شناسهٔ خبر: 76928493 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: مهر | لینک خبر

خرده‌روایت‌های مهر از دی‌ماه زخمی/۶۱

از جداسازی صفوف تا جاسازی موادآتش‌زا در جوی آب

یزد - در میان هیاهوی جمعیت، عملیات شبانه خرابکاران با چهره‌هایی پوشیده آغاز شد، با مواد آتش‌زایی که از جوی آب بیرون کشیدند، شعله‌های ویرانگری را به سوی اموال عمومی نشانه رفتند.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری مهر - گروه استان‌ها: صدای شلوغی جمعیت بلند شد، معلوم بود گروهی سیاهی لشکر آماده بودند. برخی از روی ناآگاهی آمده بودند، شاید هم آمده بودند برای اعتراض به گرانی اما شعارها شبیه اعتراض به گرانی نبود.

در میانشان چهره‌هایی دیده می‌شد که به دنبال چیز دیگری بودند. چهره‌ها اصلا موجه نبود. سوز سرمای شب‌های یزد طاقت‌فرساست، اما دختران و زنان با پوشش نامناسب در میان جمعیت دیده می‌شدند. نمی‌دانم چگونه خانواده‌های خود را با این وضع به خیابان آورده بودند.

مردمی که ۴۷ سال پیش با ایمان و پشتوانه الهی قیام کردند، کجا و این جمعیت کجا. آن نسل در مسیر درست بود، اما اینان حتی از پس امور خود برنمی‌آیند، به چهره‌ها نمی‌خورد دانشی از جامعه، تاریخ، علم و دین داشته باشند چگونه می‌خواهند نظامی را ... ؟

جمعیت سه چهار دسته بود؛ که با فاصله از هم حرکت می‌کردند، دسته اول و دوم بیشتر بودند، اما خرابکاران در گروه سوم و چهارم بودند و تعدادشان خیلی کمتر بود و چهره‌هایشان هم پوشیده بود. از میدان معلم شروع کرده بودند، ماشین پلیس، مینی‌بوس نیروی انتظامی و موتور انتظامی را آتش زدند، آتش به جان مغازه پیتزافروشی و بانک داخل میدان هم افتاده بود.

وقتی به اداره‌کل تبلیغات رسیدند، سنگ‌ها به ساختمان روانه شد. با چهره پوشیده چند بار از پشت با آجر به شیشه‌های ایستگاه اتوبوس زد، اما نشکست. رفت وسط خیابان و از آنجا پرتاب کرد و تمام شیشه‌ها یک‌جا خرد خرد شد. مگر می‌شود اهل این سرزمین بود و اموالی را که از مال مردم ساخته شده تا سرپناهی برایشان باشد، خراب کرد؟

ناگهان دیدم چند نفر از زیر پل کنار باغچه بلوار پاکنژاد، بطری‌های بنزین را بیرون آوردند. از قبل مواد لازمشان را آورده بودند جاساز کرده بودند؛ کوکتل مولوتوف‌ها به سمت اداره کل تبلیغات روانه شد به طرح دیواری حاج قاسم و آیت‌الله مصباح هم زدند، یکی از بطری‌ها در باغچه افتاد و شعله‌ها به جان درختان انگور و فضای سبز افتاد.

تمام کسانی که تخریب می‌کردند، چهره‌هایشان پوشیده بود. مردم عادی فقط دست می‌زدند و شعار می‌دادند؛ خرابکاران اما پشت سپر جمعیتی مردم پنهان شده بودند و تخریب می‌کردند.

از آن شب که چه چیزهایی ندیدم، هر چند معترض به گرانی هستم و حقوق‌ها کفاف نمی‌دهد و سخت است؛ اما به همسرم گفتم می‌شود کمتر خورد؛ اما اگر نعمت امنیت نباشد حتی لحظه‌ای امکان زندگی نیست.