دکتر فرشته شکیبایی روز چهارشنبه در گفتوگو با خبرنگار ایرنا سلامت روان کودکان را حاصل تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی دانست و گفت: برخی ویژگیهای شخصیتی و حتی برخی اختلالات روانی میتوانند زمینه ژنتیکی داشته باشند اما نوع تربیت و رفتار والدین نقش مهمی در شدت، بروز یا کنترل این ویژگیها دارد.
وی با اشاره به اینکه از طرفی نباید همه مشکلات رفتاری کودکان را به تربیت نادرست نسبت داد، افزود: همانطور که برخی بیماریهای جسمی میتوانند زمینه ارثی داشته باشند در حوزه روان نیز برخی اختلالات یا ویژگیها ریشه زیستی دارند و والدین نباید یکدیگر را بهطور کامل مقصر بدانند.
شکیبایی با تأکید بر نقش پدر در آرامش خانواده تصریح کرد: اگرچه مادران بهطور معمول زمان بیشتری را با فرزندان میگذرانند اما کیفیت حضور پدر، نحوه برخورد او با همسر و فرزندان و مدیریت هیجانات، تأثیر مستقیمی بر فضای روانی خانه دارد و میتواند منبع آرامش یا تنش در خانواده باشد.
وی با اشاره به اهمیت «دلبستگی ایمن» در سالهای نخست زندگی کودک گفت: در سال اول زندگی، پاسخگویی به موقع، در دسترس بودن مادر، آغوش گرفتن و تأمین نیازهای اولیه کودک، باعث شکلگیری احساس امنیت در او میشود و این احساس امنیت، پایه روابط اجتماعی سالم در آینده است.
فوق تخصص روانپزشکی کودکان ادامه داد: کودکانی که دلبستگی ایمن را تجربه میکنند در ارتباط با دیگران اضطراب و ناامنی کمتری دارند اما دلبستگی ناایمن میتواند باعث ترس، نگرانی و بیاعتمادی در روابط اجتماعی فرد در سالهای بعد شود.
شکیبایی با هشدار نسبت به برآورده کردن فوری همه خواستههای کودکان گفت: یکی از چالشهای امروز خانوادهها این است که والدین بدون آموزش صبر و تلاش، خیلی سریع به خواستههای فرزند پاسخ میدهند که نتیجه آن، پرورش کودکانی پرتوقع و ناتوان در مدیریت هیجانات است.
وی افزود: از حدود سهسالگی به بعد، والدین باید بهتدریج برآورده شدن خواستهها را به تأخیر بیندازند تا کودک مفهوم صبر، انتظار و تلاش برای رسیدن به هدف را بیاموزد.
این متخصص روانپزشکی همچنین به نقش والدین اشاره کرد و گفت: کودکان بیش از آنکه به حرفها گوش دهند، رفتار والدین را تقلید میکنند و شیوه صحبت کردن، نحوه برخورد با دیگران و مدیریت خشم در والدین، بهطور مستقیم در شخصیت کودک بازتاب پیدا میکند.
شکیبایی به شیوه صحیح دستور دادن به کودکان اشاره کرد و افزود: دستورات باید کوتاه، روشن، مثبت و غیر مبهم باشند و به جای جملات طولانی، سرزنش آمیز یا پرسشی، باید خواستهها به صورت شفاف بیان شود؛ چرا که ابهام و تناقض، باعث لجبازی و نافرمانی کودک میشود.
وی تأکید کرد: سلامت روان کودک تنها به آموزش علمی محدود نمیشود و تربیت فرزندانی با توانایی برقراری ارتباط سالم، کنترل هیجانات و رفتار اجتماعی مناسب نیز به همان اندازه اهمیت دارد.

ثبات رفتاری والدین و ایمنسازی محیط، کلید تربیت سالم کودک
شکیبایی با اشاره به اهمیت شیوه تعامل والدین با فرزندان اظهار داشت: والدین باید زمان مناسب برای بیان خواستههای خود را در نظر بگیرند و از مطرح کردن درخواستها در لحظات بحرانی مانند اوج تمرکز کودک بر درس، بازی یا تماشای فیلم خودداری کنند.
وی افزود: بهتر است چند دقیقه صبر شود تا از حساسترین لحظه عبور کنیم و سپس درخواست مطرح شود، چرا که بیان خواسته در زمان نامناسب میتواند منجر به مقاومت، لجبازی یا بیتوجهی کودک شود.
این روانپزشک کودکان با تأکید بر ضرورت ثبات رفتاری والدین تصریح کرد: خواستهها و قوانین باید در شرایط، زمانها و مکانهای مختلف یکسان باشند و اگر کودکی در خانه ملزم به رعایت قانونی مانند مسواک زدن است، این قانون نباید در مهمانی یا محیطهای دیگر نادیده گرفته شود، زیرا ناهماهنگی در قوانین، اثرگذاری تربیتی را کاهش میدهد.
شکیبایی در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به نقش پررنگ پدربزرگها و مادربزرگها در تربیت کودکان بیان کرد: کودکان بهطور معمول نسبت به توصیهها و صحبتهای پدربزرگ و مادربزرگ پذیرش بیشتری دارند و این ارتباط عاطفی میتواند نقش مثبتی در شکلگیری رفتارهای سالم داشته باشد.
وی همچنین درباره برخورد با کودکان خردسال نسبت به وسایل خطرناک گفت: بهترین راهکار، ایمنسازی محیط است، وسایل خطرناک باید از دید و دسترس کودک خارج شوند و در صورت علاقه کودک به برخی اشیا، میتوان نمونههای ایمن یا اسباببازی مشابه را جایگزین کرد.
این متخصص روانپزشکی ادامه داد: والدین باید رفتارها را به ۲ دسته «خطرناک» و «غیر خطرناک» تقسیم کنند، رفتارهای خطرناک باید بلافاصله و بدون تعلل متوقف شوند، حتی اگر کودک گریه کند اما در رفتارهای بیخطر میتوان با انعطاف بیشتری برخورد و از حواسپرتی یا جایگزینی استفاده کرد.
این روانپزشک کودکان درباره ناسازگاری برخی فرزندان با وجود همسویی والدین گفت: ناسازگاری میتواند دلایل مختلفی از جمله ویژگیهای فردی، اختلالات توجه و تمرکز، اضطراب، افسردگی والدین یا شرایط خانوادگی داشته باشد و فقط به معنای تربیت نادرست نیست.
وی تأکید کرد: برخی رفتارها در سنین نوجوانی بخشی از فرآیند هویتیابی است و والدین باید میان رفتارهای طبیعی سن و رفتارهای آسیبزا تفاوت قائل شوند و با صبر، گفتوگوی مناسب و نظارت آگاهانه، مسیر رشد فرزند را همراهی کنند.
شکیبایی درباره تربیت کودکان دوقلو نیز گفت: تقلید رفتار خواهر یا برادر دوقلو امری طبیعی است و ناشی از یادگیری از طریق همانندسازی و جلب توجه است و والدین نباید نسبت به این رفتارها بیش از حد حساس باشند و لازم است ضمن نظارت، اجازه دهند کودکان مسیر رشد طبیعی خود را طی کنند.
وی خاطرنشان کرد: مهربانی با کودک به معنای برآورده کردن همه خواستهها نیست و گاهی قاطعیت همراه با آرامش و توضیح کوتاه و متناسب با سن کودک، بهترین شکل محبت و حمایت از سلامت روان اوست.