگو کردن مسببان بین‌المللی اهتمام ورزند. ایشان فرمودند: «امریکا باید پاسخگو باشد. باید دستگاه‌های مختلف ما از وزارت خارجه و دستگاه‌های گوناگون دیگر، دستگاه‌های مرتبط با این کار، دنبال کنند این قضیه را» و افزودند: «بدتر از مجرمان داخلی، مجرمان بین‌المللی‌اند، آنها را هم رها نمی‌کنیم. باید با شیوه‌های خودش، با روش درست، این کار دنبال بشود، تعقیب بشود و به توفیق الهی ملّت ایران همان‌طور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنه‌گر را هم باید بشکند.» در همین رابطه با حسام‌الدین برومند، کارشناس حقوق بین‌الملل گفت‌وگویی داشتیم تا چگونگی روند پیگیری حقوق ایران و همچنین اعلام جرم علیه ترامپ را به لحاظ حقوق بین‌الملل بررسی کنیم. 
 
به نظر شما، چه موارد و مستنداتی در فتنه اخیر وجود دارد که با رجوع به آن می‌توان از حقوق پایمال‌شده ایران دفاع و از نظر حقوقی با استفاده از آنها، امریکا و همدستانش در این غائله را مجرم معرفی کرد؟
در مورد حوادث و جنایات تروریستی که در دی‌ماه در کشور ما رخ داد، اگر بخواهیم به لحاظ حقوقی و با نگاه حقوقی به ماجرا نگاه کنیم، اولین نکته این است که ماهیت این اقدامات را مورد بررسی و شناسایی دقیق قرار دهیم. آنچه اتفاق افتاد، در واقع فراتر از ماجرای اعتراضات بود؛ ابتدا با اعتراضاتی روبه‌رو بودیم که از سوی برخی اصناف انجام شد. اعتراض بحقی هم بود. دولت و حاکمیت این اعتراضات را پذیرفت و صریحاً اعلام کرد که باید برای راه‌حل مشکلات، اقدام عاجلی انجام شود، اما دشمن سوار بر این اعتراضات شد و ماجرا را به اغتشاش و حتی فراتر از آن، به یک جنگ شهری و تروریسم خیابانی تبدیل کرد. ما با صحنه‌هایی مواجه بودیم که فراتر از اغتشاش بود؛ صحنه‌هایی از خرابکاری، آتش‌زدن، حمله به اماکن دولتی و مذهبی، قرآن‌سوزاندن و حمله به مساجد. این وقایع همگی فراتر از اعتراض و حتی اغتشاش بود و نشان می‌داد افرادی آموزش‌دیده، اقدامات تروریستی خشن انجام می‌دهند. حجم سلاح‌هایی که در دست آنان بود، نشان می‌داد این رویداد‌ها سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی شده بوده است، به همین خاطر ماهیت این وقایع که یک جنگ شهری تروریستی بود، نکته اول است. دوم اینکه پشت پرده این جنگ تروریستی کاملاً آشکار است. همه شواهد و قرائن نشان می‌دهد امریکا و رژیم‌صهیونیستی پشت این ماجرا بودند؛ هم می‌خواستند به نوعی انتقام شکستی را که در جنگ ۱۲روزه از ایران خورده بودند، بگیرند و هم می‌خواستند به زعم خودشان اغتشاش و یک تروریسم شهری خشن ایجاد کنند تا انسجام ملی را تحت‌الشعاع قرار دهند و کشور دچار هرج‌ومرج شود و برنامه‌های بعدی خود را عملیاتی کنند، اما آنچه همه شواهد و قرائن از جمله فیلم‌ها، تصاویر، دستگیری‌ها و بازداشت‌های فراوان نشان می‌دهد، این است که پشت این صحنه، امریکایی‌ها، رژیم‌صهیونیستی و گروه‌های تروریستی مانند سازمان منافقین و گروه‌های ضدایرانی، از کومله و جریانات مشابه تا گروه‌های کوچک تروریستی مانند ری‌استارت‌ها، حضور داشتند که همگی با هدفی واحد این اقدامات را انجام دادند، بنابراین آنچه روشن است اینکه علاوه بر ماهیت ماجرا، پشت صحنه این وقایع رسماً دشمن و گروه‌های تروریستی بودند و مشخصاً رژیم‌صهیونیستی و امریکا مجرم اصلی این وقایع هستند و باید مسئول و پاسخگوی خسارات، جنایات و خون‌هایی باشند که ریخته شده است. ما با مجرمان بین‌المللی مواجه هستیم؛ مجرمانی که رژیم‌ها و دولت‌هایی هستند که صریحاً رو به آدم‌کشی و جنایت آورده‌اند و سابقه آنان در تمام چند سال اخیر نیز همین بوده است. نکته سوم این است که به لحاظ حقوقی، اقداماتی که امریکا و ترامپ شخصاً انجام داد، از توییت‌هایی که زد و دعوت به فراخوان کرد تا دخالت در امور کشور، ترامپ را به عنوان فاعل معنوی جرم قرار می‌دهد، یعنی اگر تروریست‌ها و مزدوران فاعل مادی این جرم بودند و در صحنه حضور داشتند و اقدامات جنایت‌آمیز انجام دادند، فاعل معنوی و مسبب اصلی ماجرا ترامپ است و ترامپ مجرم اصلی در وقایع اخیر کشورمان است. نکته چهارم این است که امریکایی‌ها و رژیم‌صهیونیستی به طور کلی اعتقادی به مبانی حقوق بین‌الملل و حقوق بشر ندارند. آنها تنها به جنایت و آدم‌کشی، البته در پوشش شعارهایی، چون «صلح از طریق قدرت» متوسل می‌شوند. در عمل، امریکایی‌ها کاملاً همه قوانین بین‌المللی را زیر پا گذاشته‌اند. این جنایتی که اتفاق افتاد، خلاف منشور ملل متحد بود: اصل احترام به حقوق کشورها، اصل عدم‌مداخله در کشورها، اصل عدم‌توسل به زور. همه این موارد در مواد ۲ و ۴ منشور ملل متحد صریحاً بیان شده است، البته امریکایی‌ها همه اینها را نقض کردند. به عبارت دیگر، ما با یک قانون جنگل مواجه هستیم که رژیم امریکا و رژیم‌صهیونیستی دارند به عناوین مختلف و با ترفند‌ها و سناریو‌های متعدد، هر آنچه می‌توانند و می‌خواهند را به خاطر غارت کشور‌ها و دست‌اندازی به منابع و انرژی کشور‌ها انجام می‌دهند، همچنان که در ونزوئلا دیدیم که رئیس‌جمهور یک کشور را مورد ربایش قرار دادند. 

 با توجه به ظرفیت‌های بین‌المللی، ایران با چه ابزار‌هایی می‌تواند علیه امریکا اعلام جرم کند؟
به لحاظ حقوق بین‌الملل، ما می‌توانیم به دیوان بین‌المللی دادگستری شکایت کنیم. از آنجا که دولت‌ها در آنجا مسئولیت دارند، بر اساس قاعده مسئولیت دولت‌ها، هم می‌توانیم خواهان محکومیت جنایاتی که امریکا انجام داده است، باشیم و هم مطالبه خسارت کنیم، اما واقعیت ماجرا این است که خیلی نباید به این نهاد‌های بین‌المللی امید داشت، چراکه این نهاد‌ها متأسفانه کارکرد‌های خود را از دست داده‌اند و زیر سلطه امریکا هستند. اگر همین جنایت‌هایی که انجام شده، با بازداشت‌ها و دستگیری‌هایی که انجام شده است و اطلاعاتی که به دست می‌آید و دلایل و ادله‌ای که فراهم می‌شود، ثابت شود که در واقع جنایت علیه بشریت و نیز تجاوز در این صحنه اتفاق افتاده است، ایران می‌تواند به دیوان کیفری بین‌المللی نیز مراجعه کند.