هفتههاست که اینترنت در ایران دیگر صرفا «قطع» نشده؛ از ۱۸ دیماه، عملا با پدیدهای مواجهایم که میتوان آن را ناپدید شدن اینترنت نامید. وضعیتی فراتر از یک اختلال کوتاهمدت یا محدودیت مقطعی. بیش از سه هفته، زندگی دیجیتال میلیونها نفر در حالت تعلیق قرار گرفت؛ بیآنکه توضیحی شفاف، یکدست و قابل اتکا از سوی نهادهای مسئول ارائه شود. هر روز یک وعده تازه شنیده میشود و در نهایت، هیچکدام به نتیجهای مشخص ختم نمیشود.
حالا که دسترسی به اینترنت، هرچند بهصورت نیمبند و ناپایدار، دوباره برقرار شده، میتوان به وضعیت بازار سخت افزار ایران نگاه کرد. برای درک عمق بیثباتی، حتی نیازی به تحلیل پیچیده نیست. سادهترین مثال، نوسان قیمت یک گوشی پرچمدار است. آیفون ۱۷ که در ابتدای دیماه با قیمتی در حدود ۱۲۰ میلیون تومان معامله میشد، در فاصلهای کوتاه و همزمان با قطعی اینترنت و تشدید التهاب بازار، تا مرز ۲۲۰ میلیون تومان هم پیش رفت. این جهش، فقط نتیجه افزایش نرخ ارز نبود؛ بلکه حاصل قطع ارتباط با بازار جهانی، مجهول بودن شرایط واردات و کمبود محصولات بود.
اما اینترنت فقط ابزار ارتباطی یا سرگرمی نیست. برای بسیاری از کسبوکارها، اینترنت همان شریان حیاتی است که بدون آن، کل سیستم از کار میافتد. بازار سختافزار، بهویژه در حوزه گیمینگ و تجهیزات دیجیتال، از نخستین بخشهایی است که با قطع اینترنت عملا فلج میشود. ثبت سفارش، ارتباط با تأمینکننده، قیمتگذاری لحظهای، فروش آنلاین، خدمات پس از فروش و حتی پاسخگویی ساده به مشتری، همگی به اینترنت وابستهاند.
در این میان، کسبوکارهای نوپا بیشترین آسیب را میبینند. مجموعههایی که سرمایه محدودتری دارند و امنیت مالی برای چند هفته نامشخص است. اختلال در دادوستد، کاهش یا توقف تأمین کالا، افزایش ناگهانی قیمتها و بیثباتی شدید بازار، مثل دومینو به تمام بخشها سرایت میکند؛ از لپتاپ و قطعات سختافزاری گرفته تا موبایل، کنسول بازی و لوازم جانبی. وقتی اینترنت نباشد، بازار نهتنها رشد نمیکند، بلکه حتی توان نفس کشیدن هم ندارد.
حتی پلتفرمهای فروش آنلاین بزرگ هم از این بحران در امان نماندهاند. به گفته فعالان بازار، فروش در بسترهایی مثل دیجیکالا به کسری از ظرفیت واقعی خود رسیده است. فروش حضوری هم، حتی در مراکز اصلی بازار کامپیوتر، افتی جدی را تجربه کرده و در برخی روزها به حدود یکپنجم حالت عادی رسیده است. بازاری که زمانی شلوغ و پرجنبوجوش بود، حالا در سکوت و بلاتکلیفی فرو رفته است.
در عین حال، بحران بازار سختافزار فقط به اینترنت محدود نمیشود. نوسان شدید و غیرقابل پیشبینی نرخ ارز، فشار مضاعفی بر واردکنندگان وارد کرده است. واردات قانونی تجهیزات IT، با در نظر گرفتن هزینههای جانبی، تعرفهها و ریسکهای موجود، به دلارهایی با قیمتهای سرسامآور گره خورده؛ وضعیتی که برخی فعالان را ناخواسته به سمت مسیرهای غیررسمی سوق میدهد. نتیجه این چرخه، چیزی جز آشفتگی بیشتر بازار نیست؛ بازاری که نه فروشنده در آن احساس امنیت میکند و نه خریدار به قیمت و اصالت کالا اطمینان دارد.
اما فراتر از اعداد، نمودارها و گزارشهای اقتصادی، این وضعیت اثرات عمیقتری هم دارد. اینترنت برای بسیاری از مردم، فقط ابزار کار یا خرید نیست؛ راه ارتباط با جهان، منبع آگاهی و حتی پناهی برای فرار موقت از فشارهای روزمره است. بازیهای آنلاین، پلتفرمهای ویدیویی، شبکههای اجتماعی و حتی یک جستوجوی ساده در گوگل، بخشی از زیست مدرن ما شدهاند. وقتی همه اینها ناگهان از دسترس خارج میشوند، جامعه فقط دچار خسارت اقتصادی نمیشود؛ بلکه آسیب روانی هم میبیند.
حتی اگر اینترنت به وضعیت پیشین بازگردد، اثر این چند هفته بهسادگی پاک نخواهد شد. اعتماد از دسترفته، کسبوکارهای زمینگیرشده و بازار سختافزاری که به بیثباتی مزمن عادت داده شده، همگی هزینههایی هستند که جبرانشان زمانبر خواهد بود.
∎