شناسهٔ خبر: 76929132 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: طرفداری | لینک خبر

حمله اولتراهای ناپولی به هواداران چلسی؛ دو نفر راهی بیمارستان شدند

گروهی 30 نفره از هواداران ناپولی پیش از آن‌که منتظر تماشای یک مسابه فوتبال باشند، چهره شهر ناپل را ویران کرده‌اند.

صاحب‌خبر -

طرفداری | چلسی از هوادارانش خواسته است پیش از تقابل امشب با ناپولی، به‌تنهایی در سطح شهر تردد نکرده و از پوشیدن لباس‌ها یا نمادهای باشگاه‌ها خودداری کنند. موضوع به خشونت هواداران افراطی ناپولی در ایتالیا مرتبط است.

به گزارش مت لاو، دو هوادار چلسی پس از حمله فیزیکی اولتراهای ناپولی با «پیچ‌گوشتی» و «جسم تیز» زخمی شده و راهی بیمارستان شده‌اند. باشگاه چلسی این موضوع را تایید کرده و با مقامات یوفا تماس گرفته است. برای ۲۵۰۰ هوادار چلسی که بلیت این مسابقه را در اختیار دارند، سرویس حمل‌ونقل رایگان با اسکورت پلیس در نظر گرفته شده تا رفت‌وآمد آن‌ها به ورزشگاه دیه‌گو آرماندو مارادونا در امنیت کامل انجام شود.

یکی از هواداران چلسی که دوستش با پیچ‌گوشتی مورد حمله قرار گرفته، از لحظات «به‌شدت هولناک» یورش گروهی از اولتراهای ناپولی به آن‌ها پرده برداشته است. آدام که به همراه دوستش، مارکوس، به ایتالیا سفر کرده بود، در این مورد می‌گوید:

ما هفت نفر بودیم. بعد از صرف پیتزا در یک رستوران، نوشیدنی خوردیم. هیچ‌کدام لباس یا نمادی از چلسی نداشتیم؛ نه رنگ آبی، نه شعار، نه آواز. تصمیم گرفتیم به یک «بار» که دوستا‌ن‌مان آنجا بودند، برویم. مسیر حدود ده دقیقه پیاده‌روی داشت. همه‌چیز آرام و دوستانه بود؛ نه سر و صدایی، نه صحبت فوتبالی، نه اشاره‌ای به چلسی. 

آدام می‌گوید خیلی زود آرامش و زیبایی شهر ناپل از بین رفت:

در مسیر، وارد یک خیابان فرعی شدیم و ناگهان با گروهی حدوداً ۳۰ نفره روبه‌رو شدیم. نیمی ازشان صورت‌هایشان را پوشانده بودند. بلافاصله شروع کردند به فریاد زدن و پرسیدن اینکه اهل کجا هستید. همان لحظه همه فهمیدیم که اوضاع خطرناک است. افراد جلویی شروع به دویدن کردند، اما آن‌ها مارکوس را از شانه گرفتند و متوقفش کردند. مارکوس فکر می‌کرد تنها می‌خواهند حرف بزنند، اما ناگهان متوجه شد با پیچ‌گوشتی به پایش ضربه زده‌اند. چاقو نبود، اما درد شدیدی داشت و به‌وضوح آسیب‌زننده بود. یکی دیگر از دوستان‌مان هم کاپشنش با جسم تیزی بریده شد.

او در پایان می‌گوید:

لحظات واقعاً وحشتناکی بود. در آن شرایط، بدترین سناریوها به ذهنت هجوم می‌آورد؛ این حس که ممکن است همه‌تان یکی‌یکی مورد حمله قرار بگیرید و کسی در امان نماند. نمی‌دانم برای تماشای بازی به ورزشگاه می‌رویم یا نه؛ احساس خوبی نداریم و واقعاً نمی‌دانیم چقدر می‌توانیم احساس امنیت کنیم.