قبول، در شرایطی که اینترنت میتواند به مسئلهای مرتبط با امنیت ملی تبدیل شود، اعمال محدودیت یا مدیریت آن شاید در کوتاهمدت توجیهپذیر به نظر برسد. اما پرسش اصلی اینجاست که تا چه زمانی قرار است با هر بحران و هر اتفاقی، سادهترین راهحل، فشردن دکمه قطع اینترنت باشد؟ دکمهای که خاموش و روشن شدنش، فقط در ۱۸ روز، طبق آمار رسمی، ۹۰ همت خسارت مستقیم به اقتصاد کشور وارد کرده است.
۹۰ همت خسارت به اقتصاد کشور، تنها روی کاغذ نیست؛ ۹۰ همت یعنی خسارت مستقیم به مردم.
یعنی فروشگاهی که سفارش میگیرد، اما نمیتواند پاسخ مشتری را بدهد.
یعنی کسبوکارهای کوچکی که تمام ویترینشان یک صفحه اینستاگرام یا یک سایت فروش آنلاین است و با قطع اینترنت، عملاً کرکرهشان پایین کشیده میشود.
۵ همت خسارت روزانه یعنی چه؟
یعنی برنامهنویسی که پروژه خارجی دارد، اما بهدلیل اختلال، تحویلش عقب میافتد و اعتماد کارفرما را از دست میدهد.
یعنی فریلنسرهایی که درآمدشان دلاری است و در جهانی رقابتی، تنها با یک «عدم دسترسی»، از بازار حذف میشوند.
یعنی استارتاپهایی که ماهها برای جذب سرمایه مذاکره کردهاند، اما با چند روز قطعی، ریسکپذیری سرمایهگذار را به صفر میرسانند.
اقتصاد دیجیتال، اقتصادی نیست که بتوان آن را با کلید قطع و وصل اداره کرد. در جهانی که بازار فناوری داغ است و رقابت ثانیهای پیش میرود، هر ساعت اختلال، معادل عقبافتادن چند قدمی از رقباست؛ عقبافتادنی که جبرانش به این سادگیها نیست.
شاید وقت آن رسیده بهجای تکرار راهحلهای پرهزینه و کوتاهمدت، به دنبال مدیریت هوشمند، راهحلهای فنی دقیقتر و تصمیمهایی با حداقل آسیب به اقتصاد و معیشت مردم باشیم. اینترنت، دیگر یک ابزار لوکس یا حاشیهای نیست؛ ستون فقرات اقتصاد امروز است و هر ضربه به آن، مستقیم به زندگی مردم وارد میشود.