به گزارش شهرآرانیوز، مدتهاست «آب» فراتر از یک منبع طبیعی به مسئلهای راهبردی برای همه ما تبدیل شده است. در سرتاسر جغرافیای کشور، خشکسالی بلای جانمان شده و در سطح استانی با کمبود یک میلیارد مترمکعب آب، وضع از این هم حساستر است. در این شرایط که افت شدید سفرههای آب زیرزمینی، زمین زیر پایمان را در خود فرو میکشد و ناترازی، از نیروگاهها تا خانههایمان را در خطر قرار داده است، بیش از همه «مدیریت مصرف» ضرورت پیدا میکند. بر همین اساس، در این گزارش به بررسی وضعیت صنایع آببر در استان میپردازیم؛ از فولاد و سیمان تا واحدهای غذایی و معدنی که همچنان در استان احداث میشوند تا به قیمت چند فرصت شغلی، منابع محدود آب را بیش از پیش در خطر و تهدید قرار دهند.
تولید، پنجهدرپنجه بحران آب
خیلی وقت است مکانیزاسیون کشاورزی و اصلاح الگوی کشت به کلیدواژه مشترک مسئولان تبدیل شده است. ساده بگوییم؛ مختصر و مفیدش همین میشود که مثلاً کشت برنج در کرمان، کشت هندوانه در سیستان و بلوچستان و کشت چغندر در خراسان رضوی دیگر انجام نشود، چون این محصولات، بهشدت وابسته به آب هستند و بهتر است برداشت آنها به مناطق شمالی یا غربی کشور محدود شود که از منابع آب کافی بهرهمند هستند. چنین رویکردی در صنعت نیز وجود دارد و تولید اقلیم محور، همان الگوی کلانی است که در همه قوانین بالادستی از قانون توزیع عادلانه آب تا مواد ۳۷ تا ۴۱ قانون برنامه هفتم توسعه و اسناد آمایش سرزمینی وجود دارد.
محسن خنداندل، رئیس کمیسیون خدمات فنی و مهندسی اتاق بازرگانی خراسان رضوی، در گفتوگو با شهرآرانیوز بیان کرد: صنایع آببر به صنایعی گفته میشود که در فرایند تولید، خنککاری، شستوشو یا فرآوری مواد اولیه، مصرف آب بسیار بالایی دارند و بخش قابلتوجهی از منابع آب را استفاده یا آلوده میکنند. نمونههای ملموس آن هم میشود صنایع فولاد و فلزات، صنایع پتروشیمی و پالایشگاهها، صنایع کاغذ و خمیرکاغذ، صنایع نساجی و رنگرزی، صنایع غذایی خاص مانند قند و شکر یا نوشیدنیها و البته سیمان و نیروگاههای حرارتی.
وی افزود: ضرورت رعایت اصول آمایش سرزمینی در حوزه صنعت، دلایل مختلفی دارد. در واقع، اگر میگوییم صنایع آببر نباید در مناطق خشک و نیمهخشک فعال شوند، یک دلیل مهمش این است که محدودیت منابع آبی بر هزینه تمامشده تولیدشان هم تأثیر میگذارد. به همین دلیل، بیتوجهی به موضوع مدیریت صنایع آببر میتواند تأثیر مستقیم بر بازار و معیشت مصرفکنندگان هم داشته باشد.
صنایع آببر استان و بیتوجهی مسئولان
۱۹ فروردین امسال بود که در سفر معاوناول رئیسجمهور به استان، مجتمع بزرگ «خیام سپهر فولاد» در نیشابور افتتاح شد. فراتر از سرمایهگذاری ۴۵ میلیون یورویی بخش خصوصی یا اشتغالزایی مستقیم برای ۳۰۰ نفر، موضوع مهم هم این بود که از این به بعد در این مجتمع، سالیانه ۶۰۰ هزارتن مقاطع فولادی تولید خواهد شد. چرا این مهم است؟ چون براساس استانداردهای جهانی، برای تولید هر تن فولاد به ۳۰ مترمکعب آب نیاز است که در نتیجه، فقط همین کارخانه در یک منطقه بسیار خشک حدود ۱۸ میلیون مترمکعب آب مصرف خواهد کرد.
رئیس کمیسیون خدمات فنی و مهندسی اتاق بازرگانی خراسان رضوی در این باره بیان کرد: براساس آخرین گزارش کارشناسی، حدود ۸۱ درصد از مصرف آب استان ما مربوط به بخش کشاورزی است، ۱۳ درصد در حوزه آب شرب و بهداشت مصرف میشود و ۶ درصد هم به صنعت اختصاص دارد. در این شرایط، اگرچه بهرهوری مصرف آب در ۸۰ واحد صنعتی خراسان رضوی به ۵۰ تا ۷۰ درصد رسیده و الگوی بازچرخانی آب در ۹۰ درصد صنایع استان اجرا شده، اما به دلیل کسری منابع آبی در استان، تقاضای صنایع بزرگ به حدی جدی است که سهم قابلتوجهی از پروژه انتقال آب خلیجفارس به خراسان رضوی، به صنایع اختصاص یافته است.
وی افزود: دقیق بگوییم، کل مصرف آب بخش صنعت در استان، سالیانه حدود ۷۴ میلیون مترمکعب است که ۶۳ میلیون مترمکعب از این مقدار، مربوط به خارج از شهرکها و نواحی صنعتی است؛ البته برآورد کارشناسی به ما میگوید نیاز آبی صنعت فقط در صنایع مشهد و حاشیه آن به بیش از ۹۰ میلیون مترمکعب رسیده است؛ یعنی چه؟ یعنی نیاز آبی صنایع استان در آینده بازهم بیشتر از امروز خواهد بود که باید فکری به حال آن کرد.
راه چاره چیست؟
البته این فکری که باید به حال صنایع آببر کرد، قرینههای دقیق علمی و کارشناسی دارد. استفاده از آبهای غیرمتعارف یا همان پسابهای صنعتی و شهری، بهینهسازی مصرف آب، استفاده از سیستمهای بازچرخانی در خطوط تولید، تعیین سقف مصرف آب برای صنایع با شاخصهای آببری، تمرکز صنایع خاص بر مناطق کمخطر آبی، حفظ و احیای منابع آب برای پایداری صنعتی، ایجاد بازار مبادلهای آب برای صنایع و البته حاکمیت اطلاعات و پایش مداوم، میتواند کشور ما را هم از این چالش نجات دهد.
این طور هم نیست که فکر کنید راهکارهای اینچنینی همیشه برای صنایع هزینهبر است. درست است که صاحبان واحدهای صنعتی باید دست در جیبشان کنند و زیرساختهای فنی بازچرخانی، اصلاح و بهینهسازی را به کارخانههایشان بیاورند، اما حاکمیت با ترفندهای سادهای میتواند تلخکامی این هزینهها را در کام صاحبان صنایع شیرین کند؛ چهطور؟ مثلاً ارائه تخفیفهای مالیاتی برای واحدهایی که بازچرخانی بیش از ۵۰ درصد دارند.
این موارد، نظر قطعی کارشناسان است، قطعیت دارد و حتماً جواب میدهد. فقط باید بخواهیم.