به گزارش خبرگزاری آنا، تحولات اخیر کشور نشان میدهد که ایران بار دیگر در معرض یک جنگ ترکیبی تمامعیار قرار گرفته است؛ جنگی که ضلع اصلی آن در عرصه روایت، ادراک و مهندسی افکار عمومی طراحی شده است. ااین شرایط نتیجه فعالسازی شبکهای هماهنگ از رسانههای معاند، اتاقهای فکر امنیتی و بازوهای عملیات روانی دشمن است.
نقش رسانههای برونمرزی فارسیزبان و جریانهای وابسته به دشمن، برجسته و تعیینکننده است. آنان با استفاده از تکنیکهای کلاسیک جنگ شناختی، تلاش میکنند مرز میان حقیقت و دروغ را مخدوش کرده و با ایجاد فضای احساسی، قدرت تحلیل عقلانی مخاطب را کاهش دهند. تصویر پیوست، بهدرستی این فرآیند را «قربانیکردن حقیقت» توصیف میکند.
یکی از محوریترین ابزارهای دشمن، مهندسی احساسات از طریق خبرسازی هدفدار است. طرح ادعاهای بزرگ، تکاندهنده و اغلب تأییدنشده مانند کشتار سیستماتیک با هدف ایجاد شوک روانی و تحریک واکنشهای هیجانی انجام میشود. تجربههای گذشته نشان داده است که این تکنیک، مقدمهای برای مشروعسازی فشارهای خارجی و حتی اقدامات خصمانه بعدی است.
از تحریف واقعیت تا تولید روایت
تحریف واقعیت و وارونهسازی حقیقت، مرحله بعدی این عملیات رسانهای است. دشمن با انتخاب گزینشی تصاویر، حذف زمینههای واقعی حوادث و برجستهسازی یکسویه برخی وقایع، تلاش میکند تصویری غیرواقعی از صحنه داخلی کشور ارائه دهد. نمونههایی مانند روایتسازی دروغین از وقایع برخی مراکز درمانی یا امنیتی، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
در کنار تحریف، بمباران اطلاعاتی بهعنوان یک تاکتیک مکمل عمل میکند. تکرار مستمر یک روایت خاصحتی اگر نادرست باشددر طول شبانهروز، بهتدریج آن را به «واقعیت ذهنی» برای بخشی از مخاطبان تبدیل میکند. تمرکز افراطی بر آمارهای غیرمستند از کشتهها و مجروحان، بدون اشاره به نقش گروههای مسلح و آشوبطلب، مصداق روشن این روش است.
هدف نهایی این فرآیند، تولید خشم اجتماعی هدایتشده و سوقدادن جامعه به سمت دوقطبیسازی خطرناک است. دشمن بهخوبی آگاه است که امنیت ملی ایران، بر پایه انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی استوار است؛ ازاینرو، تضعیف این مؤلفهها در دستور کار اصلی جنگ روانی قرار دارد.
تطهیر آشوب و تخریب حاکمیت
یکی از خطرناکترین ابعاد عملیات رسانهای دشمن، بازنمایی معکوس مظلوم و ظالم است. در این چارچوب، گروههای تروریستی و عناصر مسلح که مستقیماً امنیت و جان مردم را هدف قرار میدهند، بهعنوان «معترض» یا «کنشگر مدنی» معرفی میشوند و در مقابل، نظام بهعنوان عامل خشونت تصویرسازی میشود. این وارونگی مفهومی، بستر مشروعیتبخشی به آشوب را فراهم میکند.
این در حالی است که شواهد میدانی و اعترافات علنی برخی عناصر دستگیرشده، از سازمانیافتگی و هدایت خارجی حکایت دارد. پیوند آشکار میان اتاقهای فکر رسانهای، جریانهای اپوزیسیون خارجنشین و سرویسهای امنیتی دشمن، نشان میدهد که مسئله صرفاً یک بحران داخلی نیست، بلکه بخشی از یک سناریوی فشار حداکثری چندلایه علیه ایران است.
در چنین شرایطی، هوشیاری رسانهای، تقویت جهاد تبیین و ارتقای سواد رسانهای جامعه، اهمیتی دوچندان مییابد. تصویر مورد تحلیل، بهدرستی هشدار میدهد که میدان اصلی نبرد امروز، میدان روایتهاست. خنثیسازی تهدیدات دشمن، بیش از هر چیز نیازمند انسجام ملی، روایتگری دقیق و اعتماد به عقلانیت جمعی جامعه است؛ مؤلفههایی که در مقاطع حساس تاریخی، بارها امنیت و ثبات کشور را تضمین کردهاند.
انتهای پیام/