گروه اقتصادی: رئیس پیشین اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران گفت: کتاب در یک رکود وحشتناک قرار دارد و بازار کتاب کشش افزایش قیمت را ندارد. اثر این وضعیت این است که به مرور کتاب جدید بیرون نمیآید و صنعت نشر از بین میرود، اگرچه بهنظرم تا الان هم خیلی از بین رفته است.
این ناشر با بیان اینکه تصمیم کلان حذف ارز ترجیحی صرفاً و حداقل برای مورد موضوع بحث (کتاب) یک اقتصاد باثبات است نه اقتصادی با شرایط کشورمان، اظهار کرد: نمیتوانیم قواعد اقتصاد سالم را در شرایط نامتوازن و بدون ثبات ارز کشورمان اجرا کنیم. اینکه بگوییم بر اساس اقتضائات کشور و مسائل علمی همه چیز باید آزاد انجام شود، درست است و من نیز طرفدار این موضوع هستم اما به چه شرطی؟ به شرط اینکه اقتصاد روند باثباتی را طی کند، یعنی ارز کشور در هفت تا ۱۰ سال تغییری نکرده باشد و تولیدکننده بتواند تمام سعی خود را برای خلق ثروت بگذارد نه خلق اسکناس.
حسنپور با اشاره به کاهش تیراژ کتاب و رسیدن آن به ۲۰۰ نسخه برای کشوری با جمعیت ۹۲ میلیونی، گفت: میگویند کتابخوان نداریم، مخالف این نیستم که میزان کتابخوان ما کم است ولی نه آنقدر! مخاطب هر فرصتی که برایش فراهم شده و کالا با قیمت مناسب فراهم بوده و توانش رسیده، کتاب خریده است. این مسئله نشان میدهد علاقه به کتاب وجود دارد اما مخاطب توانایی خرید ندارد.
او همچنین با بیان اینکه در این شرایط نیز از فرمی که به کار میرود استفاده صحیح نمیکنیم، گفت: آقای رئیسجمهور فرمودند، یارانه را از اول زنجیره تولید گرفته به مصرفکننده دادیم تا عدالت را تا میتوانیم رعایت کنیم، این میتوانست منطقی هم باشد و به نکاتی اشاره کردند که نشان میداد با کارشناسان اقتصادی گپوگفت داشتهاند، اینکه گفته شد اولین عارضه تصمیمگیری نقصان و تضعیف شدید نقدینگی تولیدکنندههاست. چون به واردکننده برای واردات کالا ارزی را پرداخت میکردید که او کالا را ارزانتر در اختیار تولیدکننده بگذارد، حالا این پول حذف شده است، در نتیجه کالا با قیمت زیادی در اختیار تولیدکننده قرار میگیرد.
باید این را در نظر داشت که تولیدکننده سرمایه در گردش دارد؛ مثلاً ناشر میتوانست با ۱۰۰ میلیون تومان ۱۰ کتاب منتشر کند، اما الان با این مبلغ یک تا دو کتاب میتواند منتشر کند. اما آنجا که عرض کردم هر حوزه متفاوت است، بحث ما این است آخر زنجیره یعنی مصرفکننده در حال حاضر اگر حمایتی هم از او بشود به سمت کتاب نمیرود! این وجهه تخصصی کتاب و جایگاهش در سبد کالایی خانوادههاست. و اینکه حکمرانی چقدر برای این موضوع اهمیت قائل است بحثی جداست.
این ناشر ادامه داد: اثر این وضعیت این است که به مرور کتاب جدید بیرون نمیآید و صنعت نشر به مرور از بین میرود، اگرچه بهنظرم تا الان هم خیلی از بین رفته است. با اطلاعی که من دارم برخی از ناشران توانایی ایستادن ندارند و ناشرانی که محکم بودند میگویند ما کار جدید منتشر نمیکنیم و فقط کارهای پیشین را تجدید چاپ میکنیم. ناشران کار دیگری نمیتوانند انجام دهند. به طور مثال من کاغذی برای کتابی خریداری کرده بودم، خب تولید این کتاب فرایند داشت و باید هم تعداد چاپ میشد، از زمانی که کاغذ را گرفتم تا زمانی که از صحافی بیرون آمد، قیمت کاغذ ۲ برابر شد. یعنی اگر من کتاب را چاپ نمیکردم و فقط کاغذ را نگه میداشتم و ۲ هفته صبر میکردم، یک سود تضمینشده داشتم. چه اتفاقی میافتد؟ من اگر میتوانستم ۱۸۰۰ نسخه چاپ کنم الان میتوانم ۹۰۰ تا چاپ کنم!
او با بیان اینکه ارز ترجیحی برای کاغذ مسکن نبوده است تأکید کرد: در شرایط اقتصاد باثبات میتوانید تصمیم اقتصادی کلان بگیرید. نمیخواهم کسی را محکوم کنم. صحبتم این است که شرایط اقتصادی ما بهگونهای است که چنین اجازهای را به ما نمیدهد. این تصمیم یعنی از بین بردن تولید در تمام حوزهها و نه صرفا کتاب. صحبتم این است که همه چیز باید با همهچیز بخواند. اگر توانستید ارزش پول را ثابت نگهدارید، این فرمول جواب میدهد و نیازی به سوبسید نیست. این درباره اقتصاد صرف بود.
اما روی صحبت ما اقتصاد فرهنگ است. بگذارید با مثال بگویم. ما پروژههای راهسازی داریم، کدام شرکت خصوصیای مثلا پروژه ریلسازی راهآهن تهران _ مشهد را قبول میکند؟ پاسخ مشخص است. هیچ شرکت خصوصیای نمیتواند ۲۰ سال سرمایهگذاری کند تا ۲۰ سال بعد هم بهرهبرداری کند. در این موارد خود دولتها این کار را انجام میدهند زیرا بخش خصوصی چنین نقدینگیای ندارد، البته دولت میتواند بهرهوری را آرام آرام با شرایطی مانند دریافت کرایه به شرکتهای خصوصی واگذار کند اما درباره فرهنگ این موضوع حادتر است.
او با اشاره به اینکه حتی در کشورهای سرمایهداری به کتاب و فرهنگ بودجه میدهند و آن را جزء هزینههای کشور میدانند گفت: در این کشورها در حوزه فرهنگ مشارکت ۵۰ درصدی دارند و به کتاب و فرهنگ یارانه میدهند و کمتر کشوری است که در مسائل فرهنگی یارانه پرداخت نکند، زیرا فرهنگ زیرساخت اجتماعی دارد.
هومان حسنپور درباره اینکه درحال حاضر باید چه کنیم، توضیح داد: در کوتاهمدت شوکی که به قسمتهای دیگر وارد شده، به قسمت فرهنگ وارد نکنیم و جلویش را بگیریم. بهنظرم اصلا کتاب کشش این کار را ندارد زیرا احتمالا در هفتههای آینده با افزایش مجدد قیمت کاغذ و در نتیجه کتاب روبهرو خواهیم بود. بهنظرم باید در کوتاهمدت به شکلی به فکر موضوع کاغذ، نقدینگی تولیدکنندگان و بسته حمایتی فرهنگی برای قسمت آخر زنجیره باشیم و اجازه دهیم این اتفاقات آرام آرام در نشر حل شود تا شوک بزرگی وارد نشود.
اگر امتیازی را از ابتدای چرخه به انتهای چرخه میبریم تا عدالت را رعایت کنیم، کمبود نقدینگی را با درصد بسیار ناچیز بانکی جبران کنیم. یعنی برای تولیدکننده کتاب راهحلی داشته باشید تا نقدینگی او تأمین شود، آن هم با توجه به شرایط آنها، نه پروتکلهای بانکداری سودهای ۲۰ درصد و ۲۷ درصد، زیرا ناشر توانایی این کار را ندارد و در واقع رکود این اجازه را به او نمیدهد. و روندهایی که عرض کردم تسریع ببخشیم.
∎
به گزارش ایسنا، هومان حسنپور، ناشر و رئیس پیشین اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، درباره تأثیر تکنرخی شدن ارز و به تبع آن حذف ارز ترجیحی کاغذ بر نشر کتاب در کشورمان گفت: اینکه نظام ارزی کشور به سمت سیاستگذاری آزادسازی باشد جزء سیاستهای کلان اقتصادی بوده و حوزهای و موضعی نیست، اما آثاری که در قسمتهای مختلف اقتصادی میگذارد متفاوت است. از طرف دیگر رفتار، انگیزه و توان مصرفکننده کالا و ضرورت حفظ توان مصرفکننده برای کالاهای مختلف نیز مهم است و اینکه درباره کتاب، واقعاً کتاب در سبد کالای خانواده چه سهمی دارد؟
او با تأکید بر اینکه کتاب در یک رکود وحشتناک قرار دارد، بیان کرد: باید ببینیم این رکود حاصل کدام برآیند است. خب قیمت کتاب همینطور بالا میرود و علاوه بر ناشران، کتابفروشان و موزعان نیز از این موضوع تأثیر میگیرند. کتاب قابلیت کشسانی افزایش قیمت کالاهای دیگر را ندارد؛ اگر ارز روغن، ۲۰ درصد افزایش پیدا میکند، حاصلش افزایش ۵۰ درصدی قیمت روغن میشود اما درباره کتاب کشش بازار یا کشش سبد کالای مخاطب این اجازه را به ما نمیدهد. چه اتفاقی میافتد؟ هزینههای تولید بالا میرود اما تولیدکننده نمیتواند متناسب با افزایش هزینهها، قیمت کتاب را افزایش دهد. از سوی دیگر کتابفروش نمیتواند قیمت کالای خود را متناسب با افزایش هزینههای جاری، تغییر دهد و همینطور ورودی مالی شما عقب میافتد.
حسنپور با بیان اینکه وضعیت شوکآور افزایش قیمت کتاب حاصل از نهادههای تولید باعث کاهش فروش آن میشود و با اشاره به فرایند تولید کتاب که از قلم نویسنده و مترجم آغاز شده و تا چاپ و صحافی ادامه دارد، گفت: افزایش قیمت و کاهش فروش بر روی همه عناصر تولید و توزیع کتاب اثر میگذارد و با یک تصمیم اقتصادی همهچیز دگرگون میشود، زیرا مخاطب یا مصرفکننده نهایی یا آن کالا را نمیخواهد و یا اگر بخواهد توانایی خرید آن را ندارد. زمانی که تمام ذهن و فکر مخاطب مسائل دیگر میشود، به کتاب فکر نمیکند. سیاستگذار باید فکر کند اگر امتیازی را حذف میکند، همان تأثیر منطقی اقتصادی را در تمام حوزهها دارد که در یک اقتصاد سالم میگذارد یا نه؟
حسنپور با بیان اینکه وضعیت شوکآور افزایش قیمت کتاب حاصل از نهادههای تولید باعث کاهش فروش آن میشود و با اشاره به فرایند تولید کتاب که از قلم نویسنده و مترجم آغاز شده و تا چاپ و صحافی ادامه دارد، گفت: افزایش قیمت و کاهش فروش بر روی همه عناصر تولید و توزیع کتاب اثر میگذارد و با یک تصمیم اقتصادی همهچیز دگرگون میشود، زیرا مخاطب یا مصرفکننده نهایی یا آن کالا را نمیخواهد و یا اگر بخواهد توانایی خرید آن را ندارد. زمانی که تمام ذهن و فکر مخاطب مسائل دیگر میشود، به کتاب فکر نمیکند. سیاستگذار باید فکر کند اگر امتیازی را حذف میکند، همان تأثیر منطقی اقتصادی را در تمام حوزهها دارد که در یک اقتصاد سالم میگذارد یا نه؟
حسنپور با اشاره به کاهش تیراژ کتاب و رسیدن آن به ۲۰۰ نسخه برای کشوری با جمعیت ۹۲ میلیونی، گفت: میگویند کتابخوان نداریم، مخالف این نیستم که میزان کتابخوان ما کم است ولی نه آنقدر! مخاطب هر فرصتی که برایش فراهم شده و کالا با قیمت مناسب فراهم بوده و توانش رسیده، کتاب خریده است. این مسئله نشان میدهد علاقه به کتاب وجود دارد اما مخاطب توانایی خرید ندارد.
او همچنین با بیان اینکه در این شرایط نیز از فرمی که به کار میرود استفاده صحیح نمیکنیم، گفت: آقای رئیسجمهور فرمودند، یارانه را از اول زنجیره تولید گرفته به مصرفکننده دادیم تا عدالت را تا میتوانیم رعایت کنیم، این میتوانست منطقی هم باشد و به نکاتی اشاره کردند که نشان میداد با کارشناسان اقتصادی گپوگفت داشتهاند، اینکه گفته شد اولین عارضه تصمیمگیری نقصان و تضعیف شدید نقدینگی تولیدکنندههاست. چون به واردکننده برای واردات کالا ارزی را پرداخت میکردید که او کالا را ارزانتر در اختیار تولیدکننده بگذارد، حالا این پول حذف شده است، در نتیجه کالا با قیمت زیادی در اختیار تولیدکننده قرار میگیرد.
باید این را در نظر داشت که تولیدکننده سرمایه در گردش دارد؛ مثلاً ناشر میتوانست با ۱۰۰ میلیون تومان ۱۰ کتاب منتشر کند، اما الان با این مبلغ یک تا دو کتاب میتواند منتشر کند. اما آنجا که عرض کردم هر حوزه متفاوت است، بحث ما این است آخر زنجیره یعنی مصرفکننده در حال حاضر اگر حمایتی هم از او بشود به سمت کتاب نمیرود! این وجهه تخصصی کتاب و جایگاهش در سبد کالایی خانوادههاست. و اینکه حکمرانی چقدر برای این موضوع اهمیت قائل است بحثی جداست.
این ناشر ادامه داد: اثر این وضعیت این است که به مرور کتاب جدید بیرون نمیآید و صنعت نشر به مرور از بین میرود، اگرچه بهنظرم تا الان هم خیلی از بین رفته است. با اطلاعی که من دارم برخی از ناشران توانایی ایستادن ندارند و ناشرانی که محکم بودند میگویند ما کار جدید منتشر نمیکنیم و فقط کارهای پیشین را تجدید چاپ میکنیم. ناشران کار دیگری نمیتوانند انجام دهند. به طور مثال من کاغذی برای کتابی خریداری کرده بودم، خب تولید این کتاب فرایند داشت و باید هم تعداد چاپ میشد، از زمانی که کاغذ را گرفتم تا زمانی که از صحافی بیرون آمد، قیمت کاغذ ۲ برابر شد. یعنی اگر من کتاب را چاپ نمیکردم و فقط کاغذ را نگه میداشتم و ۲ هفته صبر میکردم، یک سود تضمینشده داشتم. چه اتفاقی میافتد؟ من اگر میتوانستم ۱۸۰۰ نسخه چاپ کنم الان میتوانم ۹۰۰ تا چاپ کنم!
او با بیان اینکه ارز ترجیحی برای کاغذ مسکن نبوده است تأکید کرد: در شرایط اقتصاد باثبات میتوانید تصمیم اقتصادی کلان بگیرید. نمیخواهم کسی را محکوم کنم. صحبتم این است که شرایط اقتصادی ما بهگونهای است که چنین اجازهای را به ما نمیدهد. این تصمیم یعنی از بین بردن تولید در تمام حوزهها و نه صرفا کتاب. صحبتم این است که همه چیز باید با همهچیز بخواند. اگر توانستید ارزش پول را ثابت نگهدارید، این فرمول جواب میدهد و نیازی به سوبسید نیست. این درباره اقتصاد صرف بود.
اما روی صحبت ما اقتصاد فرهنگ است. بگذارید با مثال بگویم. ما پروژههای راهسازی داریم، کدام شرکت خصوصیای مثلا پروژه ریلسازی راهآهن تهران _ مشهد را قبول میکند؟ پاسخ مشخص است. هیچ شرکت خصوصیای نمیتواند ۲۰ سال سرمایهگذاری کند تا ۲۰ سال بعد هم بهرهبرداری کند. در این موارد خود دولتها این کار را انجام میدهند زیرا بخش خصوصی چنین نقدینگیای ندارد، البته دولت میتواند بهرهوری را آرام آرام با شرایطی مانند دریافت کرایه به شرکتهای خصوصی واگذار کند اما درباره فرهنگ این موضوع حادتر است.
او با اشاره به اینکه حتی در کشورهای سرمایهداری به کتاب و فرهنگ بودجه میدهند و آن را جزء هزینههای کشور میدانند گفت: در این کشورها در حوزه فرهنگ مشارکت ۵۰ درصدی دارند و به کتاب و فرهنگ یارانه میدهند و کمتر کشوری است که در مسائل فرهنگی یارانه پرداخت نکند، زیرا فرهنگ زیرساخت اجتماعی دارد.
هومان حسنپور درباره اینکه درحال حاضر باید چه کنیم، توضیح داد: در کوتاهمدت شوکی که به قسمتهای دیگر وارد شده، به قسمت فرهنگ وارد نکنیم و جلویش را بگیریم. بهنظرم اصلا کتاب کشش این کار را ندارد زیرا احتمالا در هفتههای آینده با افزایش مجدد قیمت کاغذ و در نتیجه کتاب روبهرو خواهیم بود. بهنظرم باید در کوتاهمدت به شکلی به فکر موضوع کاغذ، نقدینگی تولیدکنندگان و بسته حمایتی فرهنگی برای قسمت آخر زنجیره باشیم و اجازه دهیم این اتفاقات آرام آرام در نشر حل شود تا شوک بزرگی وارد نشود.
اگر امتیازی را از ابتدای چرخه به انتهای چرخه میبریم تا عدالت را رعایت کنیم، کمبود نقدینگی را با درصد بسیار ناچیز بانکی جبران کنیم. یعنی برای تولیدکننده کتاب راهحلی داشته باشید تا نقدینگی او تأمین شود، آن هم با توجه به شرایط آنها، نه پروتکلهای بانکداری سودهای ۲۰ درصد و ۲۷ درصد، زیرا ناشر توانایی این کار را ندارد و در واقع رکود این اجازه را به او نمیدهد. و روندهایی که عرض کردم تسریع ببخشیم.